![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
|
با عرض تسلیت سالروز شهادت امام جعفرصادق (ع) عدالت واژه پرباری است که همیشه درطول تاریخ گروهی برای نیل به اهدافشان بدان متوسل گشته اند تابدان وسیله جایگاهی دربین توده های محروم جامعه برای خود دست وپا کنند وچون دراکثرجوامع اکثریت بااقشار محروم ومستضعف بوده است فلذا هنوز هم عده ای درجهت استفاده ازاین ابزار مهم برای اهداف خودشان می باشند.واگر این اهداف درراستای مکاتب الهی وانسانی باشد ودین وایدئولوژی الهی را چهارچوبی برای رفتارهای خودقرار دهد بی گمان رفتاری الهی خواهندداشت واگر دین را وسیله ای برای قبضه قدرت تلقی نمایند لاجرم دراندک زمانی قدرت صوری خواهند داشت وباروشن شدن حقایق رفتارشان نه تنها توفیق دنیوی نیز نخواهندداشت بلکه موردغضب الهی نیز قرار خواهند گرفت. اگر ما بحثهای تاریخی باقدمت طولانی را ورق بزنیم بی گمان عدالت را بانام علی (ع) خواهیم شناخت وانصافا" عدالت علوی به لحاظ تبعیت کامل از دین واحکام اسلامی ریشه دردرون آدمها نهاده بود وازطرفی عدالت برای علی ابزاری برای قدرت نبود بلکه علی (ع) خودرا وسیله برای تحقق عدالت وآنهم درمکتب ناب محمدی (ص) قرار داده بود ودراین راه مقدس جان شریف خویش را فدای اسلام نمود. عدالت علوی یک عده ویژگیهایی داشت که باعث میشد تا مساوات اسلامی رعایت گردد وهمچنین عدالت علوی بخاطر همین ویژگیها بود که استفاده ابزاری ازعدالت را محکوم وناکارامد تلقی میکرد وتا آخرین روزهای حیات مولای متقیان نیز همین ویژگیها درراس امور بودند. 1- عدالت علی ملاک اصلیش استحقاق افرادبود وعلی کسی نبود که بخاطر وابستگی نصبی ویا سببی ازاجرای عدالت چشم پوشی کند وبنابراین آهن گداخته را دربرابر برادر زیاده خواه قرار میدهد تا ضمن رعایت اخلاق اسلامی الگویی برای پیروان واقعیش گردد ولی آیا مدعیان عدالت امروز هم چنین می کنند؟ اگر فضای جامعه ما اینقدر سوال برانگیزشده یکی ازدلایل عمده اش درهمین نکته نهفته است که عده ای بنام عدالت بارفتارهای گزینشی وشعارمدارانه دربرابر واقعیتها صف آرایی کرده اند وعجیبتر آنکه خودرا مستحق تفسیر عدالت علوی تلقی می کنند وحتی نظروآراء مراجع عظام را برنمی تابند. 2- عدالت علی ابزاری برای فریب مردم نبود وعلی (ع) استفاده ابزاری ازارزشهای اصیل اسلامی وانسانی را همیشه ایام زشت وغیراخلاقی میدانستند وبنابراین حتی درجنگهای خود ازآب به عنوان ابزاری برای پیروزی بهره نمی بردند ویا دروغ ونیرنگ حتی به دشمن خودرا جایز نمی شمردند وتااتمام حجتی نمیکردند وتاافکار عمومی را اصلاح نمی فرمودند بردشمن هم نمی تاختند ولی آیا مدعیان عدالت امروز هم لااقل شبیه علی عمل می کنند ؟ یااینکه دین را وسیله ای برای منافع حزبی وفرقه ای خودقرار داده اند؟ 3- درعدالت علوی حتی مالک اشتر باآن عظمت وکرامتش تاجایی قابل احترام بود که درکنارمردم ودرخدمت اسلام محمدی باشد ولی آیا مالک اشترهای زمان مانیز چنین هستند ؟ یااینکه برعکس نظر شخصی مالک اشترها بر نظر اصیل اسلامی برتری یافته است؟ 4- درعدالت علوی منطق حق شنیده میشد وحتی به خاطرشکایت پیرزنی فرمانداری عزل میگردید واینطور نبود تا چهارسال هرمسئولی هرغلطی کرد مصون بماند ولی آیا گروهی از مدیران نالایق درچتر عدالت محوری خودرا حق مطلق ودیگران منتقدرا کافر ومنافق ووابسته و...تلقی نمی کنند؟ 5- درعدالت علوی دین مداری اصل بود وشعارها هم تابعی ازاصول واقعی بودند وبنابراین هیاهو وتبلیغات واهی هم دربین نبودند واخلاق اسلامی درسرلوحه امور بود ولی آیا عدالت امروز هم چنین است؟ یااینکه برحسب اغراض شخصی وکینه های شتری ولجبازی تعمدی براحتی اخلاق اسلامی زیرپا گذاشته میشوند وحتی شخصیتهای بزرگی باهیاهو له میشوند وباجنگ های روانی وروانشناسی تبلیغات که حاصل فرهنگ ماکیاولی غرب است باطل را به جای حق مشتبه می سازند؟ نتیجه کلام اینکه عدالت علوی آنقدر شفاف و الهی است که نیازی به تبلیغات وعوامفریبی نداردوتنها به تکلیف خود عمل می کند وازتوجیه بیزاراست واگر فردی ویاملتی برعلیه اصول ناب او برخیزد دشمن تلقی میگردد و علی هیچوقت به دشمن باج نداد تا برادرش را ذلیل کند وعلی هیچوقت با دشمن نساخت تا مخالفین داخلی خودرا منزوی سازد وعلی علیرغم اینکه معصوم بود باز به آراء ونظر دیگران احترام می گذاشت وتحقیر وتوهینی درکارنبود چون هدف برای خدابود نه قدرت واغراض شخصی وبنابراین علی (ع) علیرغم علم به حیله های عمروعاصی حاضر به استفاده از آن روشها نبود وبدین خاطرنیز ماندگارگشته است وشمعی فروزان برای تاریکیها تلقی میشود وبنابراین آنهاییکه بدنبال سوء استفاده ازعدالت علوی برای مقاصد شخصی خودهستند متوجه این واقعیت باشند که غیرمعصوم را میشود فریفت ولی جذابیت وکرامت ذاتی مکتب علوی را نمیشود وسیله برای عوامفریبی قرارداد وتنها میشود به سان حبابی روی آب عمل کرد. شاید وجدان بیداری باخواندن این یادداشت تحلیلی به خود بگوید پس تکلیف کدام است؟گزینه رفتاری صحیح برای پاسداشت عدالت علوی کدامها هستند؟ به باورمن تکلیف ما این است که بجای ادعای حب ولایت باعلی ومکتب جهانیش بیشتر آشناشویم واگر تهذیب شناخت علی را نداریم لااقل بنام علی برعلیه اندیشه علوی نتازیم اگرما واقعا" عشق ولایت داشته باشیم خودراوسیله ای برای تکریم ولایت قرار میدهیم وکاری نمی کنیم که ولایت را هزینه ندانم کاریها وعقده گشاییهای شخصی خودقرار دهیم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 5:57 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده) |
|
RSS
|