|
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها
|
|
|
|
||||
|
سخنی با دوستان وشرحی بر فرمایشات آنها برخی از دوستان شریف در نظرات خود چه از طریق تلفنی که آشنایان مومن وبا احساس مسئولیت می باشند و چه از طریق ابراز نظر از طریق وبلاگ عنوان می فرمایند که با دیدن ویا خواندن چنین واقعیتهای تلخی که بنده از مصادیق پیش آمده برای خودم می نویسم متاثر وحتی عصبی میشوند وازتماشای چنین واقعیتهای تلخی عذاب می برند وبنابراین ازمن خواسته اند مطالب عمومی ونقدهای کلی را مطرح کنم وازپرداختن به داستان خود بپرهیزم و.. من نیز به دیده طاعت فرمایشات آنها را متین می دانم وقبول دارم که واقعیتهای اینچنینی غرور آنها را نیزجریحه دار می نماید ومن ازاین امر متاسفم که به جای نقل پیشرفت وتعالی دوستان مطالب آزار دهنده برای آنها می نویسم .لکن بعضی مواقع سرنوشت ویا تقدیر آدمی را با واقعیتهای تلخی روبرو می نماید وبه او فشار می آورد تا شخصیت واقعی خودرا بروز دهد وشاید هم توفیق الهی است تا اراده آدمها را بسنجد. .بهرحال در برخورد با واقعیتها وزورگوئیها سه راه حل بیشتر وجودندارد یا باید تسلیم شد ! یا سکوت کرد ! ویا به طریقی اعتراض کردومنطق زور را نپذیرفت. برای من راه حلهای اول ودوم قابل پذیرش نیست وشاید این خصلت بد بنده است که نمی توانم با هرجور آدمی کنار بیایم ! من صادقانه به طرح مطالب می پردازم وچون محیط جاکم بربهزیستی محیط نقدپذیری نیست ومعمولا" اهمیتی به معلول جماعت نمی دهند بنده به ناچار این گزینه را علیرغم میل باطنی وزیر پا گذاشتن غرور خود برگزیدم چون اعتقاد دارم طرح واقعیتها نقاب از چهره برمی اندازد ووجدان آدمیزاد را زیر فشار می گذارد هرچند خیلی شیفته مقام باشد. وازطرفی من ازطرح چنین مطالبی به جز فشار روحی طرفی نمی بندم ولی مایلم اگر هم با شکسته شدن غرور بنده باشد واقعیتها مطرح گردد ومطمئنا" برای بعدیها موثر خواهد بود ومن نیز از هیچ کسی به جز خدا انتظار پاداشی را ندارم. با همه موارد مطروحه باز بنده تلاش خواهم کرد من بعد مصداق نیاورم ونقدهای کلی خواهم داشت چون اعتقاد دارم تاحد زیادی واقعیتها منعکس گردیده است وبنده به وظیفه خود انشاءاله...عمل کرده ام وحساسیت دوستان ودقت نظر آنها برای من واقعا" نعمت بزرگی است ومن آنها را پاس خواهم داشت.درضمن هفته پیش رو برای عرض ادب خدمت امام هشتم (ع) نائب الزیاره تمامی دوستان خواهم بود.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 16:40 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مدیر کلی در آستانه جام افتخار ورنجنامه یک معلول فرهنگی در آستانه هفته بهزیستی هدف من از نگارش این مطلب اشاره به واقعیات زندگی معلولین خصوصا" با درصدهای بالا می باشد ورونمایی از جهره واقعی برخی مدعیان حمایت از معلولین که فقط از آنها به عنوان ابزار پیشرفت برای خود بهره می گیرند ودرعالم واقعی خدمت رسانی کاری به جز تحقیر وطرد کردن آنها انجام نمی دهند ولی با نقاب ارزش ومتاسفانه سوءاستفاده از مقدسات به چند صباحی مدیریت غصبی دلخوش می نمایند به امید روزی که حرف وعمل ما لااقل تاحدودی درراستای هم باشد وهیچوقت خدارا فراموش نکنیم. ای کاش روزنامه رسالت مورخه 29/6/86 را مرور نمی کردم وای کاش در عالم بی خبری بودم تا اینچنین ناچار به طرح مشکلات شوم .