تبليغاتX
دست نوشته های شخصی یک فرهنگی اردبیلی
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها

 ازآنجائیکه  لایحه هدفمندکردن یارانه ها یکی ازلوایح موثردرسرنوشت زندگی ومعیشتی تمامی اقشارجامعه می باشد وخواه ناخواه برنحوه معیشت آنها تاثیرخواهدگذاشت بنابراین تمام امیدها مربوط به دخالت موثر مجلس شوای اسلامی درمورد برخی مواد مهم بود که متاسفانه با کش وقوسهای معماگونه ماده 16 درنهایت ماده 13 هم عملا" ازگردونه وجودخارجی کنارگذاشته شد وبعبارتی ازسال جاری دست دولت دراجرای فراگیر این لایحه باز گذاشته شد واین درحالیست که نگرانیهای عمیق کارشناسی دراین مورد هنوزوجود دارد ومن تنها به گوشه مختصری ازبیانات دکتر توکلی ازنمایندگان شاخص مجلس هشتم اشاره می نمایم که"هرچه دلتان خواست برسر این قانون آوردید".

آیا لایحه هدفمند کردن یارانه ها کپی عجولانه ازطرحهای اقتصادی ترکیه نیست ؟ وآیا فضای اجتماعی وفرهنگی واقتصادی جامعه ما با جامعه ترکها تناسب دارد که این قدر روی اجرای این لایحه مانور میدهند ؟

جامعه ترکها اقتصادی غیرنفتی با درآمد فراون گردشگری وکشاورزی دارد وبعلاوه سیاستهای حساب شده ای درجذب سرمایه های خارجی وجوددارد طوریکه این کشور تلاش در ورود به جرگه ممالک اروپایی می نماید ودرواقع بغیر شرایط سیاسی مشکلی نیز ازلحاظ اقتصادی دراین مورد ندارد ولی جامعه ما بااقتصادی وابسته به نفت بافرهنگی بسته وسیاستی ناتوان درجذب سرمایه ها ی خارجی بسر میبرد وبرخلاف باور برخیها که تنها این ور دیوار را می بینند وتصمیماتشان بیشتر جنبه احساسی ولجبازانه دارد این لایحه آسیبهای غیرقابل پیش بینی برجامعه واردخواهدکرد ودوستانی که تصور می کنند بعد ازیک تورم چندرقمی اوضاع خوب خواهدشد درخطای آشکاری هستند چون ساختار ارائه این لایحه مشکل دارد

وای کاش بجای آن برسیاستهای حمایتی روی اقشار آسیب پذیر زوم میشد واین طور نمیشد که به اجرای عدالت به شکل پلیسی نگریسته شود.

توضیح مطلب اینکه اگرواقعا" 30 درصد جامعه ازبیشترین یارانه های 70 درصدی اکثریت بهره میبرند میشد این 30 درصدرا شناسایی دقیق کرد وزیرنظرگرفت وتشویق هم نمود وازطرفی سیاستهای حمایتی روی 70 درصد اعمال میشد منظورم این است که اون 30 درصد که دوستان ادعا می کنند نیازی به کمک ندارند به باورمن درمقایسه با مما لک پیشرفته اونها نیز فقرای غنی هستند وما بجای اینکه انگیزه پیشرفت آنها را سلب نماییم می توانستیم باسیاستهای حمایتی روی اقشار آسیب پذیر آنهارا نیز توانمندسازیم وباورغلط دراین لایحه ازدیدمن حذف یارانه از همان 30 درصد وتبلیغ تحویل آن به 70 درصداست که هیچوقت شکل اجرایی بخودنخواهد گرفت !!ودرعوض آن 30 درصد را به خرده فرهنگ منتقم بدل خواهدکرد .

اصولا" یکی ازمعایب تئوریسینهای ما این است که با درنظرگرفتن طرحهای دیگران آن طرحهارا به صورت کپی کارشناسی نشده وآنهم درشکل سیاسی اجرا می کنند وبخاطرهمین ضعف هم است که از ارائه طرحهای اقتصادی بومی عاجزند وفقط شعار میدهند.

شاید ذکر مصداقی به تفهیم موضوع کمک کند وآن اینکه درطرح تبدیل نظام قدیم آموزشی به نظام جدید آموزشی در آموزش وپرورش نیز همین خطا صورت گرفت ودرنتیجه بعداز تنها یک دهه ما بادانش آموزان فارغ اتحصیل دیپلم روبروشدیم که حتی دریک سطر نوشتارساده چندین غلط املایی فاحش دارند وبعبارتی همین خطای تقلید کورکورانه ازدیگران بدون پردازش به فرهنگ بومی آموزش وپرورش مارا با افت تحصیلی بالا روبرو کرد وکیفیت تحصیلی را بامشکلات عدیده مواجه نمود درصورتیکه آن زمان نیز ما می توانستیم باحفظ همان الگوی آموزشی وپردازش بیشتر به شاخه فنی حرفه ای وضعیت مطلوبتری داشته باشیم

بنابراین من شهروند که شاید دوستان دانشمند تقلیدگرا عددی به حسابم نمی آورند ازحالا به عینه می بینم که وضع اقتصادی پریشانی که منجر به گسستهای اجتماعی وسیع نیز خواهدشد درانتظار ما خواهد بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 19:19  توسط  حسن فاتحی  | 

