|
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها
|
|
|
|
||||
شب بود وچون به خانۀ حق پا گذاشتی
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:36 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انتخاب دهم هم بافراز ونشیبهای عجیب وغریبی که داشت بالاخره با کش وقوسهای تصنعی پایان پذیرفت ولی برای اولین بار زشتکاریهای فراوانی بوقوع پیوست که مرور رسانه های داخلی تاحدودزیادی بیانگر آنست هرچند مردم نظام وانقلاب اسلامی را دوست دارند وبرای خاطراستقلال وعزت ایران عزیز فریادهایشان را درونی کردند وعلیرغم بی عدالتیهای برخی فرزندان خانواده وتکرویهای ناشیانه آنها باز حرمت حریم خانواده رانگه داشتند ولی این دلیل آن نمی شود که برادر زرنگ بازی را برد بلکه اقتدارش واندک محبوبیتی نیز که داشت ازدست داد ودیگر برادران وخواهران نه بخاطر ارزش واحترام خودوی بلکه بخاطر منافع خانواده سرپایین انداختند واگربرادر زرنگ اندکی عاقل باشد خواهدفهمید که چه برسر اقتدار خانواده آورده است وبه خوداجازه نخواهدداددیگر برای خاطر خودش آرمانهای خانواده را برباددهدوگرنه اگر ازخواب بیدارنشد دیگر خدا می داند برسرخانواده چه خواهدآمد؟! البته برادرزرنگ به تنهایی یوسف را به چاه نینداخت بلکه این کار را با یاری برادران زرنگ وسطحی نگر دیگر انجام داد وهمان برادران دیگر که خود شاهد سربریدن وحق کشی وی بودند درصدد برآمده اند تا ازطریق بنگاههای دروغ پراکنی وشایعه سازی ونیز نفوذیهای خود دربرخی مجالس رسمی ادای گریه تمساح را درآورند وبنابراین ازطریق موضوعات القایی درسایتهای نفوذی خودشان به آسیب شناسی سربریدن برادرزنگ ولی با پوشش رسانه ای روی آورده اند وگاها" یک فحشهای نیز حواله برادرزرنگ متهم می نمایند تا شاید موجب تسلی مظلومین شوند. ولی این برادران زرنگ یک اصل مهم را فراموش کرده اند وآن اینکه چون عامل وحدتشان منافع واغراض مادی بوده عنقریبا" به روی همدیگر حمله ور خواهند شد ودم خروس ازهم اکنون پیداست.
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 21:46 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امام راحل (ره) بارها وبارها خطر افراط وتفریط را دربیانات خودشون متذکر میشدند ووقایع واتفاقات بعدرحلت آن نابغه اسلامی پرده ازروی بسیاری واقعیتها برداشت . اسلام سکولار محصول اندیشه لیبرالیسم وماتریالیست التقاطی بود که برای رسیدن به منویات واغراض شخصی خودشان آنقدر ساقه وبرگهای اسلام را میزدند که دیگر واقعیتی ازاسلام باقی نمی ماند . مسلمانی که به آزادی مطلق وبه انواع بی وبندوباریها درشکل نمادین مسلمانی تن میدهد ومهمترین شاخصه وی نیز جدایی دین ازسیاست است وبعبارتی هرکسی هرکاری که دلش خواست باپوشش اسلام مترقی انجام میدهد . ازطرفی دراسلام طالبان تحجر وجمودفکری حاکم میشود وبعبارتی افرادی شبیه همان طرفداران اسلام سکولار باتغییر جلد برای تصدی قدرت هرکار وعمل ناشایستی را به نام اسلام انجام میدهد وافراطگری را آنقدر برای رسیدن به اغراض شخصی ادامه میدهد که مخالفان را مشتی خس وخاشاک تصور مینماید واگر امکان عمل داشته باشد همه مخالفین را درگوردسته جمعی خاک می کند. ولی اسلام ناب ازهردو این تفکر ورفتار بیزاراست وبنابراین ازیکطرف عدالت ومساوات را تبیین می نماید وازطرفی برای صداقت دراندیشه وکردار عدالت را ازخودیها شروع می نماید وآهن گداخته را پیش کش برادر متوقع می نماید. اسلام ناب آنقدر جهانشمول است که منطق توام با تهذیب را توصیه می نماید وبه عبارتی تخصص توام با تعهد را کارساز میداند .