ولی زندگی فراز ونشیب بسیار دارد وشخصیت واقعی انسانها نیز در لابلای همین بازخوردها مشخص می شود ویکی دراین وسط ظاهرا" ناکام وآن دیگری پیروز تلقی میشود وهمه اینها فرصتی را برای افراد پیش می آورد که ظرفیت انسانی خودرا به آزمایش بگذارد ودرنهایت یا رضای خدا ویا عدم رضای وی را درپی داشته باشد. بنده در آن روزنامه مطلبی با این تیتر خواندم که مدیرکل بهزیستی اردبیل:"نباید فرصت خدمت به معلولین ومحرومین را از دست بدهیم". من به دور از واقعیات زندگی انسانهای با نوسان شخصیت چون 14 سال به علت عدم مناسب سازی اماکن خصوصا" در فضاهای آموزشی رنج برده بردم وهمیشه در انتظار گشایشی دراین مورد بودم گفتم خدارا شکر مدیر کلی فرهنگی وارزشی واقعا" قصد خدمت دارد ! با گرفتن وقت ملاقاتی وتقدیم عرضحالی درخواست انتقال به بهزیستی نمودم وعطف به نامه ایشان به سازمان آموزش وپرورش استان اردبیل با دوماه تلاش وتمنا موافقت کتبی گرفتم. ولی درتعاملی دیگر با مدیریت بهزیستی اردبیل ایشان عنوان نمودند که" ما به جای شما می توانیم از نیروی سالم بهره بگیریم تادرکارهای غیرتخصصی از او بهره بگیریم " گفتم این نامه شما! اگر قصد دست گیری نداشتید چرا آبروی حرفه ای مرا زیر سئوال بردید ؟! واین را دراول می گفتید تا من ساده فریب عملکرد متناقض شما را نخورم.!! با این نگرشی که شما درقبال من معلول دارید دیگر ما چه انتظاری از سایر ادارات می توانیم داشته باشیم !! به ناچار عرضحالی تقدیم ریاست محترم سازمان ودفتر بازرسی کردم واز رفتار متناقض آنها شکوه نمودم یک آقای با معرفتی که من فقط صدایش را شنیدم که خودرا رستمی معرفی نمود به عرضحال من گوش وقول پی گیری داد نمی دانم از بخت بد من بود! ویا روابط ناپیدای مدیریتی ! فردای آن روز آقای رستمی ظاهرا" به مدیرکلی تهران انتخاب شدند ودوست عزیز جدید مان برایم مرقوم فرمودند که ظاهرا" خودتان تمایل به خدمت در مجتمعات راندارید وبه آنها گزارش شده بود که این آقا مرتب به ما مراجعه داشته وچنین وچنان . درحالیکه به ولای مولا علی (ع) من در جریان 14 سال اشتغالم فقط یکبار با این مدیر کل ویا معاونینش صحبت کردم وحتی قیافه یشان هم برایم نا آشنا بود فقط درزمان مدیر کل سابق در همایش معلولیتها وراهکارها درسال 82 یک آشنایی رسمی با معاون توانبخشی داشته ام. حال چرا این مدیر کل محترم که خود ادعای ارزشی بودن دارد چنین با صراحت از واژه تکرار استفاده کرده بایستی جوابگوی وجدانش باشد !! لازم به توضیح است منظور ایشان از مجتمعات که آن هم به من نگفته بودند وبعدا" از طریق یک آقای محترمی متوجه شدم مناطق سردسیر استان مثل سرعین بوده که زمستانهای خشن دارد وبه عمد سرکار مدیرکل این را عنوان نموده چون میدانسته خدمت در منطقه برفی شدید برای یک معلول بادرصد بالا سخت خواهد بود.!! حال شما بزرگواران قضاوت فرمایید خدمت به محرومین یعنی استفاده از نکات ضعف جسمی معلولین وآنوقت سخنانی با مضامینی فریبنده اظهار کردن؟؟!! من معلول با90% معلولیت جسمی وحرکتی با توکل به خدا با بهترین رتبه وارد دانشگاه شدم بدون رابطه گرایی استخدام شدم تابحال به لطف خدا شرمنده خود وخانواده ام نگشته ام وحتی آستین بالا میزنم ورانندگی هم می نمایم ولی شما مدیرکل با کدام رتبه ای واز چه طریقی وچگونه تصمیم گیر من ودیگران شده اید خودتان بهترمیدانید!! پس چرا برچسب ضعیف بودن را درقبال من نوعی معلول بکار می برید ؟!! من