         یا رب چرانامردمانی دیوسیرت//با جلوه ی حق گشته درپندارقدرت؟

قومی که ظلم آشکاری مینماید!!//با فتنه ها همسازوبا مکراست الفت

درباورظلم است تا منجی بیاید!؟//خودمی کند بیداد ازفقرصداقت

آن منجی عالم که ایشان می سرایند//نی منجی صاحب زمان باشدبه عصمت

منجی او قدرت بود با ساز مذهب//تا سلطنت ارثی نماید بهر شوکت

احساس مردم را به بازی درگرفته//تا خود کندتدبیروهم وکید لذت

یا رب کدامین آیه ی قران پاکت//دستورظلمی داده ازبهر صدارت؟

قومی به نام حجت صاحب زمانت//قبح بدی رابرده کرده عین حکمت!

با باندبازی وخرید فکر نادان//تفسیرباطل کرده ازقران وعترت

فاتح خداراشکرکن تامی توانی//چون فکربازی داده ازبهرکرامت

شاید به اندک فرصتی قومی ببالد//لاکن به وقتش می شود رسوای ذلت

مهدی بیاید باصلابت باصداقت//تامونسی باشد به فکر وقلب پاکت

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:16  توسط  حسن فاتحی  | 

سیزده آبانماه روز تسخیر لانه جاسوسی  توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) می باشد که اثر این حرکت انقلابی بی گمان توانست حداقل تاحدودی غرور له شده ملتی را درجریان ده ها سال جبران نماید وقطعا" حمایتهای امام راحل ازاین حرکت هوشمندانه انقلابی خود موید این ادعاست.

سیزده آبانماه به عنوان نماد حرکت انقلابی باید همیشه ایام زنده بماند تا قدرتهای زورگوبفهمند ملت ایران ظلم پذیر نیستند وازطرفی باید این حرکت انقلابی پویا بماند وازانحرافات گذشت زمان مصون بماند وحربه ای در دست سیاست کاران برای تصاحب قدرت وحذف منتقدین قرار نگیرد وهمچنین مفهوم کامل استکبار را شامل شود یعنی هر قدرتی که منافع ملی اسلامی مارا تهدید نماید درزمره استکبار قرار گیرد وبعبارتی هم زور گویان غرب وهم زور گویان پرطمع شرقی نیز بدان اضافه شود .

اگر آمریکا نماد استکبار غرب است درحال حاضر روسیه نیز نماد استکبار شرق است منتها حربه مورداستفاده استکبار شرق ازنوع نرمتر وویرانگروستون پنجمی می باشد ما تازمانی هویت انقلابی خواهیم داشت که ازپذیرش ظلم از هر طرفی بپرهیزیم واگر گروهی بخواهد براساس منافع جناحی استکبارغرب را عنصراصلی واستکبارشرق را فرعی معرفی نماید خود حکایت ازعدم پویایی خواهدداشت وخود این انحراف رفتاری موجب جبهه گیریهای درون نظامی علیه برادران وخواهران خودی خواهدبود .

ای کاش هیاهو سالاران  امروز که تنها دنبال التهاب آفرینی برای مقاصد شخصی خود می باشند این واقعیت را درک نمایندکه بسیاری ازشعارهای انحرافی که متاسفانه امروز شنیده میشود حاصل لجبازی رفتاری آنهاست ودرواقع همه ملت ایران مخالف استکبارند ولی چون نمی توانند برخی حرکات نمایشی برخی مدیران نالایق را تحمل نمایند برای فرار از استفاده ابزاری به طرح شعارهای انحرافی میپردازند وبه باورمن نباید گروهی تنها نظر خودرا حق مطلق پندارد وباتکرار مستمر تئوریهای مشکوک که تنها ساخته ذهن اقتدارگرای آنهاست بخواهد دیگران را ازحضور اجتماعی وسیاسی محروم نماید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:38  توسط  حسن فاتحی  | 

سیاست در واژگان عمومی به معنی روشهای مدیریت وابزارهای بهینه اداره جامعه تلقی میشود یعنی کاربرد روشهای که با فرهنگ عمومی وسطح آموخته ها وایدئولوژیهای افراد سازگارباشد ودرغیراینصورت ازمعانی مصطلح اجتماعی ودینی خارج ودرزمره مکر وحیله وروشهای تامین منافع شخصی ونوعی ابزار شیطانی برای فریب کاری تلقی خواهدشد.

اگر شهید مدرس روی جمله "سیاست مادیانت ما" تکیه دارد خود حکایت ازنبوغ واندیشه باز آن بزرگواردارد که سالها قبل از انقلاب اسلامی دراوج خفقان ستمشاهی سیاستی را کارا معرفی می نماید که ملهم از آموخته های دینی ناب باشد .

