![]() |
![]() |
|
| معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها |
|
آسیب دوم: یکی دیگر از ویژگیهای برجسته مدیران نالایق فقدان یا ضعف جدی وجدان کاری است یعنی چون آنها براساس شایستگی انتخاب نشده اند بنابراین همیشه بیشتر انرژی روانی خودرا صرف غلبه بر استرسهای خیالی ازدست دادن مدیریت می نمایند و بدون دلیل به زیر مجموعه خود وحتی مراجعین مشکوک میگردندو تضاد دائمی تفکر خیالی ازدست دادن مدیریت و واقعیتهای موجود عملا" آنها را به موجودی ستیزه گر تبدیل می کند که مدام میخواهند تعارضات درونی خودرا با فرافکنی ویژگیهای نادرست به دیگران جبران کنند. آسیب مهم نشاءت گرفته ازاین ویژگیها این است که این تیپ مدیران فوق العاده انحصار طلب هستند وبه همین خاطر نیز همیشه تلاش دارند تمام کارمندان زیر مجموعه را خودشان انتخاب کنند واگر فرصت داشته باشند حتی سرایدار وخدمتگزار ساده را براساس معیارهای خود انتخاب می کنند یعنی دلشان میخواهد هیچ کس جرات انتقاد از آنها را نداشته باشد چراکه فوق العاده شکننده هستند وچون تمام انرژی خودرا صرف مقابله با جنگهای خیالی وطرح ونیرنگ مدیریتی می نمایند دیگر حوصله تحمل اعتراضی راندارند . چنین مدیرانی ظاهری مغروردارند ولی برای فریب دیگران ناخودآگاه به مکانیسم دفاعی ابطال نیز متوسل میگردند یعنی اظهار خدمت به محرومین وآدمهای بدبخت ویا حتی احسان به فقرا و... ولی غافل از این موضوع هستند که با مال دزدی احسان فایده ای ندارد واین عمل را ناخودآگاه برای رهایی از عذاب وجدان انجام میدهند. این مدیران نالایق با توسل به رابطه گرایی مطلق به هرجا منتقل شوند حتما" اصرار دارند معاونین خودرا که اکثرا" آدمهای ضعیف تر از خود ایشان هستند خودشان انتخاب نمایند واگر به علت شرایط تخصصی افراد نتوانست چنین کند دوست دارد آن پستها خالی بماند واگر هم ناچار شد همیشه مراقب آنها میگردد که برایش خطری محسوب نشوند. آسیب جدی دیگر چنین مدیرانی این است که کیفیت خدمات را فوق العاده پایین می آورند واصلا" انجام وظیفه برایشان مفهومی ندارد وبنابراین به هربهانه از پذیرش مسئولیتهای قانونی خود طفره میروند وحتی حاضرند آبروشرف انسانی ارباب رجوع را زیر سئوال ببرند ولی انجام وظیفه نکنند. این مدیران ارگانهای دولتی وسرانه بیت المال همان نهادها را مثل اموال شخصی خود تلقی می کنند وانگار یک شرکت خصوصی راه انداخته اند که چنین می کنند وبه همین خاطر نیز فوق العاده سلیقه ای عمل می نمایندوبخاطر همین بدبختیهاست که به یکی می گویند بینی ات دراز است وبه یکی می گویند کله تو موندارد وبه یکی هم دراوج نامردی می گویند پای تو خراب است و... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:13 توسط حسن فاتحی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیان نقطه نظرات درمورد مسایل مختلف معلولین ومسائل روز ونیز یاداشتهای روانشناسی
(چکیده مطالب خوانده شده ویا تجربه شده) |
|
RSS
|