|
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها
|
|
|
|
||||
|
آیت اله ... هاشمی رفسنجانی که یکی از معدود افراد موثردرشکل گیری انقلاب اسلامی می باشد وبیگمان نقش بی بدیل او در حراست از ارزشهای اسلامی برهمه افراد منصف مبرهن است درنماز جمعه این هفته به مثابه آیت اله... طالقانی خطیبی توانا بود ونقشی ماندگار در تداوم انقلاب اسلامی امام راحل بنیان نهاد. هرچند عده ای کوردل تاب تحمل کلمات وگفتار حق اورانداشتند ودوام جاه طلبیهای خودرا در زیر سئوال بردن افراد باهوشی مانند ایشان می بینند ولی ازیک معمار انقلاب که زحمات طاقت فرسایی برای حاکمیت اسلامی کشیده انتظاری جزاین نبود. بنظرمن افرادیکه تاب تحمل گفتار حق ایشان رانداشتند یا ازاردوگاه باندگرایان افراطی هستند که اسلام طالبانی را تبلیغ می نمایند وازاسلامیت تنها تحجر وافراطی گرایی را بلدند ویا ازاردوگاه لائیسم که اعتقادی به اسلام ندارند ومهم برای آنها جاه طلبی است. هرچندایشان یکی ازمعماران واقعی نظام اسلامی می باشند ولی درنهایت تواضع به عنوان نظر شخصی خود به طرح ایده هایشان پرداختند وپیشنهادهاس سازنده ای نیز ارائه فرمودند : 1- آزادی دستگیرشدگان ودلجویی از آنها وخانواده هایشان 2- ایجادفضایی بدور ازتهدید برای طرح نظر منتقدین 3- پای بندی به قانون به معنای واقعی کلمه وقضاوت خودمردم درمورد حق وباطل واقعیت این است که مکانیسم دفاعی سرکوبی والقاء این مطلب که همه چیز تمام شده است هرچند درکوتاه مدت موثرباشد ولی برای نظامی که دوام آن به جمهوریت واسلامیت آن گره خورده است بی توجهی به افکارعمومی منتقد چالش برانگیزخواهدبود . ما تنها همین اتخابات رانداریم فردای دیگر انتخاباتی دیگر لازم است واگر به سئوالات مردم جواب داده نشود باوربفرمایید دیگر ازحضور 85 درصدی خبری نخواهد بود وآنهاییکه دلسوز اسلام محمدی (ص) هستند باید این واقعیتها را نیز مدنظرداشته باشند. برای مطالعه بیشتر ومستند روی لینک زیر کلیک فرمایید: http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=1224
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 1:20 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مدت مدیدی بود که دیگر حتی حوصله مرور اخبار سایت سازمان بهزیستی را نداشتم وچون به اشکالات ساختاری سازمان بهزیستی پی برده ام دیگر حتی انگیزه طرح دغدغه های خودرا نیز نداشتم ولی هرچند سیستم مدیریتی را ناتوان می بینم واین ناتوانی را نه ازدکترفقیه بلکه از اشکالات اساسی ساختاری مدیریت مبتنی بر تبلیغ بجای خدمت واقعی یافته ام بااین حال به امیدفرداهای بهتر هنوزهم وقت را مغتنم میشمرم وبه بهانه گزارش عمکرد سازمان بهزیستی درهفته بهزیستی هم که شده نظرخودرا درمورد بیانات ریاست محترم سازمان بهزیستی مینویسم: دراین گزارش به مواردزیر اشاره گردیده است: بهینه سازی آمار خدمات- افزایش بودجه سازمان تامبلغ 650ملیاردتومان-پرورش نیروهای متخصص- خدمات درمانی جامعه هدف –آسیبهای اجتماعی –اجرای قانون جامع و..... به نظرمن ریاست محترم سازمان به صورت گذرا ازهربابی مطلبی فرموده ولی ازدغدغه های اصلی معلولین حتی کلمه ای بیان ننموده اند. دغدغه های ما معلولین اصلاح ساختار مدیریتی حاکم برسازمان بهزیستی ازمدیریت مبتنی برروابط به مدیریتهای توام باتخصص وتعهد وبارویکردی انسانمدارنه می باشد. دغدغه دیگر ما فقدان یا کمبود اقدامات فرهنگی درزمینه حقوق شهروندی معلولین به مثابه مواد16 گانه قانون جامع معلولین می باشد ولی کدام ماده این قانون تابحال شکل اجرایی گرفته بدان پردازش نشده است وواقعیت موجوداین است که مواد کاربردی