درواقع سیاستی که برمبنای دین تحریف شده وسلیقه ای شکل اجرایی بخود گیرد همان حیله وتزویر تلقی خواهدشد نه سیاست توام با دینداری. ازطرف دیگر اگر سیاست را ازدید مدعیان هیاهو سالار شعارمدار نیزنوعی شطرنج بازی هم تلقی کنیم باز بدون رعایت اصول جوانمردی روشی کارا تلقی نخواهدشد بلکه به تعبیری نوعی سوء استفاده ازارزشها تظاهر پیدا خواهدنمود. بنابراین تادرچهارچوب آموخته ها وباورهای ارزشی جامعه حرکت نکنند وتنها بخواهند تفکرات خودرا با تکرار واستفاده ابزاری ازرسانه ها نهادینه نمایند تلاشی کور خواهدبود وچون در خوش بینانه ترین شرایط با مخالفت نصفی ازجامعه روبرو خواهدشد تنها برای خرید زمان برای مدت محدود کارایی خواهدداشت ودر عوض زیانهای اخلاقی واجتماعی خطرناکی نیز تحمیل جامعه خواهدنمود طوریکه درنهایت به فرقه گراییها ورفتارهای تعصبی کور وافراطی منجر خواهد شد

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 13:18  توسط  حسن فاتحی  | 

باتبریک خجسته میلاد ثامن الحجج امام رضا(ع)

آنکه دردوران ما اصل بلاست//فتنه هارا سربراه وآشناست

مجرمانی ازتبار مکروخون//دیومردانی زنسل وهمهاست

مجرمانی درلباس دین وحق//باطنی پرکین زقران خداست

سالها تیمی به لجبازی دین//چون یزیدی غره دردشنامهاست

یاجنون دارد مریض بینواست//یا زعقده درلج اندیشه هاست

فرمول تبلیغ او تکراربد//یارباطی درمسیر خطهاست

کوک اوبراصل قدرت میزند//باهیاهو هم سوار موجهاست

گردرختی درنظرگیریم ما//ریشه محکم  ساقه جای کرمهاست

جای خودخوش لانه دارن کرمها//ظاهری آرسته و مومن نماست

پینه ای چون گردگردوبرجبین//کینه وزهرجفا درقلبهاست

منزلت ازدیدشان وابستگیست// یامدیری ازتباربرده هاست

چون خداراخوب نشنیده چنان//بی گمان خودبرده صدعقده هاست

فاتح ازرنج مدیران بازگو//باندبازی هم بلای آشناست

مهره هاباچینش سودوضرر//صفحه شطرنج هم عین خطاست

تانباشد عقل وتدبیری براه//مفت خورها آفت پرادعاست

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:53  توسط  حسن فاتحی  | 

روزگاری پرعجایب مردمانی شکل انسان/مرگ را نادیده بیند بانهایت کبروعصیان

حرف زور ومنطق زر جلوه ای باهم نموده/دست هم را درگرفته منطق انکاروطغیان

بهر تصمیم پلیدی پشت هم تکرار باطل/حربه تهمت گرفته دامن مردان قران

ازعذاب دین ووجدان ظاهری درشکل انسان/ازگذشته چشم پوشان گشته اندمردان نادان

باطلی را با ریا ها کرده اند مخلوط ایمان/تا به توجیهی نماید جلوه ایمان پریشان

باتوهم با لجاجت درپی هذیان قدرت/شیوه رسوا نمودن گشته درپرگار بطلان

گله ای با بهت وحیرت بی تمنا گشته درغم/اون طرف مشغول هذیان گشته آن چوپان نادان

باتمسخر داد گرگی میزند تا خوش بماند/غافل از روز مبادا گرگها هم تیزدندان

اون طرف گرگ پلیدی گله دراندیشه دارد/همچنان ازخوسریها میشودچوپان خرامان

فاتح ارگرگی بتازد گله را نابودسازد/بشکندتدبیرقومی زین دغلهای  فراوان

گر به عقل وسعی ومنطق نی کند اقرار چوپان/ تا زمانهای مدیدی میشود دوران بحران

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 20:47  توسط  حسن فاتحی  | 

چهارمین غزل من باعنوان "فریادشهدا"

من شهیدم برگزیدم راه سرخ کربلا //   آرمانم برگرفتم ازدم روح خدا

جان خویشم هدیه کردم برنهال سبز دین  // تا نگرددمنحرف ازره  مسیرانبیاء

بی تمنا بی تظاهرخون بدادم راه حق //  تا شود فرزند من درمسلک دین وحیا

همسرم را گفته بودم صبروتمکین پیشه کن//خون من راپاس داروکن به فرزندم وفا

من نرفتم همسرم خون مراارزان دهد //بادودستی برگزیند میزوپست آشنا

من زفرزندم به ارزشها نوایی داشتم//پس چرا درراه منکر گشته درباندجفا؟

بارها من گفته بودم آرمانم کربلاست// خط سرخم خون من هم درمسیرکبریا

پس چرافرزندمن درمسند ظلم وجفاست؟//می کند محروم ملت را به حقش ازریا؟

پس چراآن همسرباارزش و زیبای من//گشته ابزار فراموشی  خط سرخ ما؟

من نرفتم کبررا بازور ارزش برکنم//من به خونم برگزیدم ارزش ناب ولا

فکرمن اندیشه ناب مطهر بود وبس//من بنالم ازنفاق و ازریا وازجفا

من نگفتم یادگارم راه مکری دررود// یابسازدخون بخواهی را طریق ناروا

من نگفتم مردم محروم را رسواکنید//یا به تحقیر وبدی فخری فروشید ازریا

همسرم بیعت شکستی بازماندی ازخدا//لاجرم راهت زراه حق نمودی هم جدا

برگزیدی شهرت وآوازه جاه ومقام//درقصوری ظلم کردی بررگ وریشم چرا؟

فاتح ار اندیشه کبرخسی فخرت فروخت//لیک این انگیزه شدتا خودبگویی ازجفا

گرشهادت لایق جسم ضعیف تونگشت//لیک درخیل شهیدان شد به تقدیرت دعا

باقلم بافکر وباطرح مصادیق جفا//مطمئنا" میشوی شایسته درراه خدا 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:29  توسط  حسن فاتحی  | 