اسلام ناب آنقدر بامنطق وعقل تناسب دارد که رحیمیت ورحمانیت را مطرح می کند .اسلام ناب دربند ظواهر نیست وهدف غایی اوتسخیر دلهاست وبنابراین نماز باچکمه کارگررا نیز نهی نمی کند تا رافت وکرامت انسانها را خدشه دارنکند وبه او فرصت اندیشه وانتخاب را بدهد . به نظرمن وضع موجود بااسلام ناب تفاوتهای ریشه ای واساسی دارد وانگار ارزشها وهویتهای اصیل امام راحل تعمدا" مورد غفلت قرار می گیرد وحتی برخیها آنقدرگستاخانه بیان می کنند که"همچنانکه ازمدرس گذشتیم باید ازامام راحل ومطهری نیز گذرنمایم" واینها تحریف دراسلام وبی اعتنایی به ارزشهای اسلام ناب محمدی است . من بافراد واسامی کاری ندارم ولی به عنوان یک مسلمان متعهد به آرمانهایی امام راحل ازفتنه گریها وزرنگ بازیها نگرانم وترسم ازاین است که آنهاییکه مبلغ اسلامند برای خاطرقدرت ومنافع شخصی اسلام ناب را دین مظلوم قرار دهند وخواسته ناخواسته دردامن همان سکولارها ویا متحجرین طالبانی درافتند وبنابراین وظیفه هرمسلمانی میدانم فریضه امر به معروف ونهی ازمنکر رادراین زمان به خصوص فراموش ننماید چراکه درغیراین صورت ازامام حسین نیز سوءاستفاده خواهند کرد ومن ترسم ازاین است که حتی رفتار وگفتار معصومین را نیز این مریدان اسلام طالبان به چالش بکشانند .چراکه برای انها تنها هدف غایی حفظ قدرت است وحتی ازدرامد زایی نامشروع مثل ترویج منکرات ومخدرات نیز باک ندارند وهمه ابزارها را برای حفظ منافع لازم ومشروع تصور می نمایند ولی شمارا به خدا آیا علی (ع) وعدالت اونیز چنین بود؟
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 9:41 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
درجنگ احد وقتی مسلمانان درنبرد اولیه موفقیت نسبی حاصل نمودند وعده ای ازمسلمانان که دردامنه کوهی نگهبان بودند تا ازدورزدن وشبیخون دشمن جلوگیری کنند آنها نیز به تصور موفقیت برای جمع آوری غنائم شتافتند وبه حرف فرمانده خود گوش ندادند درنتیجه دشمن از همان نقطه سپاه اسلام را دورزد وعرصه جنگ را برمسلمین تنگ نمود طوریکه پیامبراکرم (ص) جراحات وزخمهای کاری برتن مبارکشان واردشد ودربین سپاه اسلام شایعه شد که محمد(ص) کشته شده است وهمین شایعه موجب سستی برخی مسلمین گردید وآنها متواری شدند یکی از مسلمانان ندا زد ای برادران مسلمان مگرنه این است که جنگ ما برای رضای خداست؟ پس اگر محمد(ص) کشته شده خدای محمد که زنده است وهمین فریاد انبوهی از مسلمانان را گردهم آورد طوریکه دشمن را ازفتح مدینه وادامه ضربات کاری ناکام گذاشتند وبعدبارشادت مولای متقیان علی (ع) پیامبر گرامی نیزبه سلامتی به محلی امن اتقال داده شد . بعضی مواقع هدف آن قدر مهم است که افراد وابزار زیاد مهم تلقی نمی گردند بلکه اصل هدف ورضایت حضرت دوست غایت نهایی است .اگر قدرت زور توانست صباحی چند موانعی درسرراه مسلمین ایجادکند ولی درنهایت پیامبراکرم (ص) با وحدت و وقاری خاص بتهای کعبه را پایین انداختند وچهره تزویر وزور ابوسفیانیان را برملا نمودند بنابراین اگر ما پیرو همان پیامبریم باید به بلاها وموانع روزگار تدبیرنماییم وهیچ وقت فراموش نکنیم که خدای پیامبر(ص) زنده است وشاهد ماست. به یقین باید گفت: "جاءالحق وزهق الباطل "
