![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
|
چهارمین غزل من باعنوان "فریادشهدا" من شهیدم برگزیدم راه سرخ کربلا // آرمانم برگرفتم ازدم روح خدا جان خویشم هدیه کردم برنهال سبز دین // تا نگرددمنحرف ازره مسیرانبیاء بی تمنا بی تظاهرخون بدادم راه حق // تا شود فرزند من درمسلک دین وحیا همسرم را گفته بودم صبروتمکین پیشه کن//خون من راپاس داروکن به فرزندم وفا من نرفتم همسرم خون مراارزان دهد //بادودستی برگزیند میزوپست آشنا من زفرزندم به ارزشها نوایی داشتم//پس چرا درراه منکر گشته درباندجفا؟ بارها من گفته بودم آرمانم کربلاست// خط سرخم خون من هم درمسیرکبریا پس چرافرزندمن درمسند ظلم وجفاست؟//می کند محروم ملت را به حقش ازریا؟ پس چراآن همسرباارزش و زیبای من//گشته ابزار فراموشی خط سرخ ما؟ من نرفتم کبررا بازور ارزش برکنم//من به خونم برگزیدم ارزش ناب ولا فکرمن اندیشه ناب مطهر بود وبس//من بنالم ازنفاق و ازریا وازجفا من نگفتم یادگارم راه مکری دررود// یابسازدخون بخواهی را طریق ناروا من نگفتم مردم محروم را رسواکنید//یا به تحقیر وبدی فخری فروشید ازریا همسرم بیعت شکستی بازماندی ازخدا//لاجرم راهت زراه حق نمودی هم جدا برگزیدی شهرت وآوازه جاه ومقام//درقصوری ظلم کردی بررگ وریشم چرا؟ فاتح ار اندیشه کبرخسی فخرت فروخت//لیک این انگیزه شدتا خودبگویی ازجفا گرشهادت لایق جسم ضعیف تونگشت//لیک درخیل شهیدان شد به تقدیرت دعا باقلم بافکر وباطرح مصادیق جفا//مطمئنا" میشوی شایسته درراه خدا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:29 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده) |
|
RSS
|