یکی ازسیاستهای متداول اصولگرایان شعارمدار درعرصه رفتارهای سیاسی  اجرای نمایشی سیاست هویچ وچماق درمورد منتقدین داخلی است وبنظرمیرسد بدنبال هرخرابکاری وتصمیم نادرستی که دوستان اتخاذ می نمایند برای بایکوت انتقادات مردمی توسط برخی ازمهره های جنجالی خودشان حربه شکایت ازموسوی را پیش می کشند ومن تقریبا" بدنبال هر ادعایی این چنینی ازنوعی باج دهیها به بیگانگان نگران میشوم .

مستندی که دررسانه ملی درمورد روند پرونده هسته ای اخیرا" پخش گردید بنوعی اصلاح طلبان را به چالش کشاند وحتی چنین القاء شد که همه موفقیتها مرهون دولت نهم بوده است حال اگر چنین بوده است

چراباید کشورهای غربی برسرجمع آوری غنائم هسته ای ما جمع شوند وهرکدام درخواست سودبیشتری نمایند؟!

روسها که تابحال ازراه اندازی مرکزبوشهر طفره رفته اند آیا اورانیوم غنی سازی شده بیست درصدی را به ماخواهندداد یااینکه هم اورانیوم اولیه را گرفته وهم پول تبدیل وتخریبش را ازما خواهندگرفت؟

بابا شما که می گفتید فلان وبهمدان یه هو چه شد اینجوری شدید؟!!

حال اگه نمی توانید از فن آوری هسته ای درست پاسداری نمایید چرا کاسه کوسه ها را سرمهندس موسوی می شکنید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 19:34  توسط  حسن فاتحی  | 

امروزفرصتی یافتم هم درمورد خودم وهویتم به عنوان عضوی از جامعه معلولین ایران اسلامی سومین غزل خودرا بنویسم وهم اینکه مطلب تحلیلی درمورد حادثه دلخراش تروریستی در شهرستان سرباز وشهادت جمعی ازفرماندهان رشید اسلام نوشتم امیدوارم هردو این مطالب موردقبول حق واقع شود.

من کیم مخلوق حقم درمسیرکبریا//ظاهری معلول دارم با دلی درد آشنا

بنده بی ادعایم درصراط امتحان//شکرحق گویم شدم من لایق حزن وبلا

جسم من دربندروحم شاکرم برطاعتش//گربیفتم برزمین صدنمره گیرم ازخدا

افت من هم نعمتی باظاهر درد وبلاست//آشنایم من برین افتان وخیزان لحظه ها

من به حق مدیونم ازاین نعمت بی انتها//برگرفته ازوجودم آفت کبروریا

هرکه بیند جسم من تعبیروتفسیرش کند//هرچه گویند آن کنند من راضیم براین صفا

آن بگوید طینت بد بوده اصل محنتش//این بگوید لاجرم ازفتنه بوده بینوا

شایدم لایق نبوده مثل ما باپارود//ازقدیمم گفته اند کوهو ببین دربرفها

من بگویم ای خدا من بنده محتاجتم//راضیم برحکمتت تقدیرکن صبروحیا

سینه ام افزون نما وسعت بده چون آسمان//ذره ای تقدیرگردان لطف خود برحال ما

گرندارم دست وپا شایسته پروازکن//باملائک همرهم کن تا شوم دوراز فنا

عزت نفسم بده قلبم پراز ایمان کن//فکربازم ده مکن محتاج نامردان مرا

گرنباشدجسم من لایق به قربان کردنت// منتم نه می پذیر ازمن بدین سعی وصفا

فاتح ازلطف الستی تاابد مسرورشو//لطف حق گردد همیشه بروجودت رهنما

عیب نامردان مگیروکن مدارا بابدان//روز محشرمیشود شرمنده ات خیل جفا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 18:3  توسط  حسن فاتحی  | 

خیلی وقت پیش زمانی که بدنبال حوادث دردناک بعدانتخابات برخیها به زعم خود دشمن واقعی را در اردوی برادران وخواهران خویش تلقی میکردند من دلم می خواست چنین پیش بینیهایی نیز داشته باشم وبه عواقب سوء مدیریتها وهیاهوسالاریها بپردازم واگر دوستانی یادداشتهای مرا دنبال می کنند حتما" متوجه این واقعیتها ویادآوریها خواهندشد که بنده درپرده وایما واشاره داد از هیاهوسالاری وآسیب های آن میزدم ولی این حادثه تلخ مرا واداشت تا آشکار نظراتم را به عنوان یک شهروند بیان کنم به این امید که ازروی خیراندیشی ودلسوزی تلقی شود وبا این باور تلقی شود که ماهم ایرانی بوده وماهم عاشق نظام اسلامی هستیم.