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 8:33 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آیت اله ..جوادی آملی درنمازجمعه این هفته شهرمقدس قم بیانات ظریف ولطیفی بیان فرموده اند که امیدها را دردل مومنین زنده نگه میداردوبراستی مرز بین حق وباطل را روشن می کند. "فصلالخطاب قانون است اما همان که دارد اجرا میکند،تطبیق قانون بر کار او به دست اوست، اما این که کسی خودش قانون وضع کند و خودش اجرا کند و خودش قاضی باشد، مشکل دارد" برای مطاله کامل بیانات معظم له روی لینک زیر کلیک فرمایید: http://ebrat.ir/fa_default.asp?RP=M_content.asp&P1N=ContentID&P1V=2494
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 9:45 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
"بهشت را به بها میدهند ونه به بهانه " شهیدمظلوم دکتربهشتی امروز مصادف با سالروز شهادت شهیدبزرگوار آیت اله ..بهشتی ویارانش می باشد وبنده بدین مناسبت خواستم ضمن ادای احترام وصلوات برروح آن بزرگواران به نکاتی چند از مظلومیت شهید بهشتی اشاره نمایم ویک نیم نگاهی هم به حوادث روز داشته باشیم تا انشاء اله ...ازمسیر درست خارج نشویم: شهید مظلوم بهشتی یکی از ارکان ومغزهای متفکرو طراح انقلاب اسلامی بودند قانون اساسی جمهوری اسلامی درواقع محصول تلاشهای این مرد بزرگ بود .شخصیت بی بدیل وتخصص توامان دینی وعلمی ایشان وهمچنین بصیرت ژرف ایشان درتحلیل وقایع درنهایت برای عده ای کوردل ومنافق که هدف نهایی آنها جاه ومقام بود غیرقابل تحمل گردید وقبل از شهادت آن بزرگوار همان جریان منافق وخوارج که ازاسلام فقط ظاهر آن را بلد بودند به شکل گسترده ای نسبت به ترور شخصیت این شهید مظلوم اقدام نمودند وجنگهای روانی وتبلیغاتی مسمومی براه انداختند که شهید بهشتی طبع اشراف گری دارد ویا اینکه باطرح شعارهای چون "بهشتی طالقانی را توکشتی " ویا طرح دشنامهایی که حتی نوشتن آنها شرم دارد سعی در به چالش کشاندن شخصیت معنوی این بزرگوار نمودند. ودرواقع بایک تیر دونشان را هدف گرفتند هم بذرپاشی تخم نفاق وشایعه وشک وگمان درجامعه وهم تسهیل سایر اقدامات منافقانه . یعنی با طرح شعار " بهشتی طالقانی را توکشتی" فضای افکار عمومی را برای ترور آن بزرگوار آماده کردند وبعد کارخودرا کردند وحالانیز افرادی با شائبه قدرت – نفاق وجاه طلبی یاران باقی مانده شهید بهشتی را هدف گرفته اند اگر فرقان شهید مطهری را به شهادت رساندند تا به زعم خودشان جلو تفکرات او رابگیرند واگر منافقان شهید بهشتی را شهید کردند تا بساط نفوذ خودرا فراهم کنند حالانیز خوارج زمان با نمود ظاهراسلامی ولی حرکاتی تند وکور تلاش دارد مردان بزرگی چون ایت اله ..هاشمی رفسنجانی را هدف بگیرند اگر منافقان دیروز می گفتند بهشتی توبانکهای سوئیس و... حسابهای میلیاردی دارد منافقین امروز تشنه جاه طلبی نیز با علم بدین موضوع فرزندان هاشمی را هدف گرفتند . البته من معتقد به قداست ابدی افراد نیستم ومیفهمم که آدمها باگذشت زمان تغییر می کنند واحتمال خطا برای هر غیرمعصومی وجوددارد ولی آنهاییکه شخصیتی چون هاشمی را هدف گرفته اند خود هم ازلحاظ روحی وهم ازلحاظ ایدئولوژی وهم از لحاظ حب دنیا ومقام وهم ازلحاظ دوستان ونزدیکان ورفتار مشکلات فراوانتری دارند . من تویکی ازسایتها ( http://www.khabaronline.ir/news-11576.aspx) فرمایشی ازیکی ازخواهران تندرو خوندم که بی مهابا رفسنجانی –لاریجانی موسوی وحتی باهنر را با الفاظ ناروایی مورد خطاب قرار داده وتاسف من ازهمچنین افرادی است که دقیقا" وحدت – امنیت وثبات جامعه اسلامی را هدف گرفته اندوتعجب دیگرم ازاین است که دوستانی که با استناد به قانون گرایی دهها سایت وروزنامه را مسدود کرده اند اصلا" واکنشی به اظهارات خارج ازگود این خواهر محترم نشان نمیدهند وآیا بیان چنین الفاظی پخش بذر نفاق وشایعه وحرمت شکنی بزرگان نمی باشد؟!