برای رسیدن به هدفم هیچوقت از رابطه گرایی اسفاده نمی کنم بلکه جایی که احساس کردم حقم است درخواست قانونی ورسمی میدهم وخوب هم پی گیر میشوم ولی شما برای تحقیر معلولی حتی ازشکستن غرور خود ابایی ندارید وبا روزدن به مسئولین وبه اصطلاح خودتان هماهنگی با آنها وحتی نهادهای غیردولتی سعی در حذف مخالفین خوددارید؟! آیا این ضعف وناتوانی واقعی نیست؟! بلی دوستان این مطالب فقط اندکی از مشکل من با مدیر کل محترم بهزیستی اردبیل بود وبه زعم ایشان من درگرفتن حقوق قانونی خود ودفاع از حریم معلولین وحرمت انسانی خود بازنده شده ام ولی ایشان در آستانه مدال افتخار قرارگرفته اند که یک معلولی را باچالش جدی روبرو کرده اند ولابد این یعنی خدمت به محرومین ومعلولین که ایشان ادعا می نمود.!!!
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 10:30 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آسیب های اجتماعی وعوامل نامرئی آن: آسیب های اجتماعی از چالشهای قابل برسی وتامل جامعه ما می باشد واخیرا" نیز همایشی باشرکت ریاست محترم مجلس شورای اسلامی وپیام آیات عظام دراین رابطه تشکیل گردید واهمیت پردازش جدی به این معضل نیز بدان خاطر است که شیوع آسیبهای اجتماعی وتسری آن به خانواده ها وجامعه امنیت روانی اعضا را به هم خواهد ریخت وبدون وجود امنیت پردازش به سایر ابعاد کاری بیهوده تلقی خواهدشد. عوامل متعددی درپیدایش آسیبهای اجتماعی دخیل هستند که پاره ای از آنها را میتوان درکتب آسب شناسی ملاحظه نمود مثل بیکاری – فقر- تنشهای درونی افراد- مشکلات تربیتی درخانواده ها – تاثیرات تهاجم فرهنگی وحتی وجوددستهای پنهان استعمار درتباهی قشر جوان جوامع برای بهره برداریهای خاص و... منتها به نظرمن یک سری عواملی هم وجوددارد که کمتر بدان پرداخته میشود وآن اینکه درمواقعی رفتار یک مدیر ویا یک مسئول دولتی وتناقض رفتاری وی منجر به بروز آسیبهای جدی می گردد ومتاسفانه کارشناس منصفی هم پیدا نمی شود که باازدست دادن موقعیت خود ازاین دلایل سخن بگوید.!! بنده یک مصداقی دراین مورد می آورم تاانشاء اله به تفهیم جدی موضوع منجرگردد وازخودم نیز مایه می گذارم چون شاهد آن بوده ام واگر اعتقادات من وایمان من به روز قیامت وحساب وکتاب نبود شاید براحتی می شد از گزینه های غیرمتعارف استفاده نمود. اخیرا" بنده مشکلی با مدیرکل محترم بهزیستی اردبیل پیدا کردم برای احقاق حق ونپذیرفتن منطق آمرانه به ناچار به مراکز بازرسی متعدد وحتی به اشخاص مذهبی مراجعه نمودم ولی انگار یک هماهنگی حساب شده قبل از مراجعه من با تک تک اینها به عمل آمده بود !! وحتی بابرخی روسای انجمنهای غیردولتی معلولین که ذی نفوذ دراحقاق حقوق معلولین می باشند ازطریق تلفنی هماهنگی بعمل آمده بود!! حالا اینکه چرا یک مدیرکل برای به زمین زدن یک معلول فرهنگی چنین کرده بود بحث دیگری می طلبد. ولی واقعیت این است که همه این مطالب حقیقت دارد ومن خدارا شاهد براین سوء استفاده از مقام دولتی می گیرم . بااین شرایط آیا بستر مناسب برای پیدایش افکار غیرمتعارف شکل نمی گیرد؟؟!! من نوعی که موجودی ضعیف وگناهکار می باشم شخصت حضرت علی (ع) ندارم که از درد درون به نخلستانهای کوفه پناه برم وفریاد سرکوفته خودرا به آبهای روان بازگو کنم . من از استخوان وخون وگوشت اندکی شکل گرفته ام که تاب مقاومت اندکی دارد وای بسا در کشاکش همین