|
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها
|
|
|
|
||||
|
امام حسین(ع) واقعیت تابناکی هستند که با گذشت زمان ابعاد معرفتی ایشان شناخته می شود .اگر فراموشی غدیر زمینه ساز عاشوراگردید بی گمان ریاکاری وفسق وفجورفرزندان طلقاء(آزادشدگانی که منافقانه اسلام را پذیرفته بودند) مظلومیت عاشورا را تکمیل نمود. منظوراز اربعین به باورمن تلاش مومنین برای زنده نگه داشتن مظلومیت کربلا وفلسه قیام سیدالشهدا(ع) است. نکته ای که نباید فراموش شود تلاش وغیرت شیر زن کربلا حضرت زینب (س) است که مکمل جاودانگی ارزشهای کربلاست وآدم وقتی صلابت چنین زنان پاکدامنی را می بیند بیشتر به ارزش والای زن بودن ولی جاودانه بودن پی می برد. ازمصائب جانسوز اربعین رویداد دردناک مراجعت کاروان اسرا به مدینه بدون سیدالشهدا(ع) وبنی هاشم می باشد که دل آدمی را بسیار زجر میدهد ومن هروقت نوحه های بشیر فرستاده حضرت زینب (س) به مدینه لحظاتی قبل از ورود به آن شهر را درذهنم تداعی می کنم واقعا" دلگیر می شوم. چه مصیبتی بالاتر ازاین که نوه پیامبر(ص) تنها بعداز اندک سالیانی از رحلت ایشان اسیر تزویر فرزندان ابوسفیان گردد وچه مصیبتی بالاتر ازاین که امت پیامبری برنعش فرزندانش با اسبان تیزرو بتازند....وتازه ادعای مسلمانی نیز بکنند!!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 0:28 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امام جمعه محبوب وفرزانه اردبیل در خطبه های نماز جمعه این هفته ضمن انتقاد از وضعیت آموزش وپرورش وافت تحصیلی دانش آموزان دراردبیل درموردعلل این مسئله فرمودند " فشارهاي برون سازماني به آموزش و پرورش استان، دخالت نمايندگان در جزيي ترين امور آموزش و پرورش، عدم توجه کافي به پرداخت مطالبات فرهنگيان، سهل انگاري برخي مديران به خاطر عدم ثبات مديريت، بدنه کارشناسي ضعيف سازمان، عدم استفاده از افراد نخبه و پنهان کاري ضعف ها را از جمله دلايل افت علمي دانش آموزان اردبيلي می باشند." هرچند اظهار چنین مطالب عالمانه دیر می باشد!! ولی مطالب به جا وحقی را ایشان عنوان فرموده اندمضافا" اینکه متاسفانه خروجیهای آموزش وپرورش نیز که فعلا" برحسب نظام رابطه گریانه درمراکز ومدیریتهای مهم استانی تکیه زده اند شرایط الگوی مناسب ویا حداقل صادق را نداشته اند وبلکه موجبات دلسردی را فراهم آورده اند. من نمی خواهم نامی ازکسی ببرم ولی مدیرکلهای که درحال حاضر از آموزش وپرورش در مراکز دیگر مدیریت می نمایند ودرهمسویی کامل با دولت نهم خودرا عنوان می نمایند حداقلهای ارزش آرمانی جامعه فرهنگیان را نداشته اند وبلکه با تکیه براهرم روابط ومدیریت ماکیاولی جوی در استان بوجود آورده اند که صداقت وخلوص عمل درخدمت به مردم فراموش شود ودرعوض غوغا سالاری –بحران سازی – مشکل آفرینی ودرنهایت تفکرات مادیگرایانه غلبه پیدا کرده است!! ای کاش زمانی که نمایندگان قبلی ودراس آنها آقای دکتر.....