![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
برای مطالعه بیشتر درمورد غدیر روی لینک زیر کلیک فرمایید: http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/Miscellaneous/2005/1/27/21625.html |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 22:1 توسط حسن فاتحی |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:13 توسط حسن فاتحی |
|
|
امسال نسبت به سالهای قبل شرایط هوایی اردبیل برای معلولین مناسبت تر بود وتا امروز برف سنگینی که برایمان از لحاظ تردد مشکل ساز باشد نیامده بود ولی از صبح امروز مورخه ۲۱ آذرماه برف نسبتا" زیادی از اوایل صبح بارش نمود وبنده نیز که دردومدرسه فعالیت می نمایم برای درامان ماندن ازخطرات لیز خوردن وافتادن و... ازویلچر استفاده کردم وبریس وعصا کارساز نبود واین شرایط یک کمی استرس روحی برام پیش آورد چون صبح برف سنگین بود وماشین هم سر می خورد ولی خدارا شکر عصری راحت بودم وویلچر را کنار گذاشتم چون برف نسبتا" آب شده بود واحتمال سرخوردن کم بود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 22:29 توسط حسن فاتحی |
|
|
نقدرسانه ای ازیکطرف می تواند خلاءهای مدیریتی واجرایی را معرفی نماید وباپوشش افکار عمومی سهم بسزایی در احقاق حقوق شهروندی ایفا نماید وازطرفی دیگر کنترل نامحدود رسانه ها برای طرح ایده ها وافکار با انواع برچسبهای سیاسی می تواند یکی از حوزه های الزامی نقد آفرین یعنی حوزه اجتماعی را با چالش جدی روبرو نماید. واقعیت مسلم این است که تاسوز اجتماعی نباشد قلم سوزناکی نمی تواند بنویسد ونوشتن تصنعی نیز راهی را نمی تواند بپیماید واگر رسانه های پیدا می شوند که از دردهای اجتماعی حرف می زنند درواقع حقوق پایمال شده ای وجوددارد که متاسفانه با سوء استفاده برخیها زود برچسب سیاسی می خورند درصورتیکه اهداف اصلی چنین افرادی بایکوت رسانه ها برای کتمان ضعفهای کارکردی خودشان می باشد. بنده فکر می کنم بسیاری ازنقدها وفریادها درجامعه ما جنبه صنفی وحقوقی دارند ودرواقع زبان گویای مردم یعنی رسانه ها حقوق خودشان را مطالبه می نمایند وضعفهای کارکردی مدیران نالایق را گوشزد می نمایند. مدیرانی که حتی با سوءاستفاده ازارزشهای اصیل به جایگاه مدیریتی خود فکر می کنند وکاری به خدمت رسانی واقعی ندارنددرواقع ولضالین برخی ازاین مدیران فرصت طلب شبیه همان ولضالین ابن ملجم مرادی درسریال امام علی (ع) می باشد وبادیدن یک صورتی ولضالینشان میلرزد ودرست به نام اسلام کاری را با امت علی (ع) می نمایند که ابن ملجم با علی(ع) کرد.!! وقتی یک مدیری حتی نحوه برخوردش با جامعه هدف را بلد نیست !!وازروی نخوت وغرور وپایمال کردن حتی ارزشهای گذشته خودش رفتار می نماید ودرچنین فضایی مظلوم تحقیر شده ای داد میزند نه تنها برچسب سیاسی زدن به وی کاری نارواست بلکه همین ظلمها آهسته آهسته همه را درورطه سقوط اخلاقی قرار خواهد داد.وبیگمان قهر الهی شامل همه خواهد شد چراکه انفعال بینندگان وخوانندگان وشنوندگان تظلم خود علامت مناسبی نمی تواند باشد. وقتی مدیری تنها از مدیریت برخورد تیمی را بلد است درواقع باج دادن تیمی نیز دربین خواهد بود واگر رسانه ها اینها را منعکس نکنند واله... مشروعیت انقلاب به خطر خواهد افتادواین یعنی ترفند پیچیده عمروعاصهای زمان معاصر ما!! البته بنده منکر این نیستم که افرادی بخاطر پول نمی نویسند وافرادی احتمال اجیر شدنشان وجود ندارد بلکه سخن من این است نقد کارکردهای اجرایی خصوصا" درزمان فعلی که مدیرسالاری غوغا می کند کاری مفید برای شناسایی دشمنان فرصت طلب انقلاب است ووسیله ای برای تخلیه هیجانی توده های ستمدیده است وعجیب است که برخی مدیران متحجر وظاهرمآب برای درامان ماندن خودشان ومخفی نمودن رسواییهای خویش دیگران را متهم به انواع برچسبها می نمایند ودرواقع نون ونمک انقلاب را می خورند وآن طرف سفره نمکدان راهم می شکنند وفکر هم می کنند که خیلی زرنگند که دیگران رافریب می دهند !!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 16:11 توسط حسن فاتحی |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 17:27 توسط حسن فاتحی |
