تبليغاتX
دست نوشته های شخصی یک فرهنگی اردبیلی
معلولین وجامعه وواقعیتهای زندگی آنها

 

آسیب شناسی کارکردی مدیران نالایق ویک توصیه

 

در مطالب قبلی اشاره نمودیم که مدیران نالایق یا مدیر سفارشی می باشند ویا از مدیران تیمی محسوب میشوند ویا اینکه جزو افرادیند که تقوای اخلاقی ندارند وبرهمین سه ویژگی نیز خیلی گذرا به آسیبهای کارکردی پرداختیم .

درقسمت چهارم بااجازه دوستان دلم میخواهد اول یک طبقه بندی کلی ازاین تیپ مدیران داشته باشم ودرنهایت با یک توصیه به این تیپ افراد به بحث خاتمه دهم.

البته بنده در12بند به راهکارهای مبارزه با این معضل اشاره کرده بودم که به دلایلی آنها را دروبلاگ نگنجاندم.

مدیران نالایق به زعم من ازسه دسته فاکتور اساسی ریشه می گیرند ونضج پیدا      می کنند وبعضا" هم متاسفانه مثل آن علفهای هرز که دربین یک مزرعه آفت جدی کشاورزمیگردند اینها هم گاها" یک چنان رشدی می نمایند واین بار اگر چاره ای بدان اندیشیده نشود درنهایت موجودیت انقلاب وحاکمیت اسلامی را به چالش خواهند کشید.

فاکتوراول اینکه یک سری ازاین افراد بزرگانشان ازنیروهای ارزشی جامعه ما محسوب میشوند وبه انصاف حقی برگردن همه ماها دارند ولی در موارد متعددی ما شاهد سوء مدیریت وکارهای غیرارزشی بعضی از اینها هستیم وهیچ وجدان پاکی نمی تواند منکر آن گردد.

فاکتور دوم افراد فرصت طلبی هستند که بدون کوچکترین توجهی به وظایف قانونی والهی خودشان با هزار شعارو وعده وعید وارد مجلس شورای اسلامی میگردند وبجای اینکه به کار قانون گذاری ونظارت برآنها بپردازند به شکار وزیران میپردازند وبا حقه ها ونیرنگها واسط افراد مدنظرشان در مدیریتها می شوند.

فاکتور سوم از سوء برنامه ریزی ها وبازرسیها  ناشی میشوند یعنی این همه خوبان نجیب بی ادعا در ادارات ما هستند که به جز خدمت خالصانه نیتی ندارند ومدام میکوشند ولی یک مشت آدمهای مسئولیت ناپذیری که فقط با نیرنگ وقت اداری خودشان راسپری می کنند ویک سیستم بازرسی کارآیی هم نیست که خوب را ازبد تشخیص دهدوجلو خودسریها را بگیرد.

  در خاتمه شعور ناخودآگاه  ووجدان مدیران نالایق را مورد خطاب قرار میدهم واین فرمایش امام حیسن (ع) را به انها یاد آوری می نمایم که "اگردین ندارید لااقل آزاده مرد باشید"

شاید کسی مسلم نباشد ولی می تواند جوانمرد باشد وقطعا" خود این ویژگی درنهایت به نجات آنها منجر میگردد وما نمونه هایش را درتاریخ زیاد سراغ داریم بنابراین توصیه من به این افراد به عنوان یک شهروند این است که به خود آیند ولقمه ای را که باراه حلال وراحتتر میتوانند به خورد بچه هایشان بدهند با اسیر غرور وعار وننگ گشتن به حرام تبدیل نکنند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 0:16  توسط  حسن فاتحی  |