![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
|
امروزفرصتی یافتم هم درمورد خودم وهویتم به عنوان عضوی از جامعه معلولین ایران اسلامی سومین غزل خودرا بنویسم وهم اینکه مطلب تحلیلی درمورد حادثه دلخراش تروریستی در شهرستان سرباز وشهادت جمعی ازفرماندهان رشید اسلام نوشتم امیدوارم هردو این مطالب موردقبول حق واقع شود. من کیم مخلوق حقم درمسیرکبریا//ظاهری معلول دارم با دلی درد آشنا بنده بی ادعایم درصراط امتحان//شکرحق گویم شدم من لایق حزن وبلا جسم من دربندروحم شاکرم برطاعتش//گربیفتم برزمین صدنمره گیرم ازخدا افت من هم نعمتی باظاهر درد وبلاست//آشنایم من برین افتان وخیزان لحظه ها من به حق مدیونم ازاین نعمت بی انتها//برگرفته ازوجودم آفت کبروریا هرکه بیند جسم من تعبیروتفسیرش کند//هرچه گویند آن کنند من راضیم براین صفا آن بگوید طینت بد بوده اصل محنتش//این بگوید لاجرم ازفتنه بوده بینوا شایدم لایق نبوده مثل ما باپارود//ازقدیمم گفته اند کوهو ببین دربرفها من بگویم ای خدا من بنده محتاجتم//راضیم برحکمتت تقدیرکن صبروحیا سینه ام افزون نما وسعت بده چون آسمان//ذره ای تقدیرگردان لطف خود برحال ما گرندارم دست وپا شایسته پروازکن//باملائک همرهم کن تا شوم دوراز فنا عزت نفسم بده قلبم پراز ایمان کن//فکربازم ده مکن محتاج نامردان مرا گرنباشدجسم من لایق به قربان کردنت// منتم نه می پذیر ازمن بدین سعی وصفا فاتح ازلطف الستی تاابد مسرورشو//لطف حق گردد همیشه بروجودت رهنما عیب نامردان مگیروکن مدارا بابدان//روز محشرمیشود شرمنده ات خیل جفا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 18:3 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده) |
|
RSS
|