![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
|
بنده وقتی به سیستمهای بازرسی موجود ادارات ونهادها دقت می کنم همیشه یک سئوال جدی برایم مطرح میشود وآن اینکه چرا نامدیران ومدیران نالایق ترسی ازاین بازرسیها ندارند ؟ وقتی بیشتر مطالعه می کنم به یک واقعیت تلخ می رسم وآن اینکه سیستم بازرسی ما ناتوان است وتوان دفاع از حقوق ملت وبیت المال را ندارد به دلایل زیر: 1- سیستم بازرسی ما مبتنی براصل شخص مداری است یعنی مدیرارشدی که که دربالای نهادی می نشیند تفکرات وسلیقه های خاص او به بازرسیها سمت وسو میدهد درحالیکه بازرسیها باید مبتنی براصل دفاع بی قید وشرط از مظلومین وشاکیان باشد درحالیکه درسیستم بازرسی ما برخی نهادها وبرخی اشخاص وبرخی مدیران ازحاشیه های امن بی حدوحصری برخوردارند چون فردیکه سیستم بازرسی را مدیریت می کند خودنیز برای خود حدود وحاشیه های امنی باور دارد وبنابراین درموردیک جرم یکسان درمورد افراد مختلف تفاوتهای بی نهایت متناقضی را ما شاهد می گردیم. 2- سیستم بازرسی ما اشکالات ساختاری نیز دارد یعنی آنکه مورد شکایت است درنهایت هم او گزارش نهایی را تهیه می کند واین درواقع یک سفسطه باطل برای تظاهر به دادرسی است درحالیکه دادرسی وجودندارد. 3- وقتی مدیرکل ارگانی یا اداره ای تخلف فاحشی می کند ویا با ارباب رجوعی عدالت رفتاری را رعایت نمی کند عملا" فضای واقعی برای دادرسیها وجودندارد چراکه اولا" نفوذ مدیران نالایق همیشه تیمی است وبراحتی درسطح استان شکایتها ویافریادتظلمها را خفه می کنند وثانیا" اگر خارج ازاستان به شخص اول هم شکایت کنی باز گزارش اتفاقات را همان مدیران متخلف تهیه می کنند. 4- سیستمهای بازرسی ما خودرا مقید به اصل اعتمادبه مدیران میداند ودرنتیجه مدیریکه ازاخلق سوءاستفاده می کند دیگر مجالی برای زیرسئوال رفتنش وجودندارد چون بادروغ وفریب وپرونده سازی همه چیز را به نفع خود سامان میدهد وازطرفی فرد مظلوم را بابکوتهای شدید اجتماعی مواجه می سازند. 5- سیستم بازرس ما سیاسی وجناحی است واگر مدیرکلی با جناحی سرکارآمده تا چهارسال با تمام رسواییها نیز دوام خواهدیافت واین متاسفانه یک واقعیت تلخ وزجرآوراست. 6- مدیرانی که بواسطه نفوذجناحی وباندگرایی تخلفات فاحشی می کنند معمولا" درداخل استان هم خوراکی همند واندک بازرسیهای مرکزی نیز باهزار روش ضداخلاقی عملا" ناکار میگردند. بنابراین تنها روش درمان سیستم بازرسی مریض ما اولا" وجودافرادی فراجناحی ومتعهد دراین عرصه است وثانیا" نباید فریادهای تظلمی که به مدیران ارشد وزارتی ویاکشوری ارجاع میشوند بلافاصله بارونوشت تقدیم ادارات کل استانها ودرنهایت سوء استفاده مدیران نالایق گردد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:59 توسط حسن فاتحی |
|
|
