![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
|
مدیر کلی در آستانه جام افتخار ورنجنامه یک معلول فرهنگی در آستانه هفته بهزیستی هدف من از نگارش این مطلب اشاره به واقعیات زندگی معلولین خصوصا" با درصدهای بالا می باشد ورونمایی از جهره واقعی برخی مدعیان حمایت از معلولین که فقط از آنها به عنوان ابزار پیشرفت برای خود بهره می گیرند ودرعالم واقعی خدمت رسانی کاری به جز تحقیر وطرد کردن آنها انجام نمی دهند ولی با نقاب ارزش ومتاسفانه سوءاستفاده از مقدسات به چند صباحی مدیریت غصبی دلخوش می نمایند به امید روزی که حرف وعمل ما لااقل تاحدودی درراستای هم باشد وهیچوقت خدارا فراموش نکنیم. ای کاش روزنامه رسالت مورخه 29/6/86 را مرور نمی کردم وای کاش در عالم بی خبری بودم تا اینچنین ناچار به طرح مشکلات شوم .ولی زندگی فراز ونشیب بسیار دارد وشخصیت واقعی انسانها نیز در لابلای همین بازخوردها مشخص می شود ویکی دراین وسط ظاهرا" ناکام وآن دیگری پیروز تلقی میشود وهمه اینها فرصتی را برای افراد پیش می آورد که ظرفیت انسانی خودرا به آزمایش بگذارد ودرنهایت یا رضای خدا ویا عدم رضای وی را درپی داشته باشد. بنده در آن روزنامه مطلبی با این تیتر خواندم که مدیرکل بهزیستی اردبیل:"نباید فرصت خدمت به معلولین ومحرومین را از دست بدهیم". من به دور از واقعیات زندگی انسانهای با نوسان شخصیت چون 14 سال به علت عدم مناسب سازی اماکن خصوصا" در فضاهای آموزشی رنج برده بردم وهمیشه در انتظار گشایشی دراین مورد بودم گفتم خدارا شکر مدیر کلی فرهنگی وارزشی واقعا" قصد خدمت دارد ! با گرفتن وقت ملاقاتی وتقدیم عرضحالی درخواست انتقال به بهزیستی نمودم وعطف به نامه ایشان به سازمان آموزش وپرورش استان اردبیل با دوماه تلاش وتمنا موافقت کتبی گرفتم. ولی درتعاملی دیگر با مدیریت بهزیستی اردبیل ایشان عنوان نمودند که" ما به جای شما می توانیم از نیروی سالم بهره بگیریم تادرکارهای غیرتخصصی از او بهره بگیریم " گفتم این نامه شما! اگر قصد دست گیری نداشتید چرا آبروی حرفه ای مرا زیر سئوال بردید ؟! واین را دراول می گفتید تا من ساده فریب عملکرد متناقض شما را نخورم.!! با این نگرشی که شما درقبال من معلول دارید دیگر ما چه انتظاری از سایر ادارات می توانیم داشته باشیم !! به ناچار عرضحالی تقدیم ریاست محترم سازمان ودفتر بازرسی کردم واز رفتار متناقض آنها شکوه نمودم یک آقای با معرفتی که من فقط صدایش را شنیدم که خودرا رستمی معرفی نمود به عرضحال من گوش وقول پی گیری داد نمی دانم از بخت بد من بود! ویا روابط ناپیدای مدیریتی ! فردای آن روز آقای رستمی ظاهرا" به مدیرکلی تهران انتخاب شدند ودوست عزیز جدید مان برایم مرقوم فرمودند که ظاهرا" خودتان تمایل به خدمت در مجتمعات راندارید وبه آنها گزارش شده بود که این آقا مرتب به ما مراجعه داشته وچنین وچنان . درحالیکه به ولای مولا علی (ع) من در جریان 14 سال اشتغالم فقط یکبار با این مدیر کل ویا معاونینش صحبت کردم وحتی قیافه یشان هم برایم نا آشنا بود فقط درزمان مدیر کل سابق در همایش معلولیتها وراهکارها درسال 82 یک آشنایی رسمی با معاون توانبخشی داشته ام. حال چرا این مدیر کل محترم که خود ادعای ارزشی بودن دارد چنین با صراحت از واژه تکرار استفاده کرده بایستی جوابگوی وجدانش باشد !! لازم به توضیح است منظور ایشان از مجتمعات که آن هم به من نگفته بودند وبعدا" از طریق یک آقای محترمی متوجه شدم مناطق سردسیر استان مثل سرعین بوده که زمستانهای خشن دارد وبه عمد سرکار مدیرکل این را عنوان نموده چون میدانسته خدمت در منطقه برفی شدید برای یک معلول بادرصد بالا سخت خواهد بود.!! حال شما بزرگواران قضاوت فرمایید خدمت به محرومین یعنی استفاده از نکات ضعف جسمی معلولین وآنوقت سخنانی با مضامینی فریبنده اظهار کردن؟؟!! من معلول با90% معلولیت جسمی وحرکتی با توکل به خدا با بهترین رتبه وارد دانشگاه شدم بدون رابطه گرایی استخدام شدم تابحال به لطف خدا شرمنده خود وخانواده ام نگشته ام وحتی آستین بالا میزنم ورانندگی هم می نمایم ولی شما مدیرکل با کدام رتبه ای واز چه طریقی وچگونه تصمیم گیر من ودیگران شده اید خودتان بهترمیدانید!! پس چرا برچسب ضعیف بودن را درقبال من نوعی معلول بکار می برید ؟!! من برای رسیدن به هدفم هیچوقت از رابطه گرایی اسفاده نمی کنم بلکه جایی که احساس کردم حقم است درخواست قانونی ورسمی میدهم وخوب هم پی گیر میشوم ولی شما برای تحقیر معلولی حتی ازشکستن غرور خود ابایی ندارید وبا روزدن به مسئولین وبه اصطلاح خودتان هماهنگی با آنها وحتی نهادهای غیردولتی سعی در حذف مخالفین خوددارید؟! آیا این ضعف وناتوانی واقعی نیست؟! بلی دوستان این مطالب فقط اندکی از مشکل من با مدیر کل محترم بهزیستی اردبیل بود وبه زعم ایشان من درگرفتن حقوق قانونی خود ودفاع از حریم معلولین وحرمت انسانی خود بازنده شده ام ولی ایشان در آستانه مدال افتخار قرارگرفته اند که یک معلولی را باچالش جدی روبرو کرده اند ولابد این یعنی خدمت به محرومین ومعلولین که ایشان ادعا می نمود.!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 10:30 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده)واشعار انتقادی /حماسی واجتماعی خودم |
|
RSS
|