سازمان آموزش وپرورش را میدان سناریوهای خود قرار داده بودند وحتی سرایدار وآبدارچی مدارس با نظر برخی از آنها تعیین می شد!! امام جمعه اردبیل این مطالب را عنوان می فرمودند. درحال حاضر نیز همان انتخاب شدگان نماینده قبلی دراکثر مراکز آموزشی مدیریت می نمایند وهمانها هستند که با تکیه برموج رابطه گرایی ودوست گرایی چنین معضلاتی را بوجود آورده اندوحتی کار را تا بدانجا پیش برده اند که در تابستان هرسال لیست مخصوصی ارائه میدهند وافراد مدنظر وهمسوی خودرا می پذیرند وهمکارانی که دراین بازیها نیستند گاها" مشکل پیدا می کنند وهمین مهره چینی ومدیر سالاری دراردبیل نه تنها علت واقعی افت تحصیلی است بلکه علت واقعی تمام معضلات آموزش وپرورش است. متاسفانه برخی ازاین مدیران گزارشهای همسوی منافع خودرا ارائه میدهند واگر امام جمعه محترم دنبال راه حل اساسی هستند باید به فرمول جدید عدم ثبات مدیران که تازگیها از سوی مدیران قبلی منتخب نمایندگان اسبق اتفاق می افتد نیز اشرافیت داشته باشند . که هدف واقعی اینها جستجوی ضمانتی با رنگ وبوی دیگر است واگر مدیریت آنها دوام پیدا کند وضعیت ازاین هم بدتر خواهدشد. برای مطالعه بیانات امام جمعه اردبیل روی لینک زیر کلیک فرمایید
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 19:13 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هنوز هم یادم می آید که14 سال پیش زمانی که به عنوان مشاورمدارس بعداز قبولی در آزمون کتبی ومصاحبه تخصصی بانامه معاونت نیروی انسانی آموزش وپرورش راهی محل خدمتم دریکی ازمناطق محروم استان اردبیل شدم . با رفتار غیرقابل تصور ریاست وقت آن منطقه که متاسفانه فعلا" ازیکی ازمدیران مدافع دولت نهم دراردبیل است ومدیریت اداره ای باخدمات وسیع را برعهده دارد مواجه شدم .ایشان مرا ازکارگزینی که ابلاغ جدید الاستخدامی خودرا تحویل آنها داده بودم به دفتر خود احضار وگفت راه بروید تامن ببینم و......انگار متخصص ارتوپدی بودند وانگار متخصص فیزیولوژی که به خود اجازه این فضولی راداده بودند !! چه کار می شد انجام داد منهم راه رفتم تارئیس فضول قانع شود وبعد با یک حالت اکراهی ابلاغ مرا به دبیرستانی زدند ورفتم آنقدر تلاش کردم تا رویشان را کم کردم وبرای خود موقعیتی بسیار بالاتر ازسایرکارکنان درست کردم طوریکه حتی مدارس غیرانتفاعی دعوت به همکاری کردندو... بنده در تمام مراحل استخدام به نحوی تلاش میکردم تامعلولیتم را بیان نکنم چراکه انگار معلول بودن جرم بود !!وانگار عامل تحقیر وسرزنشی تلقی می شد وحتی ازخواستن برخی حقوق خود دراوایل صرف نظرمیکردم چون می ترسیدم معلولیتم را بزرگ کنند ودرمسیری که درآن قدم برداشته بودم ناکامم گذارندوتا دوسال استخدام آزمایشی همین طوری بلی قربان بود تااینکه ازاین مقطع بگذرم وبه شکر خدا گذشتم . ولی سئوال من این است آیا معلولیت جرم است ؟؟!!که این گونه تاوانش را بپردازیم !! آیا فردیکه با 90درصد معلولیت با رتبه های خوب تحصیل وهمدوش وحتی بالاتر از همسن وسال خود تلاش کرده تا عزت خودرا حفظ کند مستحق این دلهره واضطراب بود ؟؟!! یا بایستی مورد پذیرش وتکریم مسئولین قرار میگرفت؟؟!! آیا این بی عدالتیها هنوز ادامه ندارد ؟؟ آیا دلهای انسانهای مستحق تکریم وآبرومند هنوز هم با رفتارهای عجیب وناشیانه وگاها" مغرضانه برخی مدیران نالایق درهم شکسته نمی شود ؟! من معتقدم معلولین ما در دو عرصه ظالمانه درگیر هستند واین دو عرصه متاسفانه آنقدر ظالمانه است که حتی عده ای زیادی در همان ابتدا درهم شکسته می شوند !! 