این قانون به مثابه ماده 2 تا20-30درصدهم اجرایی نشده وازطرفی سایرمفادقانونی مشتمل برشرایط معلولین به مثابه بازنشستگی پیش ازموعد تنها درشکل گفتاری مطرح میشود واین درحالیست که همین قانون نیز خیلی وقت پیش تدوین شده است. نگرانی اساسی ما رویکرد ابزاری به معلول وآنهم درفواصل مناسبتهاست درحالیکه معلولین باید حداقل درتنها سازمان مرتبط با آنها آرامش داشته باشند وبتوانند بدور از اضطراب وفشارهای مجیطی چالشها وراهکارهای خودرامطرح نمایند ولی فضای مدیریتی حاکم برسازمان بهزیستی حداقل دراستانی که بنده مقیم آن هستم فضای خدمت به معلول جماعت نیست بلکه افکاری ناصواب با تکیه برموج باندگرایی وروابط در سازمانی یکه تازی می نمایند که بودجه آن وامکانات آن می بایست درمسیر تعالی ارزشهای اسلامی ونیز درجهت حضوربیشتر معلولین درجامعه صرف شود ولی رویکردی مبتنی برتبلیغ به جای خدمت وهیاهو به جای تکریم انبوهی ازانسانهای دردمندرا گوشه نشین کرده است. آقای دکتر فقیه شما فردشریفی هستید ومن دراندک تعامل گفتاری که باشماداشته ام متوجه این واقیت تلخ شده ام یا دستورات ورویکردهای شما ازطرف مدیران زیر مجموعه سانسور وتحریف میشود وچیزی غیرازآن کارهای شایسته خدمت رسانی که دربیانات شما موج میزند بوقوع می پیوندد ویا متاسفانه سیستم مدیریتی ازبالا به پایین بااشکال ساختاری روبروست. آقای دکتربگم؟ من فرهنگی با 15 سال سابقه وتوان نوشتاری وآگاه از مسائل روز مغلوب هیاهوی مدیرکل شما شدم وعلیرغم دستورخودشما باید به مناطقی که ده سال در آنجا ها خدمت کرده ام تا شاید روزی منم مثل دیگرشهروندان بتوانم فرزندانم را حداقل درمحیطی مناسب پرورش دهم تبعید میشدم !! یعنی نه تنها مدیرکل شما کوچکترین خدمتی درتعالی عزت نفس یک معلول همکارش نکرد بلکه زیرکانه میخواست سیب زمینی را به جای گیوی به لحاظ شکل مشابه غالب کند ومنت هم بگذارد !! آقای دکترفقیه اگر عدالت واگر خدمت واگر مدیریت همین است مطمئن باشید همین تفکرات وهمین مدیریتها جایگاه وپایگاه دولت را به چالش خواهدکشاند وباوربفرمایید مشروعیت انتصابی مقبولیت اجتماعی نمی آفریند بلکه حتی دوستان رانیز عاصی می کند ومن خواهشم ازشما این است که اگر چهارسال دیگر نیز سکان دار بهزیستی شدید به این دغدغه های معلولین نیر توجه بفرمایید.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 12:0 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امام راحل (ره) بارها وبارها خطر افراط وتفریط را دربیانات خودشون متذکر میشدند ووقایع واتفاقات بعدرحلت آن نابغه اسلامی پرده ازروی بسیاری واقعیتها برداشت . اسلام سکولار محصول اندیشه لیبرالیسم وماتریالیست التقاطی بود که برای رسیدن به منویات واغراض شخصی خودشان آنقدر ساقه وبرگهای اسلام را میزدند که دیگر واقعیتی ازاسلام باقی نمی ماند . مسلمانی که به آزادی مطلق وبه انواع بی وبندوباریها درشکل نمادین مسلمانی تن میدهد ومهمترین شاخصه وی نیز جدایی دین ازسیاست است وبعبارتی هرکسی هرکاری که دلش خواست باپوشش اسلام مترقی انجام میدهد . ازطرفی دراسلام طالبان تحجر وجمودفکری حاکم میشود وبعبارتی افرادی شبیه همان طرفداران اسلام سکولار باتغییر جلد برای تصدی قدرت هرکار وعمل ناشایستی را به نام اسلام انجام میدهد وافراطگری را آنقدر برای رسیدن به اغراض شخصی ادامه میدهد که مخالفان را مشتی خس وخاشاک تصور مینماید واگر امکان عمل داشته باشد همه مخالفین را درگوردسته جمعی خاک می کند. ولی اسلام ناب ازهردو این تفکر ورفتار بیزاراست وبنابراین ازیکطرف عدالت ومساوات را تبیین می نماید وازطرفی برای صداقت دراندیشه وکردار عدالت را ازخودیها شروع می نماید وآهن گداخته را پیش کش برادر متوقع می نماید. اسلام ناب آنقدر جهانشمول است که منطق توام با تهذیب را توصیه می نماید وبه عبارتی تخصص توام با تعهد را کارساز میداند .