تبليغاتX
دست نوشته های شخصی یک فرهنگی اردبیلی
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها

 

مشکل سوم:

 نبود ویا نارسایی سازمانی مقتدر درجهت دفاع از حقوق معلولین

قشری که با کلکسیون مشکلات جسمی –روحی واجتماعی مواجه است  نیازمند سرپرستی دلسوز – فهیم –واهل ایمان به معنای واقعی آن می باشد شاید تنها سازمان دولتی که قانون وظیفه حمایت ازمعلولین را بدان محول نموده است سازمان بهزیستی باشد ولی در عمل ما شاهد بی توجهی این سازمان به معلولین به صورت جدی می باشیم و بعضی از مسئولان سازمان بهزیستی به عقیده من به عنوان عضوی از جامعه هدف شایستگی مدیریت دراین سازمان راندارند چراکه معلول از نظر آنها نیرویی ناکارآمد است !! واین درصورتی است که اگر ما تستهای شخصیتی روی این عزیزان اجرا کنیم مطمئنا" باافرادی پارانوئید وبدبین ودرمواردی شخصیتهای نمایشی مواجه خواهیم بود ویا افرادی که خود کمبودهای شدید عاطفی داشته اند وبه نوعی از همنشینی با افراد معلول واهمه دارند چون تصور میکنند غرورشان مخدوش میشود وبه اصطلاح احساس ننگ وعار به اینها دست میدهد.

از طرفی مرکز تصمیم گیری واحد ومنسجمی نیز خود معلولین عزیز ندارند که   لا اقل خودشان با هماهنگی و اتحاد رویه بایاری جستن از افکارعمومی جامعه به حل مشکلات اقدام نمایند ودرمواردیکه از لحاظ قانونی حریم انسانی آنها زیر سئوال میرود پیگرد حقوقی وقانونی داشته باشند ومجموعه این عوامل یعنی مسئولیت نپذیری جدی سازمان بهزیستی ونبود مرکز تصمیم گیری واحد وهماهنگ کننده برای معلولین درنهایت منجر به آن گردیده است که حتی بعضی از متولیان به ظاهر حامی معلولین که مجوعه مقالات بایدها ونبایدهای تربیتی جمع آوری می نمایند درعمل خودشان آبروی حرفه ای وصلاحیت علمی این عزیزان را زیر سئوال میبرند ومتاسفانه آن مرکز بازرسی بیطرف نیست که اینها را استیضاح نماید ووظایف قانونیشان را بدانها متذگر شودودرنهایت دود این معضلات به چشم معلولین ما میرود وحتی آنها از حقوق شهروندی وابتدایی نیز محروم میگردند. البته تلاشهای انجمن دفاع از حقوق معلولان قابل تحسین است ولی چون حمایت های آنها ضمانت اجرایی ندارد براحتی برعلیه آنها موضع گیری می نمایند وکسی هم نیست پی گیر این مسئولیت نپذیریها باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:3  توسط  حسن فاتحی  |