دیشب ازشبکه سوم سیما برنامه مستندی باعنوان "مستندهسته ای" پخش شد که تلاش داشت به فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی ونوع مدیریتها ازدولت خاتمی تا دولت احمدی نژاد بپردازد ونوع مدیریت را از ترس ووابستگی دردولت اصلاحات تا اقتدار و میدان داری دولت اصولگرایان تعبیرنمایدو..... مسئله توانمندی هسته ای واستفاده صلح آمیز ازآن بدون شک یکی از مطالبات جدی مردم می باشد وهردولتی سرکاربیاد تنها درشیوه دست یافتن به اهداف ونیز نوع هزینه ها می تواند تاحدودی عرض اندام نماید چراکه مدیریت پرونده هسته ای بیشترازآنکه دردست دولتها باشد مربوط به کل نظام ودراس آن رهبری نظام اسلامی می باشدوبی گمان گامهای آغازین این فن آوری پیشرفته ازخیلی وقتها قبل دردولت سازندگی مهیا گردیده بود. دولت اصلاح طلبان درهشت سال مدیریت همزمان بود با هشت سال مدیریت پرآشوب جنگ طلبان درآمریکا ودراین سالها جنگهای متعددی علیه دول مستقل در عراق – افغانستان- لبنان و....بوقوع پیوست وبه باورمن مدیریت هوشمند دولت اصلاحات بادرنظرگرفتن مقتضیات زمانی آنروز نه تنها باعث شد که نظام اسلامی موردتهدید مسقیم نظامی قرار نگیرد بلکه زمینه های بلوغ سیاسی وتجربی لازم را برای مدیریت بحران فراهم آورد وهرچندبرای مقطعی شتاب فعالیتهای هسته ای برداشته شد ولی درعوض به فن آوری ماندگار بدل گردید واین یک واقعیت است که اهل انصاف باید آن را درنظربگیرد ورسانه ملی نیز درکنار اقتدارگرایی اصولگرایان به تلاشها وزحمتهای اصلاح طلبان درفضای اختناق آن زمان نیز بپردازد وبجای اینکه شیوه مدیریت هسته ای گذشته را زیر سئوال ببرد به این واقعیت بپردازد که مدیریتهای حاکم درنظام اسلامی همیشه مکمل هم بوده اند ولو اختلاف درروش داشته باشند. واما مدیریت اصولگرایان نیز درپرونده هسته ای بدنبال تجربیات قبلی سیاسی وفضای ایجادشده قابل تقدیر می باشد ولی آنها حق ندارند تلاش 20 ساله ویابیشتر دولتهای اسلامی را تنها به حساب خودبگذراند وآنها را وابسته وترسو جلو دهند!! بنابراین پرونده هسته ای ایران وپیشرفت آن دردرجه اول مرهون تلاشهای طاقت فرسایی تمامی دولتهای اسلامی ازاول تا بحال تحت راهنماییهای مقا م ولایت و رهبری انقلاب بوده است وثانیا" درایت اصلاح طلبان در تدبیرمقتضیات زمانی وقاطعیت اصول گرایان تابحال توانسته است ملت بزرگ ایران را سرافرازنماید وبنابراین هیچ جناح وگروهی نباید فرصت منم منم را داشته باشد واین منم منم را به عنوان حربه سیاسی علیه گروهای دیگر بکاربرد چراکه تاریخ هسته ای ایران آنقدرروشن است که مردم همه حقایق را می فهمند واگر جناحی باهیاهو وفرصت طلبی بخواهد زحمات دیگران را به حساب خود جازند قطعا" بااقبال افکارعمومی قرین نخواهد بود ونتیجه کلام اینکه اعتمادسازی وکسب تجربه توسط اصلاح طلبان زمینه های اقتدار اصولگرایان رافراهم آورد ودست مدیران توانمند هردوجناح درد نکند نه یک جناح. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:55 توسط حسن فاتحی |
|
|