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 11:32 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ذات آدمیزاد طوری است که برای رهایی از فشاروجدان همیشه بدنبال استفاده ازمکانیسمهای دفاعی ازقبیل توجیه بوده است یعنی بدنبال خطای فاحشی که برای دردست گرفتن قدرت می نماییم وازطرفی مستمسکی عملی واخلاقی قوی نداریم به ناچار به توجیه روی میاوریم که قانون باید ملاک باشد ولی اینکه چرا تادیروز دراجرای قانون سنگ اندازی میکردیم یادمان میرود ویا تعمدا" چنین می نماییم و.... قانون وحدت بخش وانسجام زاست ولی به شرطی که به شعور دیگران توهین نکنیم. قانون زیباست ولی به شرطی که مقطعی وبه نفع خود بدان مستمسک نشویم .... من وقتی می بینم قانون راکسانی تفسیر می نمایند که خود آشکارا درمسیر جانبداری هستند به آینده بدبین میشوم وامیدم را به حقیقت ازدست میدهم ومطمئنم دیگران نیز چنین هستند چون آنها هم از گوشت وخون واستخوانند وآدمیزادند . قانون فصل الخطاب است به شرطی که با کلاه شرعی آن را دور نزنیم وبه شرطی که به مراحل بالای رشد اخلاقی یعنی ایثار برای دیگران رسیده باشیم وگرنه قانون مستمسکی برای پیشبرد اهداف شخصی خواهدبود وباانواع توجیهات نیز روبرو خواهدشد. نگرانی من ازاین است که قانون بی خاصیت شود ومردم بگویند قانون کیلویی چنده؟؟!! بلکه منافعو بچسب!! بنابراین دوستانی که امروز دم از قانون گرایی میزنند خدارا هم بالای سرشون ببینند وبه عدم اجرای آن در روند یک پروسه توجه نمایند واین ظالمانه خواهد بود که ما تکه های ازقانون را که به نفع خودمان است برجسته نماییم ولی تکه های مهم آنرا نادیده بگیریم.
