|
دست نوشته های شخصی یک فرهنگی اردبیلی یاداشتهای من درمورد جامعه معلولین
| ||
|
گاه درون من،مرا نعره زندکه ای فلان گرچه شنفتن سخن،سخت بوددراین زمان
نقش توگفتن خطا،نقش یکی بودثنا شخصیت توباثنا،بوده جدا زروح وجان
جامعه عزیزمان،گشته چوطفل بی امان خیزوبگوزاندرون،خفته مکن صدای آن
آفت بس مهم ما،بوده دوسبک ناروا وهم وتخیل گران،برده هزینه آسمان
طبل ودهل زدن شده جلوه دستجات ما گشته کنون هزارها،بی مخ جعفری عیان
زوروشعاربی هدف،بوده دوراهکاربد دزدجماعتی شده،دزدبگیرنانمان
آنکه خودش فسادرا کرده چوسیستمی روان بهرفریب دیگران نعره زند به مردمان
فاتحی ازبصیرت مدعیان گونه گون شکوه به آسمان برد،گرقلمش کندفغان موضوعات مرتبط: زوروشعاربی هدف،بوده دوراهکاربد! [ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 10:43 ] [ حسن فاتحی ]
|
||
| [ : ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||