بنده ازمدتها شاهد تخریب وزیرسئوال بردن فرزند بزرگوار حاجی احمدخمینی ونوه مکرم امام راحل ازسوی برخی رسانه هستم ووقتی چنین حرکات ورفتارهای مشکوکی را ازمدعیان عدالت وخدمت !! ومدعیان ولایت مداری می بینم دلم پرخون میشود وعینا" جریان مظلومیت حضرت زهرا(س) بعداز رحلت نبی مکرم اسلام (ص) درذهنم جاری میشود که چگونه تنها بعداز مدت کمی ازپدربزرگوارشان مورد هجمه وهتک حرمت قرار گرفتند وآیا همین مدعیان تکریم ولایت که رفتار عملیشان برضد ولایت می باشد ازاین کارکردهای خود شرم نمی نمایند؟! مگر این شخصیت پرورش یافته دامن ولایت نیست؟ مگرچندسالی از رحلت امام راحل می گذرد که اینها چنین می کنند؟ به باورمن همان جریان هیاهویی که رمز تدوام قدرتش را در تخریب شخصیتها میداند بخاطرترس از ناکام ماندن برنامه هایشان ازحالا شخصیتی وارسته ای چون حسن خمینی راهدف گرفته اند ودرواقع تلاش دارند حالا که انبوهی از خدمتگزاران واقعی نظام اسلامی را زیرسئوال برده اند این شخصیت وارسته ویادگارامام رانیز زیرسئوال ببرند وآیا این جریان هیاهو نمیداند که نقش حجه الاسلام حسن خمینی چون نقش عمار درسپاه علی (ع) است؟ وقتی نوه امام ازحریانی دلخوشی ندارد این به معنای درمسیر ناصواب بودن آن جریان است وای کاش رسانه های مغرضی که تنها وتنها برای جاه ومقام ودینار ودلار مطلب می نویسند متوجه این واقعیتها بشوند وبیش ازاین خودرا واربابانشان را مطرود ملت قرار ندهند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 19:46 توسط حسن فاتحی |
|
|
دردوم تیرماه زمانیکه فضای اجتماعی وسیاسی کشورعزیزمان بواسطه حوادث قبل وبعدانتخابات ناراحت کننده شده بود وماشاهد اعتراضات خیابانی بودیم بنده به عنوان یک شهروند معتقد به نظام مقدس اسلامی ودرحد خودم برای مسئولیت پذیری اجتماعی یاداداشتی نوشته بودم که درهمان تاریخ درسایت تابناک منعکس شده بود . ( http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=52731) درآن شرایط بنده ضمن اینکه به صحنه سازی جریانی لائیک موردحمایت جوامع غربی درسوء استفاده ازفضای موجود تذکر داده بودم ومعتقدبودم وهستم که باید ازاین جریان وابسته پرهیز نماییم ولی ازطرفی به برخی از سوء مدیریتها ونیز گروهایی تند ازهردو جریان اصول گرا واصلاح طلب اشاره کرده بودم که درصدد هیاهو سالاری هستند ومی خواهند برای اشتباهات کوچک وقابل اصلاح همه مهره های کلیدی سیاسی وشخصیتی نظام اسلامی را زیر سئوال برند. وبهترین راهکار را نیز توجه جدی به فرمایشات مقام معظم رهبری ومراجع گرانقدر تشخیص داده بودم. ولی حدوددوماه دیگر ازآن تاریخ می گذرد ولی متاسفانه بعلت عدم شجاعت برخی مسئولان ومنتقدان سیاسی وخصوصا" رسانه ملی درپذیرش اشتباهاتشان عرصه سیاسی واجتماعی کشور باز به سمت حذف رقبا ویکه تازیهای سیاسی پیش میرود ومن حذف رقبا ومنتقدان سیاسی اصلاح طلب را آنهم با هیاهو خطری بزرگ تصور می کنم چراکه درفرهنگ اعراب دوران جاهلیت خون را باخون می شستند ولی اسلام عزیز رافت ومهربانی وعطوفت را جایگزین این فرضیه غلط نمود. جناب کروبی ادعاهای عجیبی درمورد رخداد برخی مسائل اخلاقی می نماید ومسئولین امر نیز به صورت رسانه ای بدان پاسخ میدهند .مجمع روحانیت مبارز ومهندس میرحسین موسوی باز بیانیه های در عدم پذیرش فضای یک طرفه سیاسی میدهند وازطرفی جامعه روحانیت مبارز وآنهم دیرهنگام(نوشدارویی بعد مرگ سهراب) بیانیه تذکر به دولتمردان ازیک طرف ولزوم حمایت ازمواضع رهبر فرزانه ارائه میدهد .