1- یکی عرصه فقر فرهنگی موجوددر جامعه که متاسفانه حتی دربین مسئولین بهزیستی کرارا" ملاحظه می شود. 2- دیگری محدودیتها ومشکلات عدیده معیشتی –فیزیکی وروانی آنها من نمی دانم چرا مدعیان عدالت هنوز هم شاهد پرپر شدن غنچه های نوشکفته ای هستند که با زبان بی زبانی فریاد میزنند ودر عنفوان امید وبالندگی به موجودات وابسته تبدیل می شوند!! آیا وقت آن نرسیده که حداقل قوانین موجود ناقص درمورد آنها اجرایی شوند؟؟!!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 20:2 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بنده برحسب حقوق شهروندی وبراساس شناختی که اخیرا" از برخی مدیران پیداکرده ام هم به عنوان یک شهروند وهم به عنوان یک شاهد هرازچندگاهی مطالبی درمورد تاثیر مدیران نالایق درروند اجرایی ومعیشتی وروحی وروانی افراد زیر مجموعه می نویسم . علیرغم اینکه به سوء استفاده برخی افراد ازموقعیت ها وپشتوانه های رابطه ای آنها یقین پیداکرده ام ولی به عنوان یک مسلمان دردمند درخط ولایت به هیچ وجه ازخطوط قرمز جامعه که به نظرمن (ولایت مداری – رعایت وضع امنیتی جامعه وفرصت ندادن به دست نااهلان می باشد) گذر نکرده وانشاء..اله..نخواهم کرد .ولی برای دفاع ازارزشها وباورهای انقلابی خودم به عنوان یک مسلمان درحد توان خود به ریشه سوء مدیریتها وسرمنشاء اصلی فساد اداری که درنهایت ارزشهای متعالی اسلامی را به چالش می کشانند اشاره خواهم نمود وبرحسب قدرت درک خود به راهکارهای شفاف وضمنی مبادرت خواهم نمود. درهمین راستا بنده دروبلاگم نظرسنجی ازمیزان محبوبیت نامزدهای انتخابات دهم قرار داده ام وبدون تمنا وفقط برحسب حقوق شهروندی برای حضور گسترده مردمی اقدام بدین کار کرده ام وبه باورمن بنده نیز حداقل بدین طریق می توانم درمسیر اهداف متعالی وآرمانی انقلاب اسلامیمان قرار گیرم ودوستان هم وطن وهمنوع خودم را تشویق به حضور درمسائل اجتماعی نمایم ولی ظاهرا" یکی از دوستان بازدیدکننده حساسیت خاصی بدین نظرسنجی پیدا کرده وهرچه قدر سید محمد خاتمی رای می آورد ایشان دریک حضور ویک بازدید که بنده حضور مبارکش را ازطریق وب گذر رصد می نمایم ده رای ویابیشتر به نامزد موردنظر خودداده است ومن این را خوب نمی بینم چراکه میزان باید رای ملت باشد نه اینکه برخی دوستان حتی وبلاگهای شهروندان را ازلحاظ دقت آماری دچار مشکل نمایند. امیدوارم آن دوست عزیز این نظرسنجی مارا پاس بدارد وحقوق دیگر نامزدها را نیز مدنظر قرار دهد وگرنه اگر ازش دلگیر شدم به خودش گلایه می نمایم ...ونمی بخشمش!!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 19:24 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هدف من ازپردازش بدین موضوع بیان تجربیات شخصی خودم می باشد والبته دلم میخواست یک کار تحقیقی دراین مورد انجام دهم وازشیوه های پرسشنامه ای دراین مورد بهره بگیرم ولی چون ملاکها ومصداقهای مدیران نالایق درحال حاضر شناخته شده نیست وبلکه هر کمانه زنی درمورد آنان خود به نوعی باچالش روبرو میگردد بنابراین به بیان تجربیات خودپرداختم بدین امید که باب شروعی برای پژوهشهای کاربردی دراین زمینه باشد. مدیران نالایق عموما" سه ویژگی شاخص دارند: 1- مدیران سفارشی می باشند2-عضوی اززنجیره تیمی می باشند وبا سیستمی غلط وارد وباخروج آن خارج می شوند 3-پای بندی خاصی به معیارها وملاکهای انسانمدارانه ندارند ومهم برای آنها حفظ وضع موجودخودشان است. این ویژگیهای شاخص باالطبع آسیبهای کارکردی نیز درپی دارند که مهمترین آنها عبارتنداز: 1- سرکوبی خلاقیتها واستعدادهایی که دستمال کشیدن برای آنها مهم نیست وراضی بدین کار نمی گردند. 