تبليغاتX
دست نوشته های شخصی یک فرهنگی اردبیلی
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها

روانشناسی کمال

کتابی در دست مطالعه دارم با عنوان روانشناسی کمال نوشته دوآن شولتس ترجمه گیتی خوشدل که کتاب جالبی است وبه معرفی الگوهای شخصیت سالم میپردازد دراین کتاب نویسنده تلاش نموده است که با پرداختن به نظریات روانشناسانی چون آلپورت –راجرز-مزلو-فرانکل و..تاحدود زیادی از برسی های روانژندانه فاصله بگیرد ودرواقع شخصیتهای کمال یافته را بررسی نماید.

درواقع تفاوت روانشناسی کمال با دیگران این است  که ما به جای مطالعه بیماران تلاش خودرا معطوف انسانهای سالم بنماییم وبه جای درجازدن در خاطرات گذشته به حال وآینده توجه نماییم.

روانشناسی کمال معنا یابی وامید را سرفصل بحثها قرار می دهد ومعتقداست انسان برای سرزندگی بایستی همواره اهداف تازه ای برای خود ترسیم وپیوسته با نشاط کافی آنها را پی گیری نماید.

آبراهام مزلو دراین رابطه معتقداست"اگر آگاهانه طرحی در افکنده اید که از آنچه درتوان شماست کمتر باشید به شما هشدار می دهم تاآخر عمرتان ناشادمان خواهید بود".

شخصیت سالم لزوما" شخصیت بی خیال شادنیست وبه اعتقاد آلپورت زندگی شخص سالم چه بسا سخت-تلخ وآکنده ازدرد ورنج باشد به اعتقاد وی ماهیت ارادی شخصیت سالم یعنی تلاش برای آینده به کل شخصیت آدمی یگانگی ویکپارچگی می بخشد واوبرخلاف دیگران معتقداست هدفهایی که آرزوی شخص سالم است درتحلیل نهایی دست نیافتنی است وبدین لحاظ نیز باافزایشس تنش روبروست .

یعنی آلپورت برخلاف دیگران که بدنبال کاهش تنش هستند معتقداست شخصیت سالم برای رسیدن به اهداف بزرگ باید تنش زایی بکند .

نگرش فرانکل به شخصیت براراده معطوف به معنا تاکیدداردمعنایی که به نیاز انسان به جستجو نه برای خویشتن بلکه برای معنایی که به هستی ما منظوری ببخشد مرتبط میگردد یعنی هرچه از خود فرارویم وخودرادرراه چیزی یاکسی ایثارکنیم انسانتر می شویم درواقع فرانکل معتقداست در لحظات دشوارزندگی امیدوار بودن وبا امید زندگی کردن ازویژگی شخصیتهای سالم است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 18:50  توسط  حسن فاتحی  |