![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
|
مشکل چهارم: بی توجهی کامل به درصدهای معلولیت افراد در واگذاری مشاغل دلخواه آنان: واقعیت این است که علیرغم آنکه معلولین باهزار مکافات ووسواس وفیلتر به مشاغل دلخواه خود دست رسی پیدا می کنند وبیشتر آن موانع نیز با معلولیت آنها ارتباط پیدا می کند ولی آن عده ای هم که موفق به انتخاب شغلی میگردند عملا" با یک سری تبعیضهای اداری وبی عدالتی ارزشیابی مواجه میشوند یعنی همان مدت کارکرد افراد سالم وهمان کیفیت انجام امور بدون هیچگونه اغماضی از اینها انتظار میرود وبعلت شرایط خاصشان بیشتر زیر ذره بین قرار می گیرند واین درصورتی است که پاره ای افراد سالم یا عمدا" ویا غیر عمد به حداقل وظایف خود عمل نمی کنند وهیچ استیضاحی نیز نمی شوند !! درواقع معلولین شاغل به اسباب توجیه قصور مدیران نالایق بدل میشود یعنی اگر منصفانه قضاوت شود خود مدیر مشکل دارد ولی بیچاره معلول زیر سئوال میرود ؟!! مطلب دیگر اینکه مدت خدمت معلولین شاغل بایستی باتوجه به درصد معلولیت آنها درنظر گرفته شود وهرچند چنین قانونی وجود دارد ولی در عمل می بینیم که اجرائی نشده است وکسی هم به جد پی گیر این مسئله نیست !! سازمان بهزیستی خیلی براحتی میتواند به وظیفه خود درمورد معلولین شاغل عمل نماید وبا هماهنگی با اداراتی که معلولین در آنها خدمت می کند هم از لحاظ مناسب سازی اماکن وچگونگی این مسئله درادارات طبق تبصره سوم ماده دوم قانون حمایت ازمعلولین عمل نماید وهم با تشویقها واقدامات ارزشی در مراسمات مختلف معلولین را حمایت کند واگر مدیری فهمید سازمانی هم هست که از معلولین حمایت می کند بدون دلیل ومنطق ایشان را به اسباب توجیه قصورات خود تبدیل نمی کند. اخیرا" در همایش معاونین توابخشی سراسر کشور عنوان شد که معلولین میتوانند ازادارات خود به علت عدم توجه به مناسب سازی شکایت کنند وظاهرا" هزینه ای نیز از طرف بهزیستی برای این مورد درنظر گرفته شده است. ولی دراین مورد نیز دوستان بهزیستی ما به نوعی زرنگی کرده اند ومعلولین را سپر بلا قرار داده اند وخود این عمل می تواند به انزوای بیشتر آنها منجر گردد. چرا بهزیستی خود به عنوان سازمان متولی معلولین خودش دراین مورد اقدام نمی کند ؟ چرا این همه جلسات تکراری دربهزیستی انجام میشود ودریکی از آنها کمیته برای پی گیری این مشکل در نظر گرفته نمی شود ؟!! به نظر میرسد یادوستان خودشان به این راه کارها اهمیت نمی دهند ویا اینکه مفهوم جلسه از نظر بعضی از آنها به فرصتی برای ابراز وجود اتلاق میشود ویا اینکه ضعف مدیریتی آنقدر عمیق است که تمام جلسات به یارگیری وباج دهی وارضای مجموعه خلاصه میشود وهر سه این حالت سازمان بهزیستی را از لحاظ کارکردی زیر سئوال می برد وبایستی فکری بدانها اندیشیده شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 16:4 توسط حسن فاتحی |
|
|
مشکل سوم: قشری که با کلکسیون مشکلات جسمی –روحی واجتماعی مواجه است نیازمند سرپرستی دلسوز – فهیم –واهل ایمان به معنای واقعی آن می باشد شاید تنها سازمان دولتی که قانون وظیفه حمایت ازمعلولین را بدان محول نموده است سازمان بهزیستی باشد ولی در عمل ما شاهد بی توجهی این سازمان به معلولین به صورت جدی می باشیم و بعضی از مسئولان سازمان بهزیستی به عقیده من به عنوان عضوی از جامعه هدف شایستگی مدیریت دراین سازمان راندارند چراکه معلول از نظر آنها نیرویی ناکارآمد است !! واین درصورتی است که اگر ما تستهای شخصیتی روی این عزیزان اجرا کنیم مطمئنا" باافرادی پارانوئید وبدبین ودرمواردی شخصیتهای نمایشی مواجه خواهیم بود ویا افرادی که خود کمبودهای شدید عاطفی داشته اند وبه نوعی از همنشینی با افراد معلول واهمه دارند چون تصور میکنند غرورشان مخدوش میشود وبه اصطلاح احساس ننگ وعار به اینها دست میدهد. از طرفی مرکز تصمیم گیری واحد ومنسجمی نیز خود معلولین عزیز ندارند که لا اقل خودشان با هماهنگی و اتحاد رویه بایاری جستن از افکارعمومی جامعه به حل مشکلات اقدام نمایند ودرمواردیکه از لحاظ قانونی حریم انسانی آنها زیر سئوال میرود پیگرد حقوقی وقانونی داشته باشند ومجموعه این عوامل یعنی مسئولیت نپذیری جدی سازمان بهزیستی ونبود مرکز تصمیم گیری واحد وهماهنگ کننده برای معلولین درنهایت منجر به آن گردیده است که حتی بعضی از متولیان به ظاهر حامی معلولین که مجوعه مقالات بایدها ونبایدهای تربیتی جمع آوری می نمایند درعمل خودشان آبروی حرفه ای وصلاحیت علمی این عزیزان را زیر سئوال میبرند ومتاسفانه آن مرکز بازرسی بیطرف نیست که اینها را استیضاح نماید ووظایف قانونیشان را بدانها متذگر شودودرنهایت دود این معضلات به چشم معلولین ما میرود وحتی آنها از حقوق شهروندی وابتدایی نیز محروم میگردند. البته تلاشهای انجمن دفاع از حقوق معلولان قابل تحسین است ولی چون حمایت های آنها ضمانت اجرایی ندارد براحتی برعلیه آنها موضع گیری می نمایند وکسی هم نیست پی گیر این مسئولیت نپذیریها باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:3 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده) |
|
RSS
|