واقعیت این است که گروههای ازاصولگرایان (شعارمدارها نه دین مدارها) ونیز طیفی از اصلاح طلبان (لائیزم ها نه ولایت مدارها) ازماهها قبل انتخابات دنبال اردوکشی وهیاهو بودند وقانون واقعی برای آنها منافع شخصی وگروهی خودشان بود همین گروهها بالاخره درجریان انتخابات وهم بعد آن کارهای بیشرمانه ای کردند که بیگمان روح امام راحل ووجدان انسانهای آزاداندیش را به درد آوردند.

همین افراطیون وکج اندیشان هردو گروه   نظام اسلامی را به نفع خود تعبیر وغیرازاردوگاه منحرف خودشان مجالی برای طرح ایده ها ونظریات نخبگان ودوستداران واقعی نظام اسلامی ندادند وهمینها لجبازی را آنقدر آشکارکردند که حتی خطوط قرمز نظام اسلامی را که همان ولایت مداری واحترام مراجع عظام بود زیرسئوال  بردند اصولگرایان شعارمدار به نام دین دنبال فرقه گرایی خود رفتند وحتی به مردم عامی معترض به دید وابسته منافق نگریستند وازطرفی اصلاح طلبان لائیزم ضد ولائی نیز ازجریان سوءمدیریتها به نفع زیرسئوال بردن حکومت دینی تاختند وهردو این گروه بدکردند وبه اسلام ومسلمین ظلم نمودند .

تزاصلی این گروها همان ایده ضد اخلاقی ماکیاولی می باشد یعنی هرکاری برای قبضعه قدرت را درست میدانند واین تز مغایر آراء 98 درصدی به نظام جمهوری اسلامی می باشد .

همین ندانم کاریها وعقده گشاییها باعث آن گردید گروهی فرصت طلب بازوهای توانمند نظام اسلامی یعنی سپاه وبسیج را با توجیه فرضیه براندازی نرم وارد دنیای سیاست وآنهم به شکل جناحی کردند ودرواقع دشمنان واقعی را قابل تحمل تر از برادران وخواهران خودیافتند وهمین مسائل باعث گردید تا دشمنان قسم خورده اسلام ارفرصت موجود بهره کشی کردند وجمعی ازسرداران نامی وتوانمند این مرزو بوم را به شهادت رساندند.

اگرامام خمینی (ره) سپاه وبسیج را ازدخالت درامورسیاسی منع میکردند علت اصلی آن نبوغ ودوراندیشی معظم له بود وسپاه وبسیج باید به عنوان بازوهای توانمند ومردمی نظام اسلامی بدور از جناح بازیها وسیاست زدگیها تنها وتنها روی محور نظام اسلامی وولایت حرکت کند وبه خدای شهید شوشتری سوگند که غیراین هدف این نیروی ارزشی را استحاله وقابل رسوخ خواهدکرد البته من به عنوان یک شهروند گله های هم ازرفتارهای سیاسی روز برادران سپاهی دارم وآن اینکه سپاه یک نیروی ارزشی واعتقادی است وهرچند باید متناسب باشرایط روز جامعه پیش رود ولی دخالت درامور اقتصادی نیز در آینده دور این نهادمقدس را بامشکلات جدی روبروخواهدکرد چراکه فکراقتصادی وسرمایه ای درنهایت دنبال سودسالاریها خواهدبود وسپاه نیروی سودسالاری نیست بلکه مدافع مستضعفان ومحرومان است  وجذبه آن نیز بدینهاست وقدرت واقعی آن نیز به مردمی بودنش ودردل مردم جای گرفتنش است واگر این سرمایه بزرگ را فدای منافع مادی واقتصادی جاری روز نماییم تجهیزات مدرن نیز کارایی نخواهندداشت .

بنابراین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وبسیج توانمند باید ازجناح بازیها کناررود وبامدیریتی توانمند وهوشمندانه منافع بزرگ ملی اسلامی را دنبال نماید ومانع رسوخ اطلاعاتی وامنیتی دراین نهاد ارزشمند شود واین ممکن نخواهد بود بجز آنکه دیدوسیع وبازتری از منافع نظام اسلامی داشته باشیم وگرنه باز هم شاهد ماجرای "شهرام امیریها" ولو رفتنها وازطرفی دردها ومصیبتها خواهیم بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 11:22  توسط  حسن فاتحی  | 

درجمعه ای دیگر دومین غزل خودرا باعنوان "مولای من" تقدیم رهروان ومنتظران واقعی مولایم می نمایم وامیدآن دارم موردرضایت آقایمان صاحب عصر روحی لمقدمه الفدا نیز گردد:

مولای من آقا نیا شمشیرها دربسته اند/باظاهریاری تو اندرکمینت جسته اند

بامکر وحیله همرهند ازعمروعاص هم بدترند /انگاربااهریمنان پیمان زشتی بسته اند

لجبازی ونامردمی رارسم غالب کرده اند /اخلاق را گم کرده واز ترس وجدان رسته اند

بازوروتزویروریا بامنطق دیوانه ها/حق را پریشان کرده وبرمسند ش بنشسته اند

تفسیرباطل کرده وتوجیه را گسترده اند/بابی حیایی این بدان محراب هم بشکسته اند

هرکس بگوید این نکن بازور رسوا میشود/در فتنه سازی تیزفهم درمکرهم سررشته اند

میترسم آقا این زمان برنامه های این بدان/گفتارشان برشکل حق دردل به قدرت بسته اند

تبلیغ خدمت بی عمل رسم هیاهو کرده اند/جای قبول راه حق باندی بهم پیوسته اند

دادفرج سرداده وفریاد عجل میزنند/لاکن به لجبازی دین هم مکرشیطان گشته اند

فاتح گزارش را بده درددلت را بازگو/مسلم به کوفه درره ونامردمان هم خسته اند

بگذاررسوایی براین قوم جفا غالب شود /اینان به روسوایی خود همت زبالا بسته اند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 6:6  توسط  حسن فاتحی  | 