فشارها دوام نیاوردوناخودآگاه به مکانیسمهای متوسل شود که برخی ازاین مدیران متوسل می شوند. بنابراین به نظرمن پاره ای از آسیبهای اجتماعی زائیده رفتار متناقض وتامل برانگیز بعضی مسئولین می باشد وخوب است از منظر علمی وآسیب شناسی نیز بدان پرداخته شود ودرغیر اینصورت تشکیل همایشها به جز بار مالی بربیت المال فایده ای در پی نخواهد داشت وفقط فرصتی برای مسئولین بزه ساز خواهد بود که بااستفاده از شخصیت انسانهای مذهبی سر پوشی برکارهای متناقض خود بگذارند.
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:50 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تحلیلی برشیوه های کاربردی مدیران نالایق درجهت استفاده از تاکتیکهای غیر اخلاقی برای بقای خودشان :(قسمت دوم) درقسمت اول بحث به چگونگی وچرایی ترفند مدیران نالایق در شناسایی نیروهای سست بنیان از لحاظ عقیدتی واخلاقی اشاره کردم دراین قسمت با اجازه دوستان به روشهای آنها در جهت بکار گیری همان نیروها درجهت دوام مدیریتیشان میپردازم. ب – شناسایی ومقابله با نیروهای کاری با وجدان وسالم به علت هراس از آنها: نیروهایی که مایل به تمکین ازمدیران نالایق نباشند وبخواهند مطابق ضوابط وفطرت پاک خودشان عمل نمایند ازدید آنها نیروی مضر تلقی میشوند به دو علت یکی اینکه نیروهای پاک نهاد بدین راحتی زیر ساخت وپاخت های رابطه گرایانه نمی روند دوم اینکه محیط رابرای کارهای خودسرانه چنین مدیرانی ناامن می نمایند وآنها میترسند وجود اینها کار دستشان بدهد. به همین دلایل نیز مدیران نالایق آنها را در سطوح لایه ای خود زیر فشار می گذارند ودروهله اول از طریق توسل به روابط کور تلاش می نمایند آنها را نیروی مازاد اعلام نمایندواگر برایشان مقدور بود از محیط کاری فراری بدهند ولی اگر به هر دلایلی موفق بدین کار نشدند ازطریق همان افراد سست عقیده که من از آنها به نیروی چماق یاد کردم تلاش می کنند تا شخصیت نیروهای مقاوم را به چالش بکشانند وبرای این کار نیزاز شایعه شروع می نمایند یک روز در می آورند فلانی مثل اینکه اعتیاد دارد! ویا مشکل اخلاقی دارد وحتی با هماهنگی که با زنان مورددار به عمل می آورند برای آنها دام می گذارند! ویا اینکه از لحاظ روحی مشکل دارد ؟! والبته از این برچسب های غیرواقعی با توجه به شرایط استفاده می کنند وهرکاری ازدید آنها برای برکنارزدن رقیب مباح تلقی میگردد!! وروز دیگر اگر مقاومتش شکست از در دوستی با وی در می آیند!! ولی اگر باز خواسته ایشان را برآورد نکرد ازطریق توسل به روابط کور گزارشهای شفاهی ویا کتبی به عناوین واهی برایش درست می کنند وبه مقامات مافوق ارسال می نمایند ودراین مرحله فقط شخصیت های خدایی دوام می آورند آنهائیکه کار را وسیله ای برای رضای خدا می دانند نه آنهائیکه کار را هدف زندگی تلقی می کنند وبنابراین تااین مرحله متاسفانه اکثریت را باخود همراه می نمایند وفقط عده ای اندک باقی می ماند . البته مدیران نالایق تصور می کنند که این روشها کاراست در صورتیکه درعمل همان خریداری شده ها در اولین فرصت برعلیه خوداینها عمل می نمایند وهمین کارکردها نیز ازوی شیطان تجسمی دربین افراد درست می کند که حتی دوستانشان ازدرون با آنها متنفرند وحتی در کارهای باطنی برخلاف اینها نظر می دهند بنابراین هم خدارا از دست می دهند وهم دنیا را!!! وما نمونه هایش دردوروبرمان زیاد سراغ داریم .