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 8:49 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با مشاهده جریانات اخیر درکشور برخی جریانات تند چه ازجناح حاکم وچه ازجناح منتقد بوقوع می پیوندد که ملاحظه آنها برهروجدان منصف ومتعهد به نظام جمهوری اسلامی زجرآوراست وقطعا" نمیتواند به ایجادآرامش کمک نماید بلکه به عنوان آتش زیر خاکستری عمل می نمایند که اصل حکومت اسلامی را فدای اغراض شخصی خود می نمایند ودرک چنین افراد وجریانات کارسختی نمی تواند باشد. 1- جریانی لائیک وتحت حمایت دول غربی تلاش دارند ازفرصت ایجاد شده بهره کشی نمایند وخودرا در صفوف منتقدین مردمی جادهند که اینها نه اصلاحات سرشون میشود ونه اصول گرایی . بلکه گروهی خوارج هستند که نیتشان حاکمیت لائیزم براین مملکت است وبنابراین جناح منتقد نباید بدانها میدان نفوذ بدهد. وبهترین راه کار مبارزه با این اجانب هشیاری نظام در قاطی نکردن خودی با غیرخودیهاست یعنی باید فرصت انتقاد واعتراض به مردم معترض به شکل قانونی داده شود تا دشمنان کمین نشسته فرصت جولان نداشته باشد. 2- رسانه ملی بجای اینکه احساسات وعواطف مردم معترض را جریحه دار نماید ودربرنامه های خود بااستفاده ازکارشناسان مدافع یک جناح سعی در القاء مطالبی نماید فرصتهای برای بیان نظریات نخبگان سیاسی منتقد نیز فراهم آورد. دفاع از ولایت به هیچ وجه با تعصب حاصل نمیشود بلکه تعصب خود گاها" عامل سوگیریهای غیرواقعی نیز تلقی خواهد شد واین درصورتیست که بدنه مملکت نظام اسلامی وولایت را ارج می نهند ورسانه ملی نباید کاری کند که منجربه شکاف طبقاتی شود ودرواقع وظیفه رسانه ملی درچنین شرایطی تکیه برمشترکات دوجناح میتواندباشد ولاغیر. 3- برخی جریانات کور تلاش دارند مهندس میرحسین موسوی وتلاش فرهنگی اورا در به صحنه کشیدن طیف خاموش وواردنمودن آنها به بدنه نظام با نمادسبزرا نوعی انقلاب مخملی توجیه نمایند که این افکار مسموم خود خیلی خطرناک است چراکه به فرمایش رهبری هرچهارنامزد از بدنه نظامند واینکه افرادی مغرض به جای تحلیل واقعی جریانات انقلاب بخواهند منویات خودرا به نام حمایت از نظام به خورد ملت وآنهم ازطریق رسانه ملی بنمایند این نه تنها درفروکش نمودن التهابات مفید نیست بلکه درنهایت به شکل گیری اپوزیسیون کور منجر میشودوازیک کارشناس سیاسی مثل جوادلاریجانی بعیداست که فرزندان انقلاب را طراح انقلاب مخملی معرفی کندوبااین شبه تحلیل یکسویه به زعم خود تلاش درتنفیر افکار عمومی نماید !! درحالیکه چنین اظهارتی خود میتواند به عنوان سند خوراکی رسانه های مغرض عمل نماید. 4- فرمایشات مقام معظم رهبری فصل الخطاب است واین مسئله هم باید شامل جریان معترض شود وهم جریان حاکم وگرنه ادامه بحثهای تحریک کننده دررسانه ملی وخطابه های یکسویه کارشناسان طرفدار یک جناح خود به نوعی نقض حاکمیت رهبری است چرا که رهبرفرزانه هم حرکات تند حمله به کوی دانشگاه وجریانات پشت پرده آنها را تقبیح کردند وهم به برادران نامزد انتخابات مسیر درست را تبیین فرمودند بنابراین برچسب انقلاب مخملی به طرفداران مهندس موسوی زدن که خود از زحمت کشان نظام اسلامی در برهه های خطرناک بوده اند درواقع خود بیانگر نمود جریانی تند وشبه طالبانی را میدهد که به نام رهبری حتی به رهبری نیز جفا می کنند. وتذکر رهبر فرزانه انقلاب نیز دراین مورد نوعی هشدار سیاسی به بردران نامزد انتخابات بود ونباید جریانی تند ومغرض خودر پیروولایت ودیگران را پیرو غرب معرفی نمایند که بااین کارشان درواقع به جای تمکین از فرمایشات مقام معظم رهبری کارهای خودرا انجام میدهند وهمه این را می فهمد. 5- مراجع بزرگوار وروحانیت پیش تاز درعرصه مبارزه بارژیم ستمشاهی درواقع از عاملان ورهبران واقعی انقلاب ونظام اسلامی می باشند بنابراین کمک گرفتن از پیشنهادها ونظریات آن بزرگواران قطعا" نویدبخش وحودت ودوام پایدار نظام خواهدشد واینکه جریانی تند وآلوده به منصب وحب دنیا بخواهد حتی برعلیه مرجعیت بلوا نماید کارخطرناکی است که آتش ایجادشده ازآن تروخشکی نخواهدشناخت. 