با عرض تسلیت سالروز شهادت امام جعفرصادق (ع)

عدالت واژه پرباری است که همیشه درطول تاریخ گروهی برای نیل به اهدافشان بدان متوسل گشته اند تابدان وسیله جایگاهی دربین توده های محروم جامعه برای خود دست وپا کنند وچون دراکثرجوامع اکثریت بااقشار محروم ومستضعف بوده است فلذا هنوز هم عده ای درجهت استفاده ازاین ابزار مهم برای اهداف خودشان می باشند.واگر این اهداف درراستای مکاتب الهی وانسانی باشد ودین وایدئولوژی الهی را چهارچوبی برای رفتارهای خودقرار دهد بی گمان رفتاری الهی خواهندداشت واگر دین را وسیله ای برای قبضه قدرت تلقی نمایند لاجرم دراندک زمانی قدرت صوری خواهند داشت وباروشن شدن حقایق رفتارشان نه تنها توفیق دنیوی  نیز نخواهندداشت بلکه موردغضب الهی نیز قرار خواهند گرفت.

اگر ما بحثهای تاریخی باقدمت طولانی را ورق بزنیم بی گمان عدالت را بانام علی (ع) خواهیم شناخت وانصافا" عدالت علوی به لحاظ تبعیت کامل از دین واحکام اسلامی ریشه دردرون آدمها نهاده بود وازطرفی عدالت برای علی ابزاری برای قدرت نبود بلکه علی (ع) خودرا وسیله برای تحقق عدالت وآنهم درمکتب ناب محمدی (ص) قرار داده بود ودراین راه مقدس جان شریف خویش را فدای اسلام نمود.

عدالت علوی یک عده ویژگیهایی داشت که باعث میشد تا مساوات اسلامی  رعایت گردد وهمچنین عدالت علوی بخاطر همین ویژگیها بود که استفاده ابزاری ازعدالت را محکوم وناکارامد تلقی میکرد وتا آخرین روزهای حیات مولای متقیان نیز همین ویژگیها درراس امور بودند.

1-   عدالت علی ملاک اصلیش استحقاق افرادبود وعلی کسی نبود که بخاطر وابستگی نصبی ویا سببی ازاجرای عدالت چشم پوشی کند وبنابراین آهن گداخته را دربرابر برادر زیاده خواه قرار میدهد تا ضمن رعایت اخلاق اسلامی الگویی برای پیروان واقعیش گردد ولی آیا مدعیان عدالت امروز هم چنین می کنند؟

اگر فضای جامعه ما اینقدر سوال برانگیزشده یکی ازدلایل عمده اش درهمین نکته نهفته است که عده ای بنام عدالت بارفتارهای گزینشی وشعارمدارانه  دربرابر واقعیتها صف آرایی کرده اند وعجیبتر آنکه خودرا مستحق تفسیر عدالت علوی تلقی می کنند وحتی نظروآراء مراجع عظام را برنمی تابند.

2-   عدالت علی ابزاری برای فریب مردم نبود وعلی (ع) استفاده ابزاری ازارزشهای اصیل اسلامی وانسانی  را همیشه ایام زشت وغیراخلاقی میدانستند وبنابراین حتی درجنگهای خود ازآب به عنوان ابزاری برای پیروزی بهره نمی بردند ویا دروغ ونیرنگ حتی به دشمن خودرا جایز نمی شمردند وتااتمام حجتی نمیکردند وتاافکار عمومی را اصلاح نمی فرمودند بردشمن هم نمی تاختند ولی آیا مدعیان عدالت امروز هم  لااقل شبیه علی عمل می کنند ؟ یااینکه دین را وسیله ای برای منافع حزبی وفرقه ای خودقرار داده اند؟

3-   درعدالت علوی حتی مالک اشتر باآن عظمت وکرامتش تاجایی قابل احترام بود که درکنارمردم ودرخدمت اسلام محمدی باشد ولی آیا مالک اشترهای زمان مانیز چنین هستند ؟ یااینکه برعکس نظر شخصی مالک اشترها بر نظر اصیل اسلامی  برتری یافته است؟

4-   درعدالت علوی منطق حق شنیده میشد وحتی به خاطرشکایت پیرزنی فرمانداری عزل میگردید واینطور نبود تا چهارسال هرمسئولی هرغلطی کرد مصون بماند ولی آیا گروهی از مدیران نالایق درچتر عدالت محوری خودرا حق مطلق ودیگران منتقدرا کافر ومنافق ووابسته و...تلقی نمی کنند؟