هنوز هم مراجع بزرگوار که چشم بیدار ملتند تکلیف حق وباطل ویا جریان مسیرحق ومسیر گمراهی را مشخص نکرده اند وازطرفی اخباری از دیدارهای محرمانه مراجع بزرگوار دررسانه ها مطرح میشود که خود به نوعی القاء کننده نگرانیهای اساسی درجامعه است و.... فرمانده محترم سپاه دربیاناتی اصلاح طلبان را متهم به زیرسئوال بردن جایگاه ولایت می نماید وازطرفی باز مجمع روحانیت مبارز ونیز فراکسیون خط امام (ره) مجلس بیانیه برعلیه وی صادر می نمایند . تاکی باید بجای پذیرش خطاها وبرخی سوء مدیریتها با آبروی جمهوری اسلامی بازی کنیم؟! بیشترین بهره را دراین فضا کیها می برند وآیا همان جریان برانداز لائیکی که تحت حمایت غرب می باشد نهایت بهره برداریها را ازاین فضا نخواهد برد؟! آنچه دراین فضای دوست نداشتنی دل آدم را به درد می آورد این است که جریانی که خودرا مرید واز نزدیکان امام راحل میدانند وروحانیون ومراجع طراز اول این جریان درمقابل جریانی با نمود ظاهری دولت ولی درواقع درمقابل مقام معظم رهبری صف آرایی کرده اند!! وبرای همین حداقل برای من شهروند تشخیص حق وباطل با مشکلاتی روبرو شده است ولی باورمن این است که عامل اصلی فتنه سوء مدیریتها ونیز توقعات زیادی می باشد وبنابراین بهترین راهکار ممکن این است که اولا" مدیران ونهادهایی که بنوعی سهم بسزایی درالتهاب آفرینی ها داشتند برای رضای خدا شجاعت پذیرش اشتباهات خودراداشته باشند وازطرفی منتقدان ومعترضین نیز خطوط قرمز نظام را زیر سئوال نبرند واین به باورمن نوعی معامله نیست بلکه نوعی بلوغ وشعور اجتماعی وسیاسی واسلامی بالارا تداعی می نماید که ملت ایران امتی واحد درمبارزه با جریانی لائیک مورد حمایت غربند وقطعا" همنوایی جریان اصول گرا واصلاح طلب درچنین فضای سیاسی موجبات پیداری ودوام بیشتر ومحکمتر ارزشهای اسلامی را فراهم خواهدکرد وازطرفی نیز دشمنان قسم خورده اسلام ومسلمین را ذلیل تر خواهد نمود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 10:8 توسط حسن فاتحی |
|
|
برای خاطر جانفشانیهای این امام پاکان دستهای نفاق ومکر را که هم اینک درجامعه اسلامیمان وکشورعزیزمان فنون ضدارزش دینی عمروعاصی را برای درهم شکستن وحدت امت اسلامی وبرای قبضه قدرت جندروزه به نمایش گذاشته اند را بشکند وبه احترام خون شهدای کربلا به عالمان ما قدرت بصیرت وتقوا وبه مدیران ما قدرت ترس ازخدا وبه ملت ما توفیق پاسداری از ارزشهای واقعی ولایت علوی عطا فرماید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 20:10 توسط حسن فاتحی |
|
|
یکی اربیعدالتیهای موجوددرعرصه مدیریتی جامعه معلولین ما عدول مجریان قانون ازاجرای قوانین مصوب محلس شورای اسلامی می باشد وهرچند قوانین موجود حاصل سالها وبلکه دهه ها صبر ومقاومت وپی گیری معلولین عزیز می باشد ولی همین قوانین حداقلی نیز از سوی مجریان قانون نادیده گرفته میشود ودر گیرودار هیاهوهای تبلیغی به بوته فراموشی سپرده میشود. یکی از قوانین مصوب مجلس شورای قانون جامع حقوق معلولین در16 ماده اجرایی می باشد که به دلایل زیر