6- خطاب لفظ آشوبگر واراذل واوباش به منتقدین روند انتخابات کار عقلایی نیست ودرواقع القاء یک نوع حرکت شبه کودتایی سیاسی وآنهم برعلیه مردم است وآنهاییکه تلاش دارند واقعیتهارا نبینند به بیراهه میروند واین عمل آنها کمک به ولایت مداری نیست بلکه القاء نوعی دیکتاتوری مذهبی است بنابراین جریانات منافق ازدید همه یعنی چه جناح غالب وچه جناح منتقد بیگانه تلقی میشود وهیچکدام ازاین نامزدها ویا طرفدارانشان ازاین اعمال کور در نابودی ساختارهای عمومی خوششان نمی آید ولی اینکه جناح معترضرا نیز به زور بخواهیم به آشوبگری تعبیر نماییم کارا خرابتر خواهدکردوبنابراین وظیفه وزارت کشوراسلامی است مجوز قانونی به منتقدین مردمی را اعطا نماید وبااین کارخود جلوی تهییج هیجانات کوررا بگیرد ومردمی بودن نظام اسلامی را نشان دهد. البته بنده در آن حدی نیستم که به ارگانها وجناحها نقدنویسی نمایم ولی به عنوان فردی معتقد به آرمانهای امام راحل وعلاقه مند به ولایت نظرات خودرابیان کردم تا حداقل بااین کارخود تعهد خودرا به ارزشهای متعالی اسلامی نشان دهم وامیدوارم گوشهای منصف وبا وجدانی متعهد به حاکمیت نظام اسلامی چنین پیشنهادات ونظریاتی هم بشنوندوبا کارهای سنجیده خود دوام حکومت نوپای جمهوری اسلامی را فراهم آورند .
+
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8:57 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برخی حوادث واتفاقات مرا به یاد شعری میاندازد که یکی ازبیماران روانی برروی تخت بیمارستانی خود دریکی ازمراکز روانپزشکی اصفهان درسال 72-73 نوشته بود وما برای کارورزی واجرای عملی آزمون رورشاخ به عنوان دانشجوی روانشناسی بالینی بدانجارفته بودیم. "خوش عالمی است عالم دیوانگی اگر **موی دماغ ما نشودمرد عاقلی!" من آن زمان هم بادیدن این شعر متعجب شدم چراکه مضمون شعر برنوعی انتقاد از محیط ظاهرا" عاقل وسالم حکایت داشت . ودرواقع به نوعی به واکنش اجتماعی بیمار مربوط میشد وبنابراین من تلاش کردم بیشتر با بیمار آشنابشم واز شعر نوشتاری ازش پرسیدم وایشون توضیح دادند"درسته دیگران مارادیوانه میدانند ولی واقعیت این است که محیط مارا آزرده است وما از محیط بیزاریم !! بنابراین به عالم تنهایی پناه آوردیم وخیلی هم برایمان صفا دارد ولی باز مدعیان سلامت ول کنمان نیستند و......!!!!" من آنروز که دانشجوی ترم شش بودم وزیادهم تجربه گرمی وسختی روزگار رانچشیده بودم گفته های بیماررا نوعی روانپریشی تصورکردم وبرای خودم تحلیل کردم که بیماران روانی درواقع قدرت سازگاری کمتری دارند ویا مقاومت شکننده ای دارند ولی هیچ متوجه نشدم که کدام موقعیت وکدام شرایط وی را ناچار به چنین حالاتی نموده است واین خطای من "خطای اسنادی بنیادی" بوده است که روانشناسان اجتماعی بدان پردازش نموده اند وثابت کرده اند که آدمها درموقع قضاوت درمورد دیگران بیشتر رفتارهای افرادرا می بینند تا موقعیتهای مسبب رفتار را وبدین خاطرنیز درقضاوتشان وقتی فردی را میخواهند موردداوری قرار دهند بیشتر به رفتارهای اوتمایل دارند واین خود خطای بزرگی در قضاوت ماانسانها می باشد. چراکه