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:45 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تحلیلی برشیوه های کاربردی مدیران نالایق درجهت استفاده از تاکتیکهای غیر اخلاقی برای بقای خودشان :(قسمت اول) درمباحث قبلی تاحدی که برایم امکان داشت از ویژگیهای مدیران نالایق واینکه از چه عواملی ریشه می گیرند برای اذهان بیدار ومنصف جامعه مطالبی را یادآور شدم که خوشبختانه ازسوی دوستان مورد عنایت قرار گرفت گواینکه حرف دل برخی از آنها را عنوان کرده بودم . دراین قسمت برای تفهیم مدیران نالایق واطلاع رسانی منطقی به وجدانهای پاک در قسمتهای چندی به انواع روشهای کاربردی مدیران نالایق اشاره خواهم نمود بااین امید که بارونمایی ازحیله های آنها وچهره واقعی مدیران نالایق ارزش کاری مدیران شایسته معلوم گردد واز طرفی انسانهای پاکی که شخصیت سالمی دارند وبه این راحتی تسلیم تزویرهای مدیران نالایق نمی گردند با علم بدین روشها به مقابله با ترفندهای ماکیاولی آنها بپردازند. مدیران نالایق متاسفانه ساختار شخصیتیشان طوری است که به جای فکر واستفاده از روشهای مبتنی بر ارزش گذاری – شیوه های مشارکتی وروشهای مبتنی بر اصول ارزشی جامعه همیشه بدنبال استفاده از آنتی روشهای هستند که به نحوی استیلای ظاهری آنها را به همراه داشته باشد .گواینکه این خصلت از عدم تعادل روحی آنها نشاءت می گیرد. بدین لحاظ اول کاری که درورود به محیطی بدان روی می آورند شناسایی معدود افرادی است که ضعفهای عقیدتی واخلاقی دارند تاباتکیه براین ضعفها وتلفیق نیرنگهای عمروعاصی آنها را به محافظان ومبلغان خود اضافه نمایند وچون چنین آدمهای وجدان مسخ شده وتحقیر شده ای دارند براحتی آلت دست مدیران نالایق می گردند . البته کارکردهای مدیران نالایق درقبال این افراد نیزجالب توجه است طوریکه تلاش می کنند باعناوین گوناگونی مستمری ثابتی برای آنها درنظر بگیرند ودقت در همین شیوه مدیران نالایق اوج استیصال وناتوانی آنها را میرساند بنابراین مکانیسم پیچیده احساس حقارت درونی وروی آوردن به روشهای اعاده هویت کذایی فرمول ثابت مدیران نالایق درزمان به ظاهر مدیریتتیشان میباشد.