5-   درعدالت علوی دین مداری اصل بود وشعارها هم تابعی ازاصول واقعی بودند وبنابراین هیاهو وتبلیغات واهی هم دربین نبودند واخلاق اسلامی درسرلوحه امور بود ولی آیا عدالت امروز هم چنین است؟ یااینکه برحسب اغراض شخصی وکینه های شتری  ولجبازی تعمدی براحتی اخلاق اسلامی زیرپا گذاشته میشوند وحتی شخصیتهای بزرگی  باهیاهو له میشوند وباجنگ های روانی وروانشناسی تبلیغات که حاصل فرهنگ ماکیاولی غرب است باطل را به جای حق مشتبه می سازند؟

نتیجه کلام اینکه عدالت علوی آنقدر شفاف و الهی است که نیازی به تبلیغات وعوامفریبی نداردوتنها به تکلیف خود عمل می کند وازتوجیه بیزاراست واگر فردی ویاملتی برعلیه اصول ناب او برخیزد دشمن تلقی میگردد و علی هیچوقت به دشمن باج نداد تا برادرش را ذلیل کند وعلی هیچوقت با دشمن نساخت تا مخالفین داخلی خودرا منزوی سازد وعلی علیرغم اینکه معصوم بود باز به آراء ونظر دیگران احترام می گذاشت وتحقیر وتوهینی درکارنبود چون هدف برای خدابود نه قدرت واغراض شخصی وبنابراین علی (ع) علیرغم علم به حیله های عمروعاصی  حاضر به استفاده از آن روشها نبود وبدین خاطرنیز ماندگارگشته است وشمعی فروزان برای تاریکیها تلقی میشود وبنابراین آنهاییکه بدنبال سوء استفاده ازعدالت علوی برای مقاصد شخصی خودهستند متوجه این واقعیت باشند که غیرمعصوم را میشود فریفت ولی جذابیت وکرامت ذاتی مکتب علوی را نمیشود وسیله برای عوامفریبی قرارداد وتنها میشود به سان حبابی روی آب عمل کرد.

شاید وجدان بیداری باخواندن این یادداشت تحلیلی به خود بگوید پس تکلیف کدام است؟گزینه رفتاری صحیح برای پاسداشت عدالت علوی کدامها هستند؟

به باورمن تکلیف ما این است که بجای ادعای حب ولایت باعلی ومکتب جهانیش بیشتر آشناشویم  واگر تهذیب شناخت علی را نداریم لااقل بنام علی برعلیه اندیشه علوی نتازیم اگرما واقعا" عشق ولایت داشته باشیم خودراوسیله ای برای تکریم ولایت قرار میدهیم وکاری نمی کنیم که ولایت را هزینه ندانم کاریها وعقده گشاییهای شخصی خودقرار دهیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 5:57  توسط  حسن فاتحی  | 

مقاله ای باعنوان آسیب شناسی کارکردی مدیران نالایق برحسب ویژگیهای برجسته نامدیران نوشته بودم که دیروز درسایت تابناک منعکس گردیده ضمن تشکر از عنایت مدیران این سایت وزین درانعکاس نقطه نظراتم

می توانید مقاله مذکوررا درلینک زیر مطالعه فرمایید:

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=67907

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 11:26  توسط  حسن فاتحی  | 

اصول گرایی دراصطلاح لغوی به معنی رعایت چهارچوبهای عقیدتی دررفتارهای سیاسی می باشد واگر اصول موردنظر تابعی از اسلام ناب محمدی (ص) مورداشاره امام راحل باشد قطعا" برای تعالی وعزت جامعه اسلامی مفید وبلکه ضروری می باشد .

ولی اگر اصول گرایی پوششی برای باندبازیها ورفتارهای گزینشی باشد قطعا" نه تنها برای اسلام ومسلمین کارساز نخواهدبود بلکه تهدید مضاعفی نیز به جهت سوء استفاده ازاصول تلقی خواهدشد.

به باورمن جبهه اصولگرایان درجریان مسائل روز جامعه ومشکلات پیش آمده به دوقسمت تقسیم گردید

یک عده ای که من از آنها به عنوان اصول گرایان ولایت مدار ودین مدار تعبیر می کنم باداشتن رفتارهای پخته سیاسی وبدورازاحساسات تند منافع حزبی   تلاش کردند اصول ناب دین محمدی (ص) را رعایت کنند وتلاش کردند منطق واصول اسلامی را درتعامل بابرادران وخواهران دینی درپیش گیرند وانصافا" نتیجه هم گرفتند ومانع تهدیدات جدی برای نظام اسلامی شدند .

گروهی ازاصول گرایان که من از آنها با عنوان اصول گرایان شعارمدار ودوستمدار یاد می کنم تنها وتنها هدفشان التهاب آفرینی وهزینه کردن ولایت برای مقاصد حزبی خودشان بود .

تفاوت جدی اصول گرایان دین مدار بااصول گرایان شعارمدار این بود که یکی دین را هدف اصلی اعتلا میدانستند وبنابراین اخلاقیات را لازمه دین محوری قراردادند واخلاق اسلامی راحتی دربرخورد بامجرمین رعایت کردند ولی آن یکی دین را وسیله ای برای قدرت مینگریستند وبنابراین درتعاملات سیاسی خودنیز اخلاق را رعایت نکردند وتاتوانستند شخصیتها وارکان نظام اسلامی را زیر سئوال بردند وحتی به بیت امام راحل هم رحم نکردند ومراجع را هم هزینه کردند  

 بلایی که اصول گرایان شعارمدار ازنظرمن برسرنظام ومردم آوردند دشمنان قسم خورده اسلام نتوانستند این بلا را بیاورند وحتی گستاخی اصول گرایان شعارمدار در شکستن حریم شخصیتها به مراتب خطرناکتر از رفتارهای ضدولایی عناصری از اصلاح طلبان فرصت طلب  درزمان قدرتشان بود.