اسلام ناب آنقدر بامنطق وعقل تناسب دارد که رحیمیت ورحمانیت را مطرح می کند .اسلام ناب دربند ظواهر نیست وهدف غایی اوتسخیر دلهاست وبنابراین نماز باچکمه کارگررا نیز نهی نمی کند تا رافت وکرامت انسانها را خدشه دارنکند وبه او فرصت اندیشه وانتخاب را بدهد . به نظرمن وضع موجود بااسلام ناب تفاوتهای ریشه ای واساسی دارد وانگار ارزشها وهویتهای اصیل امام راحل تعمدا" مورد غفلت قرار می گیرد وحتی برخیها آنقدرگستاخانه بیان می کنند که"همچنانکه ازمدرس گذشتیم باید ازامام راحل ومطهری نیز گذرنمایم" واینها تحریف دراسلام وبی اعتنایی به ارزشهای اسلام ناب محمدی است . من بافراد واسامی کاری ندارم ولی به عنوان یک مسلمان متعهد به آرمانهایی امام راحل ازفتنه گریها وزرنگ بازیها نگرانم وترسم ازاین است که آنهاییکه مبلغ اسلامند برای خاطرقدرت ومنافع شخصی اسلام ناب را دین مظلوم قرار دهند وخواسته ناخواسته دردامن همان سکولارها ویا متحجرین طالبانی درافتند وبنابراین وظیفه هرمسلمانی میدانم فریضه امر به معروف ونهی ازمنکر رادراین زمان به خصوص فراموش ننماید چراکه درغیراین صورت ازامام حسین نیز سوءاستفاده خواهند کرد ومن ترسم ازاین است که حتی رفتار وگفتار معصومین را نیز این مریدان اسلام طالبان به چالش بکشانند .چراکه برای انها تنها هدف غایی حفظ قدرت است وحتی ازدرامد زایی نامشروع مثل ترویج منکرات ومخدرات نیز باک ندارند وهمه ابزارها را برای حفظ منافع لازم ومشروع تصور می نمایند ولی شمارا به خدا آیا علی (ع) وعدالت اونیز چنین بود؟
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 9:41 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با مشاهده جریانات اخیر درکشور برخی جریانات تند چه ازجناح حاکم وچه ازجناح منتقد بوقوع می پیوندد که ملاحظه آنها برهروجدان منصف ومتعهد به نظام جمهوری اسلامی زجرآوراست وقطعا" نمیتواند به ایجادآرامش کمک نماید بلکه به عنوان آتش زیر خاکستری عمل می نمایند که اصل حکومت اسلامی را فدای اغراض شخصی خود می نمایند ودرک چنین افراد وجریانات کارسختی نمی تواند باشد. 1- جریانی لائیک وتحت حمایت دول غربی تلاش دارند ازفرصت ایجاد شده بهره کشی نمایند وخودرا در صفوف منتقدین مردمی جادهند که اینها نه اصلاحات سرشون میشود ونه اصول گرایی . بلکه گروهی خوارج هستند که نیتشان حاکمیت لائیزم براین مملکت است وبنابراین جناح منتقد نباید بدانها میدان نفوذ بدهد. وبهترین راه کار مبارزه با این اجانب هشیاری نظام در قاطی نکردن خودی با غیرخودیهاست یعنی باید فرصت انتقاد واعتراض به مردم معترض به شکل قانونی داده شود تا دشمنان کمین نشسته فرصت جولان نداشته باشد. 2- رسانه ملی بجای اینکه احساسات وعواطف مردم معترض را جریحه دار نماید ودربرنامه های خود بااستفاده ازکارشناسان مدافع یک جناح سعی در القاء مطالبی نماید فرصتهای برای بیان نظریات نخبگان سیاسی منتقد نیز فراهم آورد. دفاع از ولایت به هیچ وجه با تعصب حاصل نمیشود بلکه تعصب خود گاها" عامل سوگیریهای غیرواقعی نیز تلقی خواهد شد واین درصورتیست که بدنه مملکت نظام اسلامی وولایت را ارج می نهند ورسانه ملی نباید کاری کند که منجربه شکاف طبقاتی شود ودرواقع وظیفه رسانه ملی درچنین شرایطی تکیه برمشترکات دوجناح میتواندباشد ولاغیر. 