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 7:19 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
معلول واقعی چه کسی است ؟! از آموزشگاه محل خدمتم نزدیکیهای ساعت ۱۲ بود که به منزل برمی گشتم دیدم یک برادری که از جنس خودمان بود ایستاده ویک زنبیل دستش است که محتوی چندبسته کبریت وتنقلات مختصر بود سوار ماشین کردم معلولیتش به حدی بود که تمام بدنش ارتعاش داشت وبزور می توانست حرف بزند وبریده سخن می گفت ازاو پرسیدم زنبیل محتوی خرید برای خانه است ؟ کدام مسیر داری میروی تا برسانمت !! گفت نه برادر بااینها امرار معاش می کنم واینها را می فروشم تا لااقل محتاج دیگران نشوم. دلم داشت آتش می گرفت کل محتوای آن زنبیل شاید بیش از پنج شش هزار تومانی نمی ارزید ! گفتم عزیز من همین که خدا این عزت نفس واین اراده را برایت ارزانی کرده سپاسگزاری کن وقدرش را بدان به خد آدمهای سالمی من میبینم که ظاهرا" خیلی تنومندند ولی متاسفانه به علت اعتیاد وازدست دادن هویت خودشان بی ارزشترین موجودات هستند.بالاخره ماکه اعتقاد به روز جزا داریم مطمئنا" عدالت الهی بی نصیبت نخواهد گذاشت. بلی دوستان : معلولی با بالاترین درصد عارضه جسمی با توکل به خدا امیدوارنه زندگی می کند وادعایی ویا انتظاری هم از کسی ندارد ولی چطور با وجود چنین انسانهای شریفی که درنهایت نداری زندگی می کنند عده ای از خدا بی خبر دم از پررویی وزیاده طلبی اینها میزنند؟! ودر پشت میزهای رنگین به عاریت گرفته از روابط کور دم از خدمت به محرومین میزنند واگر برحسب تصادف معلولی نیز برای رفع مشکلات خارج از توانش از آنها راهنمایی می خواهد به طرد آنها مبادرت می کنند واز هم صحبتی با آنها احساس عار می نمایند !! آیا اینها همان اشرافی های پیدا شده اخیر نمی باشند که رهبر فرزانه انقلاب اخیرا" دربیاناتشان فرمودند "باید ازپیدایش قشر اشرافی جدید جلوگیری کنیم " . خدایا تورا به حرمت پیامبرت محمد مصطفی(ص) که خیلی دوستش داری وبدین خاطر نیز فرموده ای "لولاک لما خلقت الافلاک" نگذار با نقاب نفاق این جور آدنماها دوام بیاورند و...
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 14:30 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یاد وخاطره شهدای هفتم تیرماه 1360را که شهید بهشتی سیدالشهداء آنان بود گرامی میداریم ودرود می فرستیم به روان پاک شهید محمد علی فیاض بخش ازبانیان مخلص سازمان بهزیستی که تلاشهای ایشان سرپناهی را برای محرومین ومعلولین کشور اسلامی بنیان نهاد وخوب است یادآوری این مطلب که روسای سازمان بهزیستی قدرشناس زحمات آن بزرگوار گردند وافتخار جانشینی وی را پاس بدارند. "شهید فیاض بخش درسال ۱۳۲۶درتهران متولد ودركابينه شهيد رجايي، به عنوان وزير مشاور و سرپرست بهزيستي خدمت ميكردپيشنهاد لايحه سازمان بهزيستي كشور و پيگيري براي تاسيس چنين سازماني جدا از وزارتخانه بهداشت از اقدامات اين شهيد بود دكتر فياضبخش، شامگاه هفتم تير ۱۳۶۰در حزب جمهوي اسلامي براثر انفجار بمب به شهادت رسید". بیوگرافی برگرفته ازسایت اینترنتی شهروند معلول
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 21:1 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