البته به باورمن جبهه اصلاحات هم همین تقسیم بندیهارادارد یک گروه دنبال دین مداری توام بامدنیت امروز جهان معاصر می باشند واینها حاضر به عدول از دین نیستند ویک عده ای ازآنها نیز اصلاحاتی مدنظرشان بود که درنهایت به لائیزم منجر میگردید ودومکراسی هم ابزاری برای توجیه بود .

بنابراین هم اصول گرایان دین مدار وهم اصلاح طلبان ولایت مدار هردو از ابزارهای تعالی عزت مسلمین وایران اسلامی تلقی میگردند وهم اصول گرایان شعارمدار وهم اصلح طلبان لائیزم مطرود ملت خواهند بود وانشاء اله ...نخواهندتوانست انقلاب اسلامی را که حاصل خون هزاران شهید وارسته بوده است به یغمابرند وخودشان رسوا خواهند شد ومکروومکرواله...واله..خیرالماکرین

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 13:10  توسط  حسن فاتحی  | 

واقعیت این است که تشکلهای غیردولتی معلولین(ngo) علیرغم سهم بسزایی که درارتقاء جایگاه فرهنگی واجتماعی معلولین داشته اند ولی به علت اینکه زیر نظرسازمان بهزیستی فعالیت می کنند وازطرفی عمده مشکلات کلان معلولین نیز باخود سازمان بهزیستی می باشد ودرواقع این سازمان ازمعلولین به عنوان ابزاری برای ترقی مدیران خود بهره می برد فلذا به باور من وجودتشکل حزبی توانمند بامرکزیت نخبگان معلول درشورای مرکزی آن می تواند سهم بسزایی در جلب توجه مسئولین به معضلات معلولین داشته باشد .

همچنین تشکل حزبی توانمند به علت جمعیت بالای معلولین ودوستداران آنها می تواند دولت مردان را درنهایت وادار به تعامل غیرمشروط باجامعه معلولین بنماید ووجودحزبی با پیکره معلولین تحصیل کرده می تواند به عنوان کاتالیزوری برای ارتقاء جایگاه اجتماعی معلولین گردد.

البته مشکلات اساسی دراین مورد وجوددارد که یکی از آنها درماندگی آموخته شده وتلقین شده درمعلولین می باشد یعنی دوستان ما ازبس باحداقلها وفلاکتها ساخته اند نمی توانند باور کنند که چنین عملی ممکن باشد بنابراین به بهانه سیاسی گرایی از آن طفره میروند درحالیکه مشکلات کلان معلولین تنها ریشه فرهنگی واجتماعی ندارد بلکه متاسفانه اخیرا" ریشه سیاسی هم پیداکرده است وبنابراین حالا که از آراء ونظرایشان به عنوان ابزاری برای موفقیت بهره می برند چقدر شایسته است درقبال آراء این جامعه بزرگ به دغدغه های مهم آنهانیز پرداخته شود ووجودتشکل حزبی می تواند به طرح این دغدغه ها وآنهم درشکلی کلان کمک نماید.

شاید ذکر مثالی به تفهیم موضوع اهمیت حزب برای معلولین کمک نماید وآن اینکه:

بنده اخیرا" مطلبی باعنوان فراموشی معلولین درگیرودار هیاهوهای سیاسی نوشته بودم وعلاوه برارسال به سایتها وروزنامه های  موجود رونوشتی از آنرا به برخی ازتشکلات معلولین نیز نوشته بودم ودرنوشتن این مطلب تلاش کرده بودم علیرغم طرح دغدغه های خود به عنوان یک شهروند درموردمسائل جاری کشور به علل ناتوانی سازمان بهزیستی در جوابگویی به افکار عمومی معلولین نیز بپردازم .

به خدا به جز انجمن دفاع ازحقوق معلولین وسایت معلولین بقیه تشکلات معلولین به بهانه موضوع سیاسی این نوشتار طفره رفتند وگفتند ما تاحالا هم به زور داریم مجوز فعالیت می گیریم با انعکاس این یادداشت شما مطمئنا" بهزیستی گیرخواهددادو.....!!

درصورتیکه این موضوع یک واقعیت حداقل ازدید یک معلول تحصیل کرده بود که پردازش به معضلات معلولین را با رویکرد سیاسی موجوددرجامعه نگاشته بود.

به اعتقادمن برای حل مسائل باید راهکارهای اصلی را برگزید تا سریعتر به نتیجه رسید وقتی بهزیستی ومدیرانش بانگرشهای سیاسی جناحی روی کار می آیند من معلول هم باید درتشکلی قانونی توان اظهار نظرسیاسی داشته باشم وگرنه ازمعلولیت من به عنوان ابزار برای تبلیغ خودشان بهره خواهند برد ومن معلول باید باهوشمندی بتوانم مانع استفاده ابزاری ازخودم گردم وهمچنین با تدبیر راه حلهای تاثیرگذار بتوانم توجه غیرمشروط مدیران ارشد را به معضلات جامعه معلولین جلب نمایم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:54  توسط  حسن فاتحی  |