تبليغاتX
دست نوشته های شخصی یک فرهنگی اردبیلی
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها

 

تحلیلی برشیوه های کاربردی مدیران نالایق درجهت استفاده از تاکتیکهای غیر اخلاقی برای بقای خودشان :(قسمت دوم)

درقسمت اول بحث به چگونگی وچرایی ترفند مدیران نالایق در شناسایی نیروهای سست بنیان از لحاظ عقیدتی واخلاقی اشاره کردم دراین قسمت با اجازه دوستان به روشهای آنها در جهت بکار گیری همان نیروها درجهت دوام مدیریتیشان میپردازم.

ب – شناسایی ومقابله با نیروهای کاری با وجدان وسالم  به علت هراس از آنها:

نیروهایی که مایل به تمکین ازمدیران نالایق نباشند وبخواهند مطابق ضوابط وفطرت پاک خودشان عمل نمایند ازدید آنها نیروی مضر تلقی میشوند به دو علت یکی اینکه نیروهای پاک نهاد بدین راحتی زیر ساخت وپاخت های رابطه گرایانه نمی روند دوم اینکه محیط رابرای کارهای خودسرانه چنین مدیرانی ناامن می نمایند وآنها میترسند وجود اینها کار دستشان بدهد.

به همین دلایل نیز مدیران نالایق آنها را در سطوح لایه ای خود زیر فشار می گذارند ودروهله اول از طریق توسل به روابط کور تلاش می نمایند آنها را نیروی مازاد اعلام نمایندواگر برایشان مقدور بود از محیط کاری فراری بدهند ولی اگر به هر دلایلی موفق بدین کار نشدند ازطریق همان افراد سست عقیده که من از آنها به نیروی چماق یاد کردم تلاش می کنند تا شخصیت نیروهای مقاوم را به چالش بکشانند وبرای این کار نیزاز شایعه شروع می نمایند یک روز در می آورند فلانی مثل اینکه اعتیاد دارد! ویا مشکل اخلاقی دارد وحتی با هماهنگی که با زنان مورددار به عمل می آورند برای آنها دام می گذارند! ویا اینکه از لحاظ روحی مشکل دارد ؟! والبته از این برچسب های غیرواقعی با توجه به شرایط استفاده می کنند وهرکاری ازدید آنها برای برکنارزدن رقیب مباح تلقی میگردد!! وروز دیگر اگر مقاومتش شکست از در دوستی با وی در می آیند!! ولی اگر باز خواسته ایشان را برآورد نکرد ازطریق توسل به روابط کور گزارشهای شفاهی ویا کتبی به عناوین واهی برایش درست می کنند وبه مقامات مافوق ارسال می نمایند ودراین مرحله  فقط شخصیت های خدایی دوام می آورند آنهائیکه کار را وسیله ای برای رضای خدا می دانند نه آنهائیکه کار را هدف زندگی تلقی می کنند وبنابراین تااین مرحله متاسفانه  اکثریت را باخود همراه می نمایند وفقط عده ای اندک باقی می ماند .

البته مدیران نالایق تصور می کنند که این روشها کاراست در صورتیکه درعمل همان  خریداری شده ها در اولین فرصت برعلیه خوداینها عمل می نمایند وهمین کارکردها نیز ازوی شیطان تجسمی دربین افراد درست می کند که حتی دوستانشان ازدرون با آنها متنفرند وحتی در کارهای باطنی برخلاف اینها نظر می دهند بنابراین هم خدارا از دست می دهند وهم دنیا را!!! وما نمونه هایش دردوروبرمان زیاد سراغ داریم .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:45  توسط  حسن فاتحی  |