هررفتاری زائیده محیطی وموقعیتهایی است واگرما تحلیل علمی درستی را دنبال کنیم باید به عوامل موقعیتی نیز توجه نماییم وگرنه هم قضاوت خطا خواهیم نمود وهم دفاع غلطی انجام خواهیم داد. بنابراین بادیدن یک بیمارروانی نباید زود متوجه رفتارهای وی شویم واینکه چه کار می کند ویا نمی کند بلکه باید به عوامل محیطی ویرانگر نیز بهادهیم . باوربفرمایید برخی مواقع محیط آنقدرسیاه سیاه می شود وآنقدر زور وقلدری وریا وتظاهر درآن نمود پیدامی کند که برای آدمیزاد راهی به جز دیوانگی نمی ماند!! ودرواقع درچنین شرایطی آدم یاد بهلول داننده ودیوانه می افتد که برای ابراز نظر ولو مورد اقبال عموم نبوده وتمسخر میشده ولی دربرهه ای ازتاریخ منشاء خدمات شایانی بوده است . پس یادمان باشد هردیوانه ای میتواند داننده ای باشد که بعلت شرایط محیطی چنان نمود پیدا کرده است واگر به شعر آغازین بحث خوب دقت کنیم واقعا" خوش عالمی است عالم دیوانگی ......
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 19:17 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بنده به عنوان یک شهروند ویک ایرانی معتقد به آرمانهای امام راحل (ره) وقتی به جریان انتخابات دهم وبازتابهای بعداز آن مینگرم ضمن اینکه حقایق انقلاب برایم مرور میشود متوجه این نکته هم شده ام که چگونه پیامبررحمت (ص) هنوز در بستر بیماری بودند که عده ای به فکر خلافت افتادند وانگار تاریخ تکرار میشود منتهابا آدمها وشیوه های گوناگون ودراین بین گاه به دوران 40 سال عمرخود مینگرم هنوز هم یادم هست که حتی عده ای تودهات شهید مظلوم بهشتی را متهم به فساد میکردند ومی گفتند در بانکهای خارجی حساب دارد و....فلان وبهمدان. وحالانیز یار دیرین شهید بهشتی هاشمی رفسنجانی متهم به فساد میشود وکاررا آنقدر بالا میبرند که همسرایشان باچشمانی گریان از صحن رای گیری خارج میشود و..... من خدارا گواه می گیرم که کوچکترین ارتباطی با هاشمی وامثالهم ندارم ولی عقل من وشرعی که بدان معتقدم مرا به تفکر عمیق درجریانات اخیر واداشته است طوریکه تاپاسی ازشبها ازدلتنگی به خود میپیچم واین سئوالات برای من مطرح میشود: 1- اگرناطق نوری وهاشمی اهل فسادند چطور امام راحل بدانها خصوصا" هاشمی توجه ویژه داشتند وایشان دراین سی سال نقشهای بی نظیر درنظام داشته اند؟ 2- اگرحمایت ودلگرمی آیت اله هاشمی بعدازجریان منتظری از رهبر معظم نبود واقعا" انتخاب معظم له به شکلی که هست مقدور میشد؟ 3- اگر هاشمی اهل فسادند چرا در آستانه انتخابات دهم وآنهم ازطریق مناظره تلویزویونی اتهام زنیها بالا گرفت ؟ 4- اگرملاک وضع فعلی افراداست چرا آنهاییکه ازجناح غالبند وآنهانیز موارد اتهامی دارند مطرح نمیشوند؟ و.............................دهها سئوال دیگر که شاید طرح آنها نیز جرم تلقی شود!! به نظرمن نوعی تغییر قدرت وآنهم بانمود تبلیغی وتهییجی دارد شکل می گیرد واین نحوه انتقال قدرت بدین شکل فاصله مردم با نظام را زیاد خواهدکرد البته منظورمن ازمردم تمامی آحاد جامعه اسلامی است ونه طرفداریک حزب ویک تشکل خاص. یادمان نرود شهید بهشتی را هم متهم به اشرافیت میکردندو......واصولا" سیاست وقدرت بیرحمانه ترین جلوه هارا درخودداردولی اگر قراراست حضور حداکثری مردم را درصحنه فراهم کنیم این کاررا نباید باقربانی کردن شخصیتها وارکان نظام انجام دهیم وهمه این تحولات در حافظه تاریخ ثبت میشودوبالاخره دیریازود خودرانشان خواهدداد .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 18:31 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رهبرمعظم انقلاب اسلامی امروز شنبه مورخه 23-3-1388 مطالبی درموردانتخابات بیان کردند برای مطالعه کامل بیانات معظم له روی لینک زیر کلیک فرمایید: http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=5563