تنها درروی کاغذ اجرا میشود وازعدالت رفتاری وعملی خبری نیست: 1- انگیزه وشناخت کافی نسبت به درک مشکلات معلولین ازسوی مدیران مرتبط با معلولین وجود ندارد وبعبارتی خودمتولیان معلولین ودرراس آنها سازمان بهزیستی از ناقضین اصلی حقوق شهروندی معلولین می باشند وریشه این معصل بزرگ نیز به سوءمدیریتها وفرصت طلبیهای برخی مدیران اجرایی مربوط میشود. درتبصره واحده ماده یک قانون حمایت ازحقوق معلولین تاکیدشده است " معلول به فردی دراین قانون اطلاق میشود که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی برااثرضایعه جسمی ذهنی روانی یاتوام اختلال مستمر درسلامت وکارایی عمومی وی ایجادگردد به طوریکه موجب کاهش استقلال فرد درزمینه های اجتماعی واقتصادی شود". کدام مدیرارشد وکدام مدیرکل درتنها سازمان متعلق به معلولین بااین رویکرد به معلولین می نگرد؟ اگر همین نگرش قانونی مصوب در تعامل با معلولین مورد تمکین واقعی مدیران قرار گیرد بسیاری ازفشارها ونگرانیهای روزمره زندگی ازدوش معلولین برداشته می شود ولی واقعیت این است نگرش مدیران اجرایی به معلولین نگرشی فنی وقانونی نیست وحتی درخودسازمان بهزیستی انتظاری فراترازکارکرد افرادسالم ازمعلولین وجوددارد واین درصورتیست که افراد سالم درهمان موقعیت شغلی کارایی به مراتب پایین تر ازمعلولین وآنهم ازروی عمد وقصوردارند. وعلت اصلی این فرافکنی سوء مدیریتها به وجود معلولین درمحیط کاری ناشی از بی توجهی جدی به تبصره قانونی مذکور می باشد. 2- سازمان بهزیستی به عنوان تنها متولی معلولین ازضعفهای ساختاری مدیریتی واجرایی حاد برخوردار می باشد یعنی هم مدیران آن توان درک روحیات ومشکلات معلولین را ندارندواندک مدیران مسئول وخدوم نیز به حاشیه رانده میشوند وهم معاونتها وکارشناسیهای سازمان بهزیستی طوری چیدمان مدیریتی پیداکرده اند که اندک توجهی به خود معلولین توانمند درحل مشکلات وارائه راهکارها را ندارند وبعبارتی معلولین منتقدتوانمند که ازتوان بالای تحلیل مشکلات برخوردارند در سیستمی نادرست یا منزوی میشوند ویااززندگی می افتند وباانواع برچسبها وفشارهای تصنعی روبرو میشوند.ودلیل اصلی این تناقض رفتاری مدیران نیز حاکمیت روابط وباندگرایی بجای نظریه شایسته سالاری می باشد. ودراین معضل بزرگ مدیریتی آنقدر بهزیستی ناتوان است که حتی مدیرکلهای برخی استانها برای خود یک حکومت بزرگی درست کرده اند وتا مهره ذی نفوذی آنها درمجلس ویا استانداریها وجوددارد همان مدیرکلها نیز ترس بازخواست قانونی از مراجع بالا را ندارندوبااین جزایرمستقل مدیریتی چگونه میشود انتظارداشت که قوانین مصوب مجلس درموردمعلولین اجراشود؟ 