3- برخی جریانات کور تلاش دارند مهندس میرحسین موسوی وتلاش فرهنگی اورا در به صحنه کشیدن طیف خاموش وواردنمودن آنها به بدنه نظام با نمادسبزرا نوعی انقلاب مخملی توجیه نمایند که این افکار مسموم خود خیلی خطرناک است چراکه به فرمایش رهبری هرچهارنامزد از بدنه نظامند واینکه افرادی مغرض به جای تحلیل واقعی جریانات انقلاب بخواهند منویات خودرا به نام حمایت از نظام به خورد ملت وآنهم ازطریق رسانه ملی بنمایند این نه تنها درفروکش نمودن التهابات مفید نیست بلکه درنهایت به شکل گیری اپوزیسیون کور منجر میشودوازیک کارشناس سیاسی مثل جوادلاریجانی بعیداست که فرزندان انقلاب را طراح انقلاب مخملی معرفی کندوبااین شبه تحلیل یکسویه به زعم خود تلاش درتنفیر افکار عمومی نماید !! درحالیکه چنین اظهارتی خود میتواند به عنوان سند خوراکی رسانه های مغرض عمل نماید. 4- فرمایشات مقام معظم رهبری فصل الخطاب است واین مسئله هم باید شامل جریان معترض شود وهم جریان حاکم وگرنه ادامه بحثهای تحریک کننده دررسانه ملی وخطابه های یکسویه کارشناسان طرفدار یک جناح خود به نوعی نقض حاکمیت رهبری است چرا که رهبرفرزانه هم حرکات تند حمله به کوی دانشگاه وجریانات پشت پرده آنها را تقبیح کردند وهم به برادران نامزد انتخابات مسیر درست را تبیین فرمودند بنابراین برچسب انقلاب مخملی به طرفداران مهندس موسوی زدن که خود از زحمت کشان نظام اسلامی در برهه های خطرناک بوده اند درواقع خود بیانگر نمود جریانی تند وشبه طالبانی را میدهد که به نام رهبری حتی به رهبری نیز جفا می کنند. وتذکر رهبر فرزانه انقلاب نیز دراین مورد نوعی هشدار سیاسی به بردران نامزد انتخابات بود ونباید جریانی تند ومغرض خودر پیروولایت ودیگران را پیرو غرب معرفی نمایند که بااین کارشان درواقع به جای تمکین از فرمایشات مقام معظم رهبری کارهای خودرا انجام میدهند وهمه این را می فهمد. 5- مراجع بزرگوار وروحانیت پیش تاز درعرصه مبارزه بارژیم ستمشاهی درواقع از عاملان ورهبران واقعی انقلاب ونظام اسلامی می باشند بنابراین کمک گرفتن از پیشنهادها ونظریات آن بزرگواران قطعا" نویدبخش وحودت ودوام پایدار نظام خواهدشد واینکه جریانی تند وآلوده به منصب وحب دنیا بخواهد حتی برعلیه مرجعیت بلوا نماید کارخطرناکی است که آتش ایجادشده ازآن تروخشکی نخواهدشناخت. 6- خطاب لفظ آشوبگر واراذل واوباش به منتقدین روند انتخابات کار عقلایی نیست ودرواقع القاء یک نوع حرکت شبه کودتایی سیاسی وآنهم برعلیه مردم است وآنهاییکه تلاش دارند واقعیتهارا نبینند به بیراهه میروند واین عمل آنها کمک به ولایت مداری نیست بلکه القاء نوعی دیکتاتوری مذهبی است بنابراین جریانات منافق ازدید همه یعنی چه جناح غالب وچه جناح منتقد بیگانه تلقی میشود وهیچکدام ازاین نامزدها ویا طرفدارانشان ازاین اعمال کور در نابودی ساختارهای عمومی خوششان نمی آید ولی اینکه جناح معترضرا نیز به زور بخواهیم به آشوبگری تعبیر نماییم کارا خرابتر خواهدکردوبنابراین وظیفه وزارت کشوراسلامی است مجوز قانونی به منتقدین مردمی را اعطا نماید وبااین کارخود جلوی تهییج هیجانات کوررا بگیرد ومردمی بودن نظام اسلامی را نشان دهد. البته بنده در آن حدی نیستم که به ارگانها وجناحها نقدنویسی نمایم ولی به عنوان فردی معتقد به آرمانهای امام راحل وعلاقه مند به ولایت نظرات خودرابیان کردم تا حداقل بااین کارخود تعهد خودرا به ارزشهای متعالی اسلامی نشان دهم وامیدوارم گوشهای منصف وبا وجدانی متعهد به حاکمیت نظام اسلامی چنین پیشنهادات ونظریاتی هم بشنوندوبا کارهای سنجیده خود دوام حکومت نوپای جمهوری اسلامی را فراهم آورند .
+
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8:57 توسط حسن فاتحی
|
|
|||||
|
|||||