داشتم سایت انجمن دفاع از حقوق معلولین را مرور میکردم که با مضمون "محمودنژاد ;موضوع اصلي کنوانسيون رفع تبعيض و احقاق حقوق معلولان جهان است" مواجه شدم وقتی مطلب را خواندم متوجه شدم که متاسفانه برداشتهای غیر واقعی تابحال باعث آن شده که کشور اسلامی ما به جمع امضاء کنندگان آن نپیوسته است!!بدین لحاظ خواستم مطلبی دراین مورد بنویسم انشاء اله.. مورد توجه دولت مردان معزز قرار گیرد. واقعیت این است که دین اسلام دین جهانشمولی است که با الگویی چون چهره تابناک خاتم پیامبران محمد مصطفی (ص) بیش از ۱۴قرن است که هروجدان منصفی را به سوی خود می کشد وکام آنها را باشهد ناب عدالت ومساوات شیرین می نماید. پیامبری که خاستگاه اصلی دین او دلهای مستضعفانی بود که فرشته ها غبطه به مقامشان میکردند وهمین پیامبر با" ندای ان اکرمکم عنداله.. اتقیکم" خط بطلانی بر فخرفروشی آدم نمایانی کشید که از نشستن با محرومان ابا داشتند وآن را دون شان خود میدانستند. حالا ما چطور می توانیم در کشوری که متعلق به آقا امام زمان (عج) است وپیشتاز در عرصه های حمایت از محرومین ومستضعفین جهان است شاهد این باشیم که با برداشتهای نادرست بعضیها ! از پیوستن به چنین کنواسیونی پرهیز کنیم !! مگر کدام ماده آن مغایر با قانون اساسی ماست ؟!! به نظر میرسد تنها مورد ملاحظات قانونی خاص کشورها باشد ولی ما که به حمد خدا قانون جامع حمایت ازحقوق معلولان را لحاظ نموده ایم وچند سالی از تصویب آن می گذرد واکثر مفاد این قانون با مواد کنوانسیون مطابقت دارد لااقل امضاء مشروط که خیلی از کشورها انجام داده اند چرا ما این کاررا نکنیم ؟! تاخیر وسهل انگاری بیشتر دراین مورد ضمن اینکه وجه انسانی وفرهنگی کشورما را زیر سئوال میبرد از لحاظ ارتقاء سطح فرهنگی واجتماعی جامعه نیز در قبال معلولین گناه نا بخشودنی خواهد بود که بیگمان بایستی جوابگوی آن باشیم فلذا امید آن داریم با عنایت ویژه دولت مردان شریف کشورمان هرچه سریعتر شاهد پیوستن به آن باشیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 1:11 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ب – ویژگیهای بارز شخصیتهای نارسیستیک (خودشیفته) از علائم بارز این تیپ شخصیتی خودمهم بینی وتحیلات شدید درباره موفقیت واحتیاج مبرم به خودنمایی وجلب توجه دیگران است. دوست دارند به دیگران اتکا نمایند ویا دیگران را استثمار نمایند طوریکه دررابطه بین فردی ازقطب پرستش یکی تاتحقیر وتنفراز او پیش می روند.هیچگونه احساس صمیمیت وهمدردی عمقی نسبت به انسانها ندارند. ظاهرا" بسیار سرزنده نمایشی وپرتحرک هستند رفتارهای غیرمنطقی بچگانه وعصبانیتهای توائم باداد وفریادازخودنشان می دهند.به ظاهر اشخاصی خونگرم هستندلکن کم عاطفه وبی احساس هستند بسرعت دوست می گیرند ولی دررابطه با آنها بسیار خودخواه - بی توحه واستثمارگرهستند. بسیار تلقین پذیر هستندازدردهای جسمانی مانندسردرد شکایت می کنندودرشرایط سخت حالتهای روان پریشی ازخودبروز میدهند. د – شخصیتهای اتکالی (وابسته): فعل پذیری از علائم برجسته است وبدین لحاظ نیز به دیگران اجازه می دهند تا براو حاکم گردند انگل وار خودرا به دیگران مرتبط می نمایند.ترس دائمی ازطردشدن دارنداشتغال درحرفه ای که نیازمند تنهایی باشد برای این اشخاص دشواراست. منبع موردمطالعه: آسیب شناسی روانی دکتر سعید شاملو
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:22 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پیشنهاد طرح ضربتی ومسکن درمورد مشکلات معلولان شاغل