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:19 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سخنان مهم رهبري درباره لزوم حفظ اخلاقيات در مناظره هاي انتخاباتي: ايشان با بيان اين كه من يك رأي بيشتر ندارم و آن را به كسي نميگويم و نخواهم گفت تأكيد كردند: از مردم ميخواهم با تمام توان و نشاط در 22 خرداد پاي صندوقهاي رأي حاضر شوند. برای مطالعه کامل بیانات رهبرفرزانه انقلاب روی لینک زیر کلیک فرمایید: http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=5534
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:55 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
"امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است"رهبر معظم انقلاب اسلامی بگذار تابگرییم چون ابردربهاران**کزسنگ ناله خیزد روزوداع یاران
بدین مناسبت وصیتنامه الهی سیاسی امام راحل را درلینک زیر مرور فرمایید:
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 14:43 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
استادیوم رضازاده اردبیل امروز از غرور به خود می بالید ومردی درآن پای نهاد که بوی امام راحل (ره) را به مشام میرساند. ازساعت 4 عصر حضور توده های انبوه مردمی به اوج خودرسید وحوالی ساعت 6 عصر مهندس میرحسین موسوی در جمع بی نظیر وبه یاد ماندنی مردم قدرشناس اردبیل حضور بهم رساندند .انبوه جمعیت به حدی بود که علاوه پرشدن استادیوم رضازاده مردم روی زمین هم نشسته بودند وبیرون استادیوم نیز مملو ازجمعیت بود.طوریکه مردم به همراه خانواده ازبزرگ وکوچک تشریف آورده بودند وهمه اینها نشانگر بیداری مردم فهیم اردبیل می باشد.حضور خواهران معلول نیزکه باکمک همراهان خانم ازپله ها بالا میرفتند وعلیرغم مشکلات جسمی منتظر حضور میرحسین موسوی بودند چشم گیر بود. برای مروربیانات مهندس میرحسین موسوی روی لینک زیر کلیک فرمایید:
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 23:14 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با خوندن مصرع مذکور خیلی دلم گرفت طوریکه به بهانه ای اومدم نشستم ماشین وراحت قطرات اشک ازگونه هایم سرازیر شد مثل همین لحظه که این مطالبو می نویسم. میدونید زهرا(س) خیلی برای پیامبر (ص) عزیز بود وپیامبرایشان را ام ابیها صدا میزد یعنی مادر پدروحالا چطور دستان پلیدی تنها بعداز گذشت اندکی از رحلت پدر براوسیلی میزدند برای هرمحب خاندان پیامبر(ص) زجرآور است وواقعا" هردل بی آلایشی را میسوزاند. نمیدانم وقتی به ظلم ظالمان کج اندیش مقدس ماءب مینگرم دلم آنقدر تنگ میشود که ازخدا آرزوی مرگ می نمایم وازطرفی وقتی به صبر ودرایت زهرا(س) مینگرم می بینم برای اثبات انسانیت واشرفیت باید بهای سختی پرداخت . انگار تدبیرالهی بر آزمایش انسانها استوار گشته است واین آزمون عجب حکمتها که درخود نهفته دارد دریک طرف خلفایی با قبای تقدس وادعای رهروی پیامبر ودرطرف دیگر پاره تن پیامبر(ص) بااحوالی پریشان ازدست مقدس مابان!! عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که اول ظلم میدیدم زمین وآسمان را باهمه زشتی وزیبایی به روی یکدگر ویرانه میکردم .عجب صبری خدا دارد-عجب صبری خدادارد.
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 23:34 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||