3- به علت فقدان اطلاع رسانیها ونیز نبود جلسات وهمایشهای بزرگ باحضور حداقل مدیران استانی درمراکزاستانها اکثرمدیران اجرایی سایرادارات وارگانها نگرشی سنتی توام با سلایق خاص خودشان نسبت به معلولین دارند یعنی یا دید ترحمی دارند ویا دید تنفری وعلت این نقصها نیز باز به قصور متولیان مسقیم معلولین درسازمان بهزیستی مربوط میشود یعنی آنها آنقدر تومشکلات داخلی وجاری خودشان مانور میدهند که راه حلهای خارج ازسازمانی را نیز فراموش می کنند. 4- بنظرمیرسد تنها وجودقوانین نمی تواند راهکار واقعی مشکلات معلولین باشد بلکه تامجریان قانون شعور ومعرفت انجام وظیفه پیدانکرده باشند قوانین شکل اجرایی به خود نخواهند گرفت ومتاسفانه سیستم مدیریتی کلان نیز خواه ناخواه تبلیغ را بجای خدمت وهیاهو را بجای تکریم اشتباه گرفته است ودوست دارد بدین شکل از تعهد عملی قوانین شانه خالی کند. 5- تشکلات غیردولتی معلولین نیز تازمانیکه زیر نظر سازمان بهزیستی از حداقل شرایط برای طرح دغدغه ها وراهکارهی خود محروم باشند توان ابرازوجود نخواهندداشت ونخواهندتوانست دراجرایی عملی قوانین موثرگردند بنابراین باید تدبیری اندیشیده شود که حداقل نخبگان معلول درمدیریتهای اجرایی مرتبط با معلولین فرصت طرح نظر ودخالت عملی داشته باشند. وبه رویه استفاده ابزاری ازمعلول باید خاتمه داده شود وبجای آن از توانمندی وطرحهای خلاق آنها درجهت حل معضلات خودشان بهره جسته شود . |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 22:53 توسط حسن فاتحی |
|
|
من تابحال هیچ مطلب مستقیمی درمورد دولت دهم ننوشته بودم وعلاقه ای نیز بدان ندارم زیرا..... ولی خدایی رای اعتمادبالا به جناب احمد وحیدی وزیرمحترم دفاع که سابقه مبارزات طولانی با صهیونیسم دارد منو خیلی خوشحال کرد وخصوصا" که اخیرا" برخی رسانه های غربی به زعم خود سم پاشیهای فراوانی علیه ایشان کرده بودند ومن خوشحالیم ازاین است که برآیند نظرنمایندگان محترم که وکلای ملت هستند درشناخت واقعی دشمنان هوشیارهستند وما باید بجای اینکه امت واحداسلامی دردرون کشورعزیزمان را دچار تفرقه نماییم باید دست به دست هم دشمنان واقعی اسلام ومسلمین را والبته آنهم بادرایت وهوشمندی هدف بگیریم . "لازم به توضیح است که سردار وحیدی به بهانه نقش درانفجارمرکزیهودیان درآرژانتین به همراه چندنفر دیگرازجمله سردارمحسن رضایی وفلاحیان ازطرف دادگاهی غربی تحت تعقیب می باشند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 14:23 توسط حسن فاتحی |
|
|
مقاله تحلیلی درمورد عوامل موثربرقانون گریزی مدیران درسیستم مدیریتی جامعه کشورعزیزمان ایران نوشته بودم که امروز درسایت تابناک منعکس گردیده است ضمن تشکر ازمدیران رسانه وزین تابناک درانعکاس نقطه نظراتم مطلب مذکوررا درلینک زیر می توانید مطالعه فرمایید: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 23:40 توسط حسن فاتحی |
|
|
من وقتی به روند ادامه جنگ احزاب برای تصدی قدرت درجامعه خودمان می نگرم ومی بینم عده ای باعنوان اصول گرایی واخیرا" اقتدارگرایی دنبال حذف رقبا بجای تعامل هستند وازطرفی موضع گیریها وسیمای رفتاری اصلاح طلبان را می نگرم به این واقعیت فکر می کنم که هردو مدعی حمایت مردمی هستند وهردو از موضع ودیدگاه خوددفاع می کنند ولی تو این وسط شمارا بخدا گناه مردم شریف ایرانی چیست؟ هردو حزب وتشکل عمده دم از توجه به رفاه مردم وعدالت وآزادی واساس بودن نظرمردم میزدند وتو تبلیغات انتخاباتیشان خودرا خادم مردم میدانستند حالا چه شده خادمها موضوع اساسی را فراموش کرده اند وبجای پردازش وبرنامه ریزی برای اهتمام امور مردم ازهرقشری دنبال هیاهوسالاری وتشنج آفرینی هستند؟! مولایمان امام علی (ع) میفرماید: " هرملتی شایسته فرمانروایانی هستند که بر آنها حکومت می کنند" حال جای این سئوال خالی است وآن اینکه: آیا سیاسیون موجود وحکمروایان موجود چه منتقد وچه حاکم به وظایف خطیر خودشان درایجاد فضای امن روانی دربین آحادجامعه توجه دارند؟! اگر توجه داشته باشند نتیجه باید غیرازاین فضای جهنمی وجنگ قدرت میشد واگر توجه ندارند مطمئن باشند ارزش وصلاحیت حکمروایی وتحلیل سیاسی براین ملت نخواهندداشت بنابراین تادیرنشده باید به عظمت فرمایش مولایمان علی (ع) پی برد وازجنگ قدرت بخاطر مصالح ملت دست کشید این جنگ قدرت احزاب یا فراموشی مسئولیتها درقبال مردم خواهدبود ویااینکه درکشاکش هیاهوهای سیاسی وحدت شکن دست بیگانه ای این بار درشکل ظاهری موجودیت نظام اسلامی را باچالش روبرو خواهدکردوآنوقت دیگر نه اقتدارگرایی توان ابراز وجودخواهدداشت ونه اصلاح طلبی حق اعتراض!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 1:31 توسط حسن فاتحی |
|
|
روزگار عجیبی داریم ما!! یک طرف میگه کودتای تعمدی ازنوع مخملی توسط فرزندان انقلاب که اغفال شده اند وکارنامه سفیدی هم داشته اند اتفاق افتاده وآنها خواه وناخواه مورد استفاده دستهای بیگانه بوده اند وازیک طرف گروهی دیگر رجز مظلومیت وادعای کودتای جناح حاکم را می نمایدکه میخواهد نظام را دراختیارمعدود افراد قبضه نمایند!. یک گروه میگه بازداشتیها معترف سناریو مخملی هستند وازرسانه ملی سند تاییدی برای ادعاهایشان پخش می کنند وگروهی دیگر میگه اینها همه بازی قدرت است تابا اتهام زنیها اقتدارگرایان ابزارهای قدرت را دردست گرفته باشند. یک طرف میگه بزرگترین ظلم به آبروی نظام ازسوی اصلاح طلبان درجریانات اخیر واردشد وگروهی دیگر ازرفتارهای غیراخلاقی بابازداشتیها ومشت نمونه اخلاق را مطرح می کنند. وقتی من خوب فکر می کنم میگم بابا شما چیتان شده وچه مرگی شمارا احاطه کرده است شما که تادیروز هم سنگر وهمرزم وهم مسلک هم بودید چراباید یه هو اینجوری بی آبرویی کنید؟ جناب ابطحی تا دیروز آتش بیار معرکه بود وامروزازندان وبلاگنویسی می کند ومیگد "نمی توانند اصلیهارا بگیرند زورشان به ما رسیده و...."خوب مومن خدا تویک روحانی اگه اینقدر سطحی نگر بودی که تنها برای چندروزی حرفاتو پس بگیری پس چرا جوانان این مملکت را احساسی میکردی؟!! بعد به خود میگم اینها بخاطرعقیده اگر آشوب میکردند پایش هم می ایستادند پس معلومه دنیا وجاه ومقام هدف بوده که با چندروز آب خنک خوردن پشیمان شدند پس جوانان چرا بازیچه این ضعفا باشند؟! ازاون طرف هم وقتی توسایتها وخبرگزاریها خبر تجاوز باباتوم و....را زعوامل به ظاهر ایجاد نظم می بینم باز این سئوال برام مطرح میشود مگه بخاطر ادعای دوستداری باولایت یک مسلمان این کارها را انجام میده؟! بعد بخود میگم اینها هم حق حق نیستند اینها هم ریگی توکفششان دارند!! وگرنه ادعایی بسیجی بودن وماموردولت اسلامی بودن و.....