2- بروز وشیوع روشهای نامشروع وغیرقانونی دربین کارکنان با ظاهری ریا کارانه 3- روی کارآمدن افرادی بیسواد وفاقدتخصص با تکیه بر گذشته وفاداری آنها 4- شیوع روشهای مسموم وغیراخلاقی دربین کارکنان مثل ظاهرسازی علیرغم کارکرد نادرست- زرنگ بازی ودرنهایت بده وبستانهای غیرمشروع برای ایجاد تیم موافق و حذف تیم مخالف بدون شک شیوع چنین آسیبهای برای عموم کارکنان که درزنجیره منافع مدیران نالایق نیستند فشارهای روانی مضاعفی را ایجاد خواهد کرد وحتی جامعه هدف آن سازمان را بانارضایتی های جدی روبروخواهد کردالبته چنانکه درجامعه ای اهرمهای بازدارنده وبرخوردی مصلح وبا صلاحیت وجودنداشته باشد درنهایت نارضایتیهای عمومی منجر به چالشهای اجتماعی خواهد شد طوریکه تغییر مدیریتهای کلان رانیز درپی خواهدداشت وپیشنهاد بنده دراین مورداین است که بجای هدردادن ارزشها وهنجارهای متعالی جامعه وپرداخت هزینه های سنگین با قانون مند نمودن مدیریتها وتصویب قوانین کارشناسی شده دراین مورد ضمن جلوگیری ازهدررفتن سرمایه های مهم مفهوم عدالت اجتماعی ومساوات اسلامی را نهادینه نمود . یادآوری جالب: احتمال اینکه مدیران نالایق به محوری ترین فرد همایشهای سیستمی غلط تبدیل شوند وبه عنوان مدیر نمونه معرفی شوند!! نه تنها بعیدنیست بلکه خودازمتد غلط سیستمی نادرست می باشد.
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 14:52 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج) آقا دلم میخواهد صدایت کنم ولی می بینم دلها باتوولی عملها جور دیگری است!! مولای من مدعیان انتظارت حداقل با شناختی که من از آنها پیداکرده ام وندی الهم عجل...آنها را با اعمالشان مرور می کنم می بینم تصور درستی ازانتظار ندارند. یوسف فاطمه دراین دنیای پراز فریب وریای عصرما حرفهای قشنگ زیاد گفته می شود ولی برای دیگران وآنجا که سخن از میز وقدرت می آید شما رانیزدور میزنند!! آقای من دلم برخی لجظه ها خیلی هوایی می شود ولی به یاد دعوتهای اهل کوفه می افتم که چه برسر سیدالشهدا (ع) آوردند وچگونه مثل برگهای ریزان ریختند وجاخالی کردند. سرور من هنوز هم سوسوی امید دلهای مظلومان شمایید وهنوز هم کنج مخروبه های دل باامید دیدار شما صبح می کند وسربربالشت سنگی می گذارد ونیم نگاهی به دردارد تا شاید بارویت جمالت غمهای خویش را فراموش کنند. سرورمن شاهد باش که چشمان اشکبارهمچنان ازجوروتزویر مدعیان ارزش!! بد می بینند!! وازریا ومکر آنها آشفته اند مدعیانی که حتی توان شنیدن حقیقتهای خودندارندوچونان اهل کوفه وعبیداله... ویزید وقتی حسینیان ندای حجت سرمیدهند به لشگر کین خود وتیم دغلباز خود دستور هو میدهند وکف زدن شروع می نمایند تا مبادا کسی هوای حسین داشنه باشد .. آقا این مدعیان امروز ما اگر دیروزیها دهان میثم را دوختند وزبانش رابریدند!! اینها نیز همین می کنند منتها با شکلی دیگر وفن آوری نوین خود!! عزیز فاطمه تورا به باقر آل محمد(ص) که امروز روز ولادت اوست نظری بردلدادگان چشم انتظارت بینداز وازخدای خودصبربیشتر وآرامش کافی وعاقبتی روشن برای آنها بطلب ....
+
نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 4:36 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||