|
|
وقتی که سهمیه بندی بنزین ازمباحث داغ بود طراحان چنین تفکری این عمل را عدالت مند نمودن یارانه ها اعلام میکردند!! واینکه کسی که از سقف سهمیه بخواهد زیاد مصرف کند باید قیمتش را بپردازد وباقیمت آزاد تهیه کند. ولی آقایان عدالت محور که از عدالت فقط فشار به قشر مستضعف و متوسط جامعه رابلدند این نکته را ندید گرفتند که آنکه دستش به جیبش میرسد وماشینهای آنچنانی سوار می شود خرید بنزین آزاد هم براش مشکلی نیست چراکه چون پول دارند چندتا ماشین مدل پایین می خرند وفقط از کارتش استفاده می کنند !! ولی آنهاییکه ماشینشان ماشین روز نیست وازآن پیکان به موزه رفته می باشد به ناچار با مصرف زیاد آن سهمیه کفاف نخواهد داد. خصوصا" معلولین که تمام زندگیشان وحرکتشان مربوط به ماشین است وبهزیستی هم که فقط حرف میزند وازکارت بنزین و...اینها خبری نیست وبنده خدا معلول باید ماهی حداقل پنجاه هزارتومان برای بنزین کنار بگذارد ونه اینکه درآمدزیاددارند!! طراحان عدالت محور آنهارا درفشار مضاعف قرار داده اند ولابد خواسته اند عدالت ازنوع.......را به اجرا بگذارند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:9 توسط حسن فاتحی |
|
برای مطالعه بیشتر درمورد امام لینک زیر را مشاهده فرمایید: |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 19:1 توسط حسن فاتحی |
|
|
آیا تابحال برایتان پیش آمده که درمورد تلقین وتاثیرات مثبت ومنفی آن در روحیه خودتان کنجکاوشوید؟ تلقین یعنی القاء واژه های مثبت ویامنفی باارزش روانی فراوان . تلقین بحالتی اطلاق می شود که شما خودتان ویادیگران مرتب شمارا بابارش افکارتوام باعاطفه مواجه نمایند طوریکه درنهایت باورتان شود وآن افکار به عمل ورفتار منتهی شود. البته اثرات تلقین غیرقابل تصوراست ومعمولا" به نتایجی منجر می شود که باور کردن آن شاید برای برخی دوستان سخت باشد!! براینکه بیشتر با اثرات تلقین آشناشویم بنده مضمون نقل قول استاد آسیب شناسی روانی که در کلاس آسیب شناسی روانی دردوران دانشجویی برایمان گفته بود اینجا می آورم تا دوستان علاقه مند بیشتردرموردتاثیرات تلقین مطالعه فرمایند: ظاهرا" دوروانشناس برای پی بردن به تاثیرات تلقین دومحکوم به اعدام را انتخاب می نمایند وبجای کشتن آنها بادار مجازات ویا تیر تفنگ می خواهند ثابت نمایند که باتلقین نیز آیا می شود آدم کشت ویا نه؟؟!! بنابراین چشمان محکومین را می بندند وبه آنها می گویند مابه طریق رگ زنی شمارا اعدام خواهیم کرد درصورتیکه درعمل چنین قصدی نداشته اند!! ابتدا بعدازبستن چشمها وتلقین منفی ظاهرا" یک خراشی را در دستان آنها ایجاد می کنند وزود پانسمانش می نمایند فقط این عمل را بخاطر باور آنها انجام می دهند وبعد خونی که ازبالا ازطریق شلنگ مخصوصی با گرمی خاصی ازروی دستان آنها جاری می کنند ومرتب درفواصل زمانی معین القاء می نمایند که شمادرآستانه مرگ هستید!! و.... بعداز گذشت دقایقی واقعا" محکومین می میرند درصورتیکه که اصلا" نه رگ زنی دربین بوده ونه فوران خون وفقط صحنه سازی والقاء کلمات منفی بوده که موجب مرگ آنها گردیده است. البته ازاثرات تلقین درهینوتیزم نیز بهره گیری می شود ودراصل اساس هیپنوتیزم نیز براساس تلقین صورت می پذیرد والبته ما در تاریخ افرادی را سراغ داریم که خود با بهره گیری ازاثرات تلقین حتی خودرا زیر تیغ جراحی سپرده اند بدون آنکه ازفنون رایج بی هوشی بهره گیرند. (مثل علامه طباطبایی) بنده یک فرمایشی را از حضرت قاسم ابن حسن علیهم السلام برای اثبات عرایضم می آورم که ایشان زمانی که از امام حسین (ع) اجازه جهاد می خواهند وآن بزرگوار نظرایشان را درمورد مرگ جویا می شوند می فرماید" مرگ برایم ازعسل شیرین تراست " واین یعنی تاثیر افکار مثبت حتی دربرابرمرگ!! وروانشناسی امروزی چنین سخنانی را تایید می نماید وبه صورت تحقیقی اثبات می نماید. ما می توانیم با ارتباط بیشتر با خالق خودمان ونیز با محوشدن در وجوداو واقعا" به یک مرحله ای برسیم که حتی ازمرگ نهراسیم واحساس دردی نیز نکنیم ودرمقابل مشکلات مقاوم بشویم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 19:30 توسط حسن فاتحی |
|
|
سایت اینترنتی همشهری آنلاین را مرور میکردم که مطلبی با عنوان "نگاه معلولان به زندگي از پنجره مجازي" توجه ام را به خودجلب نمود.گزارشگر بااحساس حسینی طاها مصاحبه ای با محمدرضا دشتی از فعالان بانشاط در حوزه معلولین انجام داده بود بااین شروع خوب: "کمترکسی است که در حوزه فرهنگ سازی برای معلولین فعالیت داشته باشد و با نام محمدرضا دشتی آشنا نباشد.دشتی که خود درد آشناست با اکثر سازمانهای غیردولتی معلولین رابطه خوبی دارد". انصافا" برخی چهره های فعال بانشاط وکمتر مدعی وجوددارند که سهم ارزنده ای درفرهنگسازی مثبت درحوزه معلولین دارند که با سعه صدر وتحمل مشکلات فراوان چه از ناحیه خوددوستان معلول (که کار با معلولین واقعا" صبرایوب می طلبد)وهم مشکلات فراوان اجرایی همچنان عاشقانه به همنوعان خود خدمت می کنند ودست گیری از همنوع را نه بخاطر مزد آن بلکه بخاطر لذت از آن انجام می دهند ومباحثی هم که دنبال می کنند عینیت آنها قطعا" ارتقای جایگاه اجتماعی معلولین را درپی خواهدداشت. بنده دلم می خوهد به عنوان یک شهروند معلول دستان پرتلاش وزحمت کش چونان دکتر کمالی ومحمدرضا دشتی را بوسه زنم و ازدیار سبلان مراتب تعظیم وقدردانی خودرا تقدیم ایشان نمایم . البته بنده یک پیشنهادی نیز دارم وآن اینکه حداقل به مناسبت روز جهانی معلولین (13آذرماه) درهمایشی از زحمات چهره های ماندگار فعال در حوزه معلولین وجانبازان تقدیر به عمل آید. وچه خوب است صدا وسیمای جمهوری اسلامی به عنوان یک رسانه ملی گامی درانجام این رسالت ارزشی جلو بگذارد وهمچنان که درسایر عرصه های فرهنگی به رسالت خود عمل می کند دراین زمینه نیز دست دوستی دهند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:32 توسط حسن فاتحی |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر 1387ساعت 18:25 توسط حسن فاتحی |
|
|
مجرم به افرادی گفته می شود که براساس عللی نمی تواننددرچهارچوب قانون عمل نمایند وهنجارشکنی می کنند البته طیف گسترده ای درزیر مجموعه مجرمین قرار می گیرد.وانواع بزه های اجتماعی مثل قتل وسرقت وقاچاق و...راشامل میگردد: وقتی ما به کتب آسیب شناسی اجتماعی مجرمین مراجعه می کنیم معمولا" علل درسه دسته زیر خلاصه میگردد: 1-دیدگاه اقتصادی وطبقاتی افراد = هرچه به فقر ونداری بیشترنزدیک شویم آمار جرم بیشتر ملاحظه می شود. 2-دیدگاه روانشناختی = نبودشیوه های تربیتی مناسب-انواع مشکلات روحی روانی افراد-عدم کارآیی دراستفاده ازشیوه های مناسب برای مبارزه بامشکلات زندگی 3-دیدگاههای اجتماعی = تاثیر بحرانها وآسیبهای جامعه در گرایش افراد به جرم ولی بنده فکر می کنم علت مهم دیگری نیز وجوددارد که معمولا" کمتر بدان پرداخته می شودوآن تاثیر نادرست وویرانگر مدیران نالایق ومسئولین فرهنگی وتربیتی جوامع می باشد که علیرغم حداقل توان هوشی وتوامندیهای خلاق براساس موج گروه گرایی ورابطه گرایی برکرسی مدیریتی می نشینند. وچون خودشان بنوعی از روح بیماری برخوردارند تلاش می نمایند با رابطه گرایی واستفاده از روشهای تیمی وبده وبستانهای درون گروهی مشکلات پیش رو را حل نمایندوتمایل شدیدی به برجسته نمودن ضعفهای افراد پیرامونی نشان می دهند .درست برخلاف اصول مدیریتی مبتنی برایجاد انگیزه براساس شیوه های روانشناسی وبهمین خاطر نیز افرادی را که باب روح خودنیافتند مورد فشار گروهی دستجات فشار خود قرار می دهند ودرنهایت چنین مدیرانی انگیزه های جرم را درافراد بوجود می آورند !!!! من فکر می کنم افرادی که استعداد برجسته ای دارند ویا بنوعی ازنبوغ بهره مندند اگر فرصت کار بدانها داده نشود واگر مورد طرد مدیران مشکلمدار قرار گیرند اینها درنهایت یا منزوی می شوند ویااینکه تمایلات انتقام اجتماعی در آنها شکل می گیرد . البته این بدان معنا نیست که نوابغ مشکلات ندارند بلکه درمواردی مشکلدار به نظر میرسند وبدبختانه مدیران نالایق نیز به جای بهره گیری ازنکات قوت به سراغ نقطه ضعفها می روند وهمین عدم اطلاع خود به عنوان علت واقعی تمایل به جرم عمل می نماید. درنوشتن این پست از مقالات مندرج درسایت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران درمورد برسی علل آسیبهای اجتماعی استفاده کرده ام. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 16:54 توسط حسن فاتحی |
|
|
باگرامیداشت یادوخاطره شهدای بسیجی وتعظیم دربرابرایثار- جوانمردی وشجاعت آنها که برای اولین بار درتاریخ جنگها نگذاشتند وجبی ازخاک میهن اسلامی به دست نااهلان بیفتد ومظلومانه مقاومت کردند وفرهنگ مقاومت رابه عنوان هدیه ای برای ملتهای بیدار تقدیم نمودند. بنده حقیر بعضا" فکر می کنم بسیج یعنی چه وبرای چه باید نهادینه شود؟ به نظرمن بسیج یعنی باورهای عقیدتی وملی ومذهبی ما که حاصل ایمان ما به فرهنگ شهادت ودرس آموزی ما ازمکتب عاشورا است وهرملتی که بخواهد هویت داشته باشد باید مقاومت داشته باشد ومقاومت یعنی فرهنگ بسیجی داشتن. راستی چگونه می شود این فرهنگ مقاومت وایثار وجوانمردی را از التهابهای مقطعی بدور نگه داشت ودر عوض آن را به فرهنگ نهادینه ماندگار تبدیل نمود؟؟ شاید برای جواب بدین سئوال بتوان کتابها نوشت ولی به نظرمن گرینه های زیر راه حلهای مطلوبی می توانند باشند: 1- خلوص درعمل داشتن: اینکه تنها درمقابل جهان غرب واهریمن دوام آوردیم ونشکستیم علت مهم آن خلوص عمل مردان نام آوری چون باکریها – شهید چمران و...وازهمه مهمتر کارکرد رهبران مذهبی وصداقت دربیان وعمل آنها بود. 2- پرهیز ازافراط وتفریطهای مخرب: بسیجی بودن یعنی فرهنگ حسینی داشتن وبدین باور بسیج هفتاد ملیونی عینیت دارد فلذا طرح دیدگاهای خودی ونا خودی واین خوب است وآن خیر !! به نظر من تفکردرستی نیست چراکه ازدید من حتی آن جوان با سر وصورت عجیب امروزی نیز اگر احساس خطر کند واقعا" بسیجی می شود .مهم این است که ما نگذاریم فاکتورهای اساسی شکل گیری بسیج یعنی اعتقادات دینی با کارکرد نادرست وناخالصانه برخی فرصت طلبان زیر سئوال رود!! 3- همین بهره گیری از برنامه های فرهنگ سازی درمدارس خیلی خوب است واگر دوره تحصیلی ابتدایی را بیشتر مدنظر داشته باشیم خوبتراست چون دوره شکل گیری باورهاست. 4- پرهیز ازسیاسی گراییها وحزب گرائیها ودرعوض باور قلبی به ولایت داشتن رمز موفقیت بسیج است .من باورم این است که بیسج باید فکر جهانشمولی داشته باشد بنابراین حزب گرایی آفت جدی خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 7:48 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده) |
|
RSS
|