بااینها بایدفرق داشته باشد. به همین خاطر موندم چه بنویسم وبرای چه بنویسم چراکه آن گروه نظرخودرادارد واین گروه موضع خویش را ومردم وشهروند وروستایی اصلا" نظرشان برای اینها مهم نیست !! بنابراین میگم شما را باخدا واعمالتان میگذارم وبرای راحتی اعصاب خودم هم که شده دیگر ازشما نوشتن را کاری عبث میپندارم چون عقلانیت را ازدست داده اید و... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 23:30 توسط حسن فاتحی |
|
|
یکی از ویژگیهای رسانه ملی ایجادوفاق وهمدلی ملی اسلامی دربین مخاطبین داخل وحتی خارج آن می باشد واین وظیفه خطیر اقتضاء میکرد درحوادث اخیر وجاری کشورنیز رسانه ملی به عنوان یک تریبون وحدت بخش عمل کند طوریکه اسلامیت وجمهوریت نظام رعایت شود ولی به دلایل زیر رسانه ملی ناکارامد عمل کرد : 1-اصل اولیه در ارائه پیام ازدید روانشناسی اجتماعی وعمومی "اصل قانع سازی پیام" می باشد یعنی رسانه ملی خبرها وپیامها وتحلیلها ونقدهای ارائه می کرد که توان قانع سازی افکار عمومی راداشته باشد ولی انچه ازدید مدیران ارشد رسانه ملی لحاظ شد نظر محدود افراد ذی نفوذ بنام نظام بود یعنی آنهاییکه قدرت دستشان بود وبنابراین رسانه ملی یاعمدا" ویا ازروی ملاحظات این اصل مهم پیام رسانی را نقض کرد وبنابراین تنها به عنوان تریبون تبلیغی برای یک جناح عمل نمود نه کل جناحهای نظام اسلامی. 2- دومین اصل درارائه پیام "اصل اعتبارپیام" می باشد یعنی پیامهای که دربرگیرنده واقعی اهداف ملی اسلامی برای همگرایی آراء باشد وبعلاوه منابع متقن ومستند داشته باشد وبدوراز هیاهو وسناریوسازی نمایشی باشد تابتواند موردتوجه مخاطبان قرار گیرد .متاسفانه دراین عرصه نیز رسانه ملی اصول علمی وروانشناختی را رعایت نکردواکثرا" پیامهای نمایشی خیالی وتوهم گونه پخش نمود وافرادی را که برای تحلیل حوادث اخیر برگزید قسمت عمده ایشان یا ازتحلیل گران وابسته به یک جناح بودند ویااینکه توان تحلیل واقعی رویدادها رانداشتند وبراحتی اهداف تفرقه انگیرانه بازی گردانان رسانه ملی را تایید میکردند ودرواقع یا از اعتمادبنفس پایین ابراز نظربرخورداربودند ویا اهل انفعال وتسلیم بادهای غالب وزان!! وبه همین خاطرنیز تابحال نتوانسته اند افکار عمومی راقانع سازند وافکار عمومی باعلم به این ضعفهای کارکردی تمایل به استفاده ازرسانه های مجازی وماهواره ای دیگر پیداکرده اند ودرواقع ضعف وجهت گیری تعمدی مدیران رسانه ملی را که حکم شرعی برای مردم پیدا کرده بود به رسانه مغرض وسیاسی ضد وحدت بدل نموده است وبه همین خاطر نیز باید فکری به حال این رسانه نمودوگرنه باجایگزینی نظریات شخصی بی اعتبار بجای پیامهای قانع ساز وبااعتبار جایگاه ارزشی وبیطرفانه رسانه ملی درجهت حفظ پایه های نظام اسلامی زمینه های اعتراضات وبحرانهای اجتماعی وسیاسی را فراهم خواهدنمود واین مغایر وظایف قانونی رسانه ملی براساس رعایت وحدت اسلامی می باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 16:47 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده) |
|
RSS
|