دررابطه با مناسب سازی اماکن: واقعیت این است که براساس آمارهای ارائه شده از طرف معاونت محترم توانبخشی بهزیستی حدود 70% اماکن مناسب سازی نشده اند وبه نظر بنده نیز به عنوان عضوی از خانواده معلولین آمار واقعی بیشتر از این است وتازه به علت عدم نظارت مناسب بعضی مناسب سازیها نیز استاندارد صورت نگرفته است ومن به شخصه در مراجعه به بانکها بااین مورد برخورد داشته ام البته دستشان درد نکند حداقل آنها پیشتاز دراین امر خیر بوده اند. به نظر میرسد عزمی درراستای اجرای ماده دوم قانون جامع حمایت از معلولین درشرف وقوع است خصوصا" با دخالت انجمن های غیردولتی وپی گیریهای آنها کارها به جلو می رود ووجود دوستی آگاه به مسائل معلولین به عنوان دبیر کمیته پی گیری مناسب سازیها امیدواریها را بیشتر می کند. منتها باتوجه به اینکه تابحال بسترسازی مناسبی صورت نگرفته است قطعا" تحقق آرمانی مناسب سازی اماکن نیازمند زمانی طولانی است وواقعا" تحقق این مسئله به یک نهضت سازندگی نیازمند است وبا توجه به اینکه دوستان معلول شاغل بیشتر دراین مورد درتنگنا قرار می گیرند وبرای امرار معاش چاره ای به جز حضور در محیطهای کاری مناسب سازی نشده ندارند بنابراین عنایت به موارد پیشنهادی زیر می تواند تافراهم شدن شرایط مشکلات دوستان معلول را مرتفع نماید. 1- درفراخوانی از طرف سایت سازمان بهزیستی نرم افزاری برای شناسایی معلولین شاغل به عمل آید واطلاعات کلی از آنها درمورد نوع معلولیت - سازمان مورد اشتغال - وضعیت مناسب سازی آن سازمان وسمت کاری همکاران معلول تهیه شود که هم بانک اطلاعاتی دوستان بهزیستی مارا غنا خواهد بخشید وهم ادارات مورددار شناسایی خواهند شد. 2- طی هماهنگی که باخود دوستان معلول و مدیران آن واحدها به عمل می آید تلاش شود از دوستان معلول در محیطهای اداری همکف همان سازمانها استفاده شود وخود این پی گیری هاعزم روسای سازمانها را برای پردازش جدی به حل مشکلات دوستان جدی خواهد نمود. 3- مدیران وواحدهای سازمانی متعهد ووظیفه شناس دراین مورد طبق تبصره سوم ماده دوم مورد تقدیر ومدیران سهل انگار طبق همان تبصره به دولت معرفی شوند. 4- باهماهنگی وعنایت مشاور وزیر محترم رفاه در امور معلولین دکتر علیمحدی بخشنامه ها ویا دستورالعملهای اداری لازم با دستور وزیر محترم به استانداریها ودرنهایت به سازمانها جهت همکاری لازم به عمل آید.
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 21:19 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آشنایی با تیپ های شخصیتی(قسمت اول) به علت ایام فراغت وفرصتهایی که برایم پیش آمده کتابهای متعدد روانشناسی را انتخاب کرده ام که به مطالعه آنها می پردازم برای اینکه دوستان نیز سهمی در این مورد داشته باشند بنده چکیده گذرای مطالب را می نویسم به علت حساسیتی که به مدیران نالایق پیداکرده ام اکثرا" دنبال مباحثی هستم که به صورت علمی ومستدل ناتوانی آنها را به آنها گوشزد نمایم بنابراین مرا ببخشید که بیشتر تیپهای مرضی را انتخاب خواهم نمود. الف - ویژگیهای برجسته شخصیتهای مستبد شخصیتهای مستبد به شخصیتهای اطلاق میگردد که علیرغم آنکه در اعتقادات خودخشک ومتحجر می باشندوپای بند ارزشهای سنتی هستند ولی نسبت به ضعف وناتوانی شکیبایی ندارند. علیرغم سوءظن شدید نسبت به دیگران وداشتن خصلت انتقام گیری ومجازات نسبت به صاحبان قدرت فوق العاده سربزیرند واحترام فراوانی بدانها قائل هستند. منبع مطالعه: روانشناسی اجتماعی الیوت